پارت بیست و یک :
آتش به دیوار تکیه داده بود و زل زده بود به ملودی. نزدیکش شدم و با شیطنت گفتم:
- نیما همینطوری از اینکه من باهات دوستم عصبی میشه. اگه بفهمه تو رو ملودی کراش زدی بی برو برگشت سکته میکنه!
سرشو تکون داد و گفت:
- با اینکه اذیت کردن نیما خیلی حال میده اما نه...من از ملودی خوشم نمیاد.
- گوشای منم مخملین! از لحظهای که اومدیم چشمات روشه!
- من فقط میخوام یه جوری تلافی سیلی که بهم زد
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارگل
1نمیدونم چرا اما عاشق شادی ام و متنفر از ملودی! 🤦🏻 ♀️
۳ هفته پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
مگه ملودی چیکار کرده💔
۳ هفته پیشنیلو
0فقط من منتظرم که یا شادی یا ملودی با یکی کاپل شن که ذوق کنم؟!😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
هنوز زودهههه
۱ ماه پیشنیلو
1تو رو خدا این عرشیا بدبختو اذیت نکنین ما حالشو تو نهان نیلی بخاطر نیکا دیدیم😂
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😂😭
۱ ماه پیشنیلو
1الان واقعا نمیدونم باید به این کیارش حس خوبی داشته باشم یا نه😶
۱ ماه پیشنیلو
0آره آتش جون اصلا خبری نیست😂😔
۱ ماه پیشNefes
0پارت جدیدو کی ارسال میکنیی😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
ارسال کردم الان
۱ ماه پیشBlueberry
0عادیه فقط به خاطر اینکه آتش ملودی رو خیره نگاه می کنه ذوق کنم؟😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😭✨
۱ ماه پیشbanin
0خوبه آیدا تنهایی نرفت و به شادی زنگ زد من میگم این یه تلست
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🫣🤷🏻♀️
۱ ماه پیشزاویه فک اتش
0وای خیلی خوبنن اه سامان چی میگه این وسط جاست کیارش
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بالاخره یکی پیدا شد رو کیارش کراش بزنه...همه ازش متنفرن😔💔
۱ ماه پیشزاویه فک اتش
0چه کاپلایی در پیش داریم جونن
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😁🫣
۱ ماه پیشAyriana
0بخاطر همینه که شادی رو انقدر دوست دارم. در همه حال، سیسی پشت سیسی🤌🏻🎀
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
گرلز گرل🛐🔥
۱ ماه پیشAyriana
0یا موسی بن جعفر .. مثل اینکه همه چی پیچیده اس، اون عموئه که شبیه آتیشه کیه دیگه.. بابا آتیش یدونه اس😔😂😭
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😁😔🫣
۱ ماه پیشAyriana
0دست اونایی که سامانو گرفتن درد نکنه😂😔 نمیشه همونجا نگهش دارن؟
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
سوال مهم من و تو و شادی و تمام مخاطبای رنسانس هفده سالگی:
۱ ماه پیشAyriana
0معرفی میکنم، کیارش نخود بدمزه هر آش😂😭 چرا همه جا هست این کنه اه
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
عه اینجوری نگو کراشمه😔🫣
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0شادی برای یک چیز دیگری ملودی چون زد تو گوش بچم زیاد باهاش حال میکنم آیدا کیارش باهم میرن و خدایی نیما و آتش کاپلشون از همه قشنگ تره عرشیا خیلی بدشانسه ولی مهربونم کیارش اولاش ازش بدم میاد ولی مطمئنم در آینده عاشقش میشم«امیدوارم تا امیدم نکنه پفیوز» آتنا رمانت دوست دارم