پارت بیست و سوم :

منم ناچار پیاده شدم و همراه با کیارش دویدیم سمت جایی که آیدا رفته بود.
وقتی رسیدیم کنار آیدا، سامان رو افتاده رو زمین، درحالی که با طناب به صندلی بسته شده بود دیدم.
لبش پاره شده بود و خون زیادی ازش رفته بود. تمام صورتش زخمی و کبود شده بود و دوتا مرد که از قیافه‌شون مشخص بود شرخرن بالای سرش وایستاده بودن.
آیدا نگران و رنگ پریده خواست بره سمتش که متوقف شد.
وقتی بهش نگاه کردم دیدÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شادی در رمان رنسانس هفده سالگی شادی
تصویر شخصیت ملودی در رمان رنسانس هفده سالگی ملودی
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رنسانس هفده سالگی فرزاد
تصویر شخصیت آتش در رمان رنسانس هفده سالگی آتش
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    0

    می دونم ملودی قصدش خیره ولی بدجور به خاطر زدن آتش ازش بدم میاد شادیه بدبختم وای وای اصلا بدنم لمس شده کیارش پسرم اون آیدا لیاقت تورو ندارع وقتی اون سامان بهش خیانت کنه میاد سمتت و آتنا جان نویسنده گل کیارش و آتش خیلی گلن باز ملودی بهتره ولی ایدا به هیچ عنوان کیارش پسرم مظلوم برو لاسای کثیفتو بزن

    ۷ روز پیش
  • Ayriana

    3

    با اینحال اینجوری که معلومه ملودی با ماتحت افتاده تو ظرف عسل. هم اینور هم اونور براش جشنواره اس فقط الان شادی مظلومم این وسط داره میره تو زمین هیچکسم حواسش نیست😭

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    2

    شادی خیلی گناه داره.. اصلا حتی درک کردنش هم که جایی باشی که نخوانت اما از اونورم تو جایی که بهش تعلق داری احساس راحتی نکنی اعصابمو بهم میریزه. چه برسه به زندگی کردن باهاش وای خدایا خدایا🤧

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    ملودی خیلی بوس بوسیه😭✨

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    اه عرشیا.. تو یکی دیگه تو تصوراتی که ازت دارم گند نزن که مرتیکه وحشی😭 به تو چه دخترم چیکار میکنه چیکار نمیکنهه

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    خسرو چرا داره نیش ناش میشه؟ آتنا مسیر و اشتباهی اومدیم😭

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    کیارش بیا بمیرم برای مظلومیت لحظه ایت😭

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    جدی هیچی بیشتر از دختری که انقدر واسه دوست پسرش پاچه خواری میکنه حالمو بهم نمیزنه.. تازه به شادی هم میپره، خدایا🤦🏻 ♀️😂

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    1

    ای سامان تو چی هستی که انقدر نفرت انگیزی😭

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    همون نگاه هزارتا خاک تو سرت دختره بی لیاقت توشه😂🤌🏻

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    کیارش نگو چکی جان یا(جکی چان نمیدونم کدومش درسته) بگو😭😂🤧

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    شادی شادی تو چی هستی که حتی ساید دوست پسر هم داری😂😔

    ۱ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    «دست نداشته باشم خیلی بهتر از اینه که تو آسیب ببینی» تراز ترین لاسی که کیارش توی این پارتا زد😭✨ ایشالله از دست دادن دستت😭

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی کاش بیشتر از اینا ملودی رو بغل می کردین تا کمبود محبت نداشت:))

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دیگه کاریه که شده،شادی دلش نمی خواست که از اون خانواده اش جدا شه حالا که اینطوری شده بهتره باهاش خوب برخورد کنن اونا هم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️