پارت نوزده :
'شادی'
بنری که آماده کرده بودمو لوله کردم و گذاشتم تو کوله پشتیم.
همین که گوشیمو از برق کشیدم اسم آتش رو صفحه نقش بست.
جواب دادم که آتش پرسید:
- خوشگله امشب برنامهت چیه؟
لبخند شروری زدم و گفتم:
- امشب تولد عرشیاس.
- عرشیا؟
چشمامو تو حدقه چرخوندم و گفتم:
- برادر تنیم! وای خیلی آدم رو مخیه. دیشب بهم گفت امشب خونه نباشم، میخواد جشن بگیره!
آتش کنجکاو پرسید:
- و
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
ببین دوتا آدم سمی خوردن به تور هم، همو اذیت میکنن
۴ هفته پیشزاویه فک اتش
0شادی اتیش بیاره معرکه ایجان😜😜
۴ هفته پیشبرفین
1ای دمت گرم
۱ ماه پیشدلارام
1ووای عاشق شادی و اتشم اینا باید دوقلو میشدن خیلی خوبن خداکنه تا اخرش این 4تا همینجوری باهم خوب باشن
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
الان با هم خوبن؟😔🤣
۱ ماه پیشدلارام
1منظورم شادی و اتش و اشکان و بهاره الان انقدر خوبن پشت همن تا اخرش باهم باشن
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
اهااااا
۱ ماه پیشBiti
1وایی من فقط اینجا شیپ آتیش و ملودی پسندمم
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
خیلی خوبنننن
۱ ماه پیشفنِ رمان تکنیکا
0آتنا جان میشه بگی از کجا میتونم رمان نهان نیلی رو بخونم؟🫠
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
هنوز فایلش آماده نیست، هر وقت آماده بشه اطلاع میدم
۱ ماه پیشفنِ رمان تکنیکا
0باشه، ممنون✨
۱ ماه پیشنفس
0ببا اصن ین فرزاد کیع😂😞
۱ ماه پیشستایش
2من شادیو با این کاراش خیلی دوست دارم به نظرم میتونه به خانواده پوسیده خسرو یک زندگی دوباره ببخشه امااز ملودی بخاطر اون کارش وایب خوبی نمی گیرم ولی شادی هرجا میره با خودش شادی میاره برعکس ملودی آتش هم که بهترینه فرزادم بیاید ببینم چجوریه تا دربارش نظر بدم به نظرم رمانت بهترینه و کلی طرفدار پیدا میکنه
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
من ملودی رو درک میکنم، اون تو یه خانواده تاکسیک و سمی بزرگ شده و فقط دلش میخواست از اون فضایی که اذیتش میکرد دور بشه
۱ ماه پیشآتنا
1ببین عزیزم ملودی بقول نویسنده تو خانواده ای بزرگ شده که حسرت یک روز دورهم جمع شدن خندیدن داره یه خانواده سرد و ..ولی شادی یه زندگی بی نقص داره یه خانواده کامل معلومه که بایدم شاد باشه ولی من ملودی رو درک میکنم تو خانواده ای بزرگ شی که نخندیدن توش یه قانونه باید شخصیت های رمانو درک و زندگی کنی😢
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🥲😭💔
۱ ماه پیشRoza
0پارت بعدی کی میاد؟
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
الان گذاشتمش
۱ ماه پیشAyriana
1شادی جونمم میخواد غوغا به پا کنهه، به پا کنن که خوب به پا میکنیی. اصلا مهم نیست عرشیا چقدر خوبه، سیسی پشت سیسی😔🎀🤌🏻
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقااااا
۱ ماه پیشAyriana
0آناناس شیرین من پارسا هم که اینجاستت. ننه ات دورت بگرده شرورترین گرین فلگ😂😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
واقعا من هیچ وقت نمیتونم به این سوال که پارسا گرین فلگه یا ردفلگه جواب بدم...!
۱ ماه پیشAyriana
0وای وای.. چه پارت جیگیلی ای بود اسم شوهرمم اومدد حیف که خودش هنوز نداده رخ ننماییده😭😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
تو پارت بعدی رخ مینمایه😔
۱ ماه پیشAyriana
0فرزادمم، نمیگی اون چشمای قشنگت و قیافه اتوو از من میگیری، قلب من وایمیسته؟😔😂 (حالم از خودم بهم خورد پس شما هم راحت باشید)
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۱ ماه پیشAyriana
0بین شادی و ملودی یه دنیاا فاصله اس. ولی من احساس میکنم اگه بینشون حسی به وجود بیاد، اون حس قشنگترین حس رمانه😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🥲🫠
۱ ماه پیشAyriana
0بی صبرانه منتظر ریختن پر های فرزاد از دیدن شادی هستم😔😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
پارت بعدی رو بخون😁🫣
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زاویه فک اتش
0عرشیا نسبت ب شادی اصلا گناه نداره تو دوراهی گیر کردم اخه عرشیا هم ادمه خوبیه ولی خب..