پارت بیست :
عرشیا و ملودی قبل از اینکه ترقهها بترکن عقب رفتن.
بعد از اینکه صدای ترقهها کمتر شد، عرشیا با نگاهی که میشد ازش خوند دلش میخواد آتیشم بزنه و ملودی با نگرانی جلو اومد.
عرشیا حرصی اسممو صدا زد.
با نیش باز گفتم:
- جونم داداشی؟
آتش جلو اومد، کنارم وایستاد و دستشو دور شونهم انداخت. با لبخند شیطونی به ملودی نگاه کرد و گفت:
- تولد داداشت مبارک خوشگله!
ملودی چشماشو تو Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ایناا
2ملودی یه نمه خودخواه بازی در نیاورد؟حداقل به شادی بدبخت میگفت تواون خونه چه خبر
۱ ماه پیشزن اینده اتش
2وایی فقط اونجا که گفت پسر خوشگله من میشی 😭😭
۱ ماه پیشزن اینده آتش
1مگه میشه از همچین منبع بلایی دور باشی اخه؟ وای واقعا عاشق شخصیت شادی امم >>
۱ ماه پیشBlueberry
0پسر خوشگله داماد مورد علاقه منم هست 🙏
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
منم🙏🏻
۱ ماه پیشAyriana
0صدااقت، ببین صداقت و عشق کنید توی دخترم😂✨ علنا داره میگه من سواستفاده گرم میخوام ازتون سواستفاده کنم پس آماده باشید😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
صداقت از همه چیز مهمتره😔🤣
۱ ماه پیشAyriana
0اوه اوه صحنه ای که نیلی میخواست *** رو بیشتر از قبل *** پوره کنه..😂🫡 این صحنه خدا بودد
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
وای🤣🤣🤣🤣🤣
۱ ماه پیشAyriana
0شادی نیش ناشم.. خیلی گوناه داره، هم این هم ملودی هر دوتاشون گناه دارن
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🥲💔
۱ ماه پیشAyriana
0بقیه دخترا:نهه حتما اون باید بهم پیشنهاد بده نهه.. مود شادی تو اولین دیدار بدون اینکه هنوز چیزی از فرزاد بدونه:😂😭✨
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😂😔😭
۱ ماه پیشAyriana
0وای وای.. «پسر خوشگله من میشی؟😭» غلط کرده نشهه، اصلا مگه دست خودشهه؟
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
همییییین
۱ ماه پیشزاویه فک اتش
0ولی پایه بودن اشکان و بهار🛐🛐
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
وای عاشقشونم🛐
۱ ماه پیشAyriana
0بابا ای بابا این عرشیا هم که زد صحنه رو قهوه ای کرد.. مرتیکه تازه رسیده بودیم به قشنگی اتفاق😂😔
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
داداش رو مخ🔪
۱ ماه پیشزاویه فک اتش
0ولی اتنا جدی قلمتو دوس دارم🙏🏻😭😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
وای خیلی خوشحال شدم عشقمممم😭🫶🏻
۱ ماه پیشAyriana
0وای من حضور دوتا شوهرم توی یه پارتو نمیتونم😔🤌🏻 آب قند پلیزز😂😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
شوهرم بالاخره اومدددد
۱ ماه پیشAyriana
0شادی و نیکا پکیجی ان که عرشیا رو صاف و مستقیم میفرستن اون دنیا😔🤌🏻
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بهترین پکیج دنیا🛐
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0آتنا نویسنده گل پسر روانی بیشرف دوقطبی بیار من کراش بزنم خاک تو سرم کنم کارام آدمیزادی نیست ولی بازم مثل سگ عاشق آتش شدم ولی فرزادم حس پسر گوگولیا رو میده جیگر عرر