پارت بیست و دوم :
همزمان نگاه من و آیدا برگشت سمتش.
نگاه آیدا واقعا ترسناک بود و خیلی خوشحال بودم که اون نگاه سمت من نیست.
با لحنی که از خشم میلرزید گفت:
- چی گفتی؟
کیارش بدون اینکه ذرهای از موضعی که داشت عقب بکشه، دستاشو تو جیباش گذاشت و خیلی پررو گفت:
- گفتم منم میام.
آیدا نفس عمیقی کشید و حدس زدم این کارو انجام داد تا جیغ نزنه.
انگشت اشارهشو به سمت کیارش گرفت و گفت:
- تو هیچ گور
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Mohi
1یعنیی چیی من فکر میکردم کیارش از شادی خوشش میاد😭😭
۱ ماه پیشAyriana
0خسته نبااشی خوشگلهه🤌🏻بابت پارت پر از لاس و لوسی مرسی
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🫶🏻💋
۱ ماه پیشAyriana
0ای درد و سامان، این زهر حلاهل و سامان، ای بمیری و سامان😭😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
حالا جالبه سامان تا حالا تو رمان کار بدی انجام نداده و ما صرفا چون شادی ازش بدش میاد، ازش بدمون میاد
۱ ماه پیشAyriana
0دختر پسره اگرم از مهمونی اومده بودن چیزی هم زده بودن همش با دیذن این سه تا روانی پرید😂😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقاااا🤣😔
۱ ماه پیشAyriana
0آقا اینا چهار نفرم بودن آتش میتونست رو پای کیارش بشینه ای بابا.😔 با یدونه ماشین و تعداد زیاد اینا آشنایی ندارن؟
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
صاحب ماشین باکلاس بود😔😂
۱ ماه پیشAyriana
0معلومه که فرزاد جونم یه پارچه آقاستت. چطوری سامانو باهاش مقایسه میکنن😮 💨
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
همیییییین
۱ ماه پیشAyriana
0دوست پسر شدن با پسر خوشگله شدن خیلی فرق داره.. مرسی آتیش جون😂😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
دقیقاااا پسر خوشگله شدن یعنی تا عمق روح و روان یکی وارد شده باشی
۱ ماه پیشAyriana
0حسودی حسوددی حسوددی حسوددی کیارش بددجوری داره حسودی میکنهه😔😂 بسوز هول جون که حالا حالا عا باید بسوزی فکر کنم
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
حالا اگه بگی عمرا گردن بگیرههه
۱ ماه پیشAyriana
0وای وای حرف آتش خیلی حق بودد. مرتیکه هولِ موز نخورده پسر خاله شده😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
مرتیکه هولِ موز نخورده پسر خاله شده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۱ ماه پیشAiriyana
0ببین دیگه کیارش چیه که آتش از خلقتش پراش ریخته. آتشی که خودش در گوش دخترا لاس میزنه😔🤌🏻
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
آتش تکی تکی انجام میده
۱ ماه پیشAyriana
0خیلی هنر میخواد انقدر هول و لاسو باشی ولی در عین حال وایب بدی ندیاا😔😂دست خوش کیارش دست خوشش
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣
۱ ماه پیشAiriyana
0حالا که دارم نگاه میکنم انمیز تو لاورز قوی تری از نیما و آتش نداریم ولی خب این دوتا بچه آیدا و کیارشن خوبن😔😂 (منی که تو هر پارت یه کامنت راجب آتیش و نیما دارم)🤗😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
آخر باید یه وانشات از اینا بنویسم😔😂
۱ ماه پیش...
0ماچ بهت زن یعنی با هر پارتی که میدی انقد ذوق میکنم که نگو مثل همیشه عالی بود❤️❤️❤️❤️❤️😻😻
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🥹🫶🏻
۱ ماه پیشماماسیتا
3حاجیی پارتت بسیارر باحال و جذاب بود ادامه بده نویسنده جونمم..
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🫶🏻💋
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0از ابدا ملودی متنفرم هر دو خنگ وای لعنتی عاشق شدیم و کیارش چون شخصیم باهاشون میسازه