دوست داشتی؟
رمان گل رز سفید اثر nastaran_f

رمان گل رز سفید

  • به قلم nastaran_f
  • ⏱️۱۱ ساعت و ۴۷ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 103.9K 👁
  • 451 ❤️
  • 349 💬

خلاصه رمان طنز گل رز سفید

شمیم.. دختری مغرور… لجباز… غد و یکدنده.. که با دوست صمیمی و جون جونیش طنین با اصرار و التماس وارد دانشگاه دولتی رشت میشن! موضوع اصلی رمان از اونجایی شروع میشه که شمیم سر یه لجبازی هر چند کوچیک با استادِ جوونش لج میافته!.. لجاجتی که عاقبت خوب و خوشی رو براش در پی نداره! گذشته از اون .. در این بین اتفاقاتی براش میافته که به قول معروف این اتفاقات میشن چوبی لای چرخ زندگیش! پایان خوش

قسمتی از متن رمان گل رز سفید

طنین- شمیــــم!!!!!!!!....جیـــغ ..قبول شدیـــم قبول شدیــــــــــــم...
- واای طنین گوشم رفت .. یه مین بصبر ببینم چه خاک رسی به سرمون سرازیر کردیم خودم بهت زنگ میزنم..
طنین- اوکی فقط زوود باش..
- فعلا..
و زود قطع کردم...
یکی یکی اسمارو داشتم میخوندم که رسیـــدم به اسم خودمـــ.. از خوشحالی کم مونده بود سکتــه کنم..دانشگاه دولتی اصفحان و مشهد و رشت قبول شده بودم...
با جیغ و ویغ از اتاقم اومدم بیرونو رفتم سمت مامانم..
-جیـــــغ...مــامان؟؟.. بابا ؟؟...
مامان از اتاقش هراسون اومد بیرونو گفت- چی شده؟؟
- قــبــــول شـــــدم....واااای بهـــتــــر از این نمیشه...مامانی اسمم برای دانشگاه دولتی اصفحان و مشهد و رشت در اومده...باورت میشــه؟؟
با اوردن دانشگاه دولتی اصفحان و مشهد اخمای مامان رفت توهم..
داشتم با ذوق بالا پایین میپریدم که با حرفی که مامان زد خودمو روی نزدیک ترین مبل ول کردم...
مامان با اخمای تو هم گفت- همینم مونده که دخترمو بفرستم توی یه شهر غریب..
کل ذوقم کور شد..ینــی چی؟ .. مگه من بچم که بخواد مواضبم باشه؟
فکرمو به زبون اوردم-- ینی چی مامان؟ .. مگه من بچم که میگی همینم مونده دخترمو بفرستم شهر غریب؟تازشم....من دانشگاه رشت هم قبول شدماا
مامان چپ چپی بهم نگاه کردو گفت- نه پس.....اگه خیلی بزرگ شدی چرا ازدواج نمی کنی؟..دانشگاه رشتم خیلی دوره
این بار اخمای من بود که رفت تو هم..دقیقا دست گذاشته بود رو نقطه ضعف من..
با پوزخندی گفتم -- هه... مثل این که خیلی علاقه داری از دستم راحت بشی مگه نه؟...
مامان- نه ... اینو گفتم که حرف خودتو به خودت یاد اوری کنم که گفته بودی من هنوز خیلی بچم..
-- اره من قبول دارم .. هنوزم میگم که خیلی بچم .. ولی برای ازدواج بچم..وگرنه انقدری بزرگ شدم که عقلم برسه خوب چیه بد چیه!... الکی هم برای من بهونه نیارید من یا میرم مشهد و اصفحان یا رشت...حالا دیگه با خودتونه...ولی مطمئن باشید که من تا سال دیگه پشت کنکوری نمیمونم
و بلند شدمو با حرص وارد اتاقم شدمو و درو محکم کوبوندم به هم..از حرص داشتم میترکیدم..من این همه درس نخوندم که برم توی یه دانشگاه ازاد زپرتی اونم کجــــــــا؟؟تو استارا درس بخونم..با صدای زنگ گوشیم دست از حرص خوردن برداشتمو بسمت گوشی رفتم..
--چیه طنین؟؟؟
طنین- کو سلامت؟
-- کارتو بگو که اصلا حوصله ندارم..
طنین- تو کی حوصله داشتی که این دومین بار باشه؟
--کارتو میگی یا قطع کنم؟
طنین-پوفـــــــــــ..مامانتینا چی گفتن؟
پوزخندی از حرص زدمو گفتم--هیچی چی می خواستن بگن؟زحمتمو دارن به باد میدن..
طنین- ینی چی؟
-- ینی این که مامانم قبول نکرد..تو چی؟
طنین-اکِهِــــــی...مامانو بابای منم گفتن فقط میزاریم دانشگاه رشت بری همین!
-- باز حداقل مریم خاله گفته دانشگاه رشت!.. مامان من همچین اخم کرد که کم مونده بود خودمو خیس کنم..
طنین-بابات چی گفت؟
-- هیچی .. نظاره گر صحبت های گرانقدر منو مامانم بود..
طنین-اینجور که معلومه اینا فکر نمی کنم امسال بزارن ما بریم دانشگاه..
نفس عمیقی کشیدم تا حرصم از بین بره ولی هیچ اتفاقی نیافتاد..
--ولی من نمیزارم با ایندم بازی کنن...
طنین- چیکار می خوای بکنی؟
--اعتصاب ..
طنین- اعتصاب چی؟
-- همه چی...خودمو تو اتاقم زندونی می کنم..
طنین- دیونه شدی مگه نه؟
با جدیت گفتم--نـه!!
طنین-شمیم؟؟!!؟
-- چیه؟
طنین- بیا و از خر شیطون پیاده شو ... حالا زیادم مهم نیس که امسال نشد سال بعد..
--تو میفهمی داری چی میگی اصلا؟..من تابستونا برای خوندن این کوفتو زهرماریای دوم دبیرستانو سوم دبیرستانمو خودمو تو خونه حبس نکردم که حالا برسم به اینجا...تورو نمیدونم ولی من باید امسال برم دانشگاه.. حالا می خواد مشهد باشه یا اصفحان..برام فرقی نداره..خدافظ.
گوشیو قطع کردمو پرتش کردم رو تختم.بسمت پنجره ی اتاقم رفتمو بازش کردم تا یه نفسی بکشم بلکه از این حالو هوا دربیام.هه. انگار نه انگار که همین نیم ساعت پیش داشتم از ذوق جوون مرگ میشدم.ولی الان چی؟. الان ارزوی مرگمو دارم.اینهمه به حرفای مامانو بابا و حتی نعیم گوش کردم حالا انظار زیادیه که یک بار . فقط یک بار طبق خواسته ی من عمل کنن؟
پنجره رو بستمو در حالی که بسمت تختم میرفتم به ساعت نگاه کردم.ساعت1 نصفه شب بود.با حرص خودمو انداختم رو تختو پتو رو تا بالای سرم کشیدم روم...ای که الهی اخرین شب زندگیم امشب باشه.
صبح بود که با احساس این که یکی داره نوازشم میکنه از خواب بیدار شدم.
لای چشمامو که باز کردم مامانو دیدم. خواستم مثل هر روز بلند شدم بقلش کنم که اتفاقات دیشب مثل یه فیلم از جلوی چشمام رد شد.
پشتمو به مامان کردمو پتو رو که روی شونم بود رو هم روی سرم کشیدم.
مامان-دخترم؟نسترنم؟نمی خوای پاشی؟
جوابشو ندادم.
مامان-خوابیدی باز؟
بازم جوابی ندادم
مامان -میدونم که بخواطر حرف دیشبم ناراحت شدی ولی باید درکم کنی.
با حرص پتورو کنار زدمو از تخت بلند شدم و رو به مامان گفتم--....
--چقــدر باید درکتون کنم؟؟..توی این چن سال کم درکتون کردم؟... تاحالا دیدین رو حرفتون حرف بیارم؟.. ولی دیگه تموم شد..این بار برای اولین بار تو عمرم می خوام که خودم برای ایندم تصمیم بگیرم...دیگه نمی خوام تو سری خورتون .. کسی که درکتون می کنه من باشم..چرا نباید از ندیم بخوایین که درکتون کنه؟..چرا فقط من؟؟...مگه من چقدر صبورم؟..تا کی نباید چیزی بگم؟


بیشتر بخوانید
نظرات رمان گل رز سفید
  • Rihana

    0

    اصلا خوشم نیومد، از وسطش ولش کردم، و پیشنهاد میکنم نخونید. اسم دوستش یه جا میشه طنین یه جا میشه زهرا خب بالاخره کدوم؟؟ تکلیف خودتو مشخص کن بعد وسطش یهو شد فصل دوم و پرید جلو😒😒😒 بلد نیستی رمان بنویسی، ننویس

    ۳ روز پیش
  • ....

    0

    خیلی پرش داشت خیییییلیییییی

    ۴ روز پیش
  • Safa

    0

    جالب بود و اینکه خیلی طولانی بود یکم کم تر بهتر بود

    ۷ روز پیش
  • ali

    11

    همش شعر میگید شما دخترا تا طرف پول و قیافه نداشته باشع نمیرید باهاش این رماناهم بخاطر همین پسررو خیلی خشگلو پولدار میکنن

    ۲ سال پیش
  • یاسی

    52

    کی گفتههههه|: همه عین هم نیستن. واسه هر گسی یه چی اولویته پس جمع نبند:)

    ۱ سال پیش
  • فرشته رادمنش

    10

    لایک داری👍🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    20

    نه اصلا قبول ندارم نطرتو چون اگه اونجوری بود اصلا هیچ *** نباید ازدواج میکرد اخلاق و حیا مهم تراز تیپ و قیافس

    ۱ سال پیش
  • Shadi

    5

    اوکی پس اگه یکی اومد چاق و فقیر و بد قیافه و زشت و قدکوتاه ولی اخلاقش خوب بود حیا داشت خاستگار توعه و مطمئن باشم قبولش میکنی؟!

    ۹ ماه پیش
  • M. r

    14

    داداش تو که میگی دخترا به پول و قیافه و... بیشتر اهمیت میدن از نظر من همه مثل هم نیستن هر کدوم از ما یه رفتاری داریم و از نظرم ذات خیلی مهم تر از قیافه و پوله حالا مثلا یکی پولدار ترین ادمه ولی ذات نداره این چه فایده دارع با پول نمیشه همه چیو خرید ذات که اصلا

    ۱۱ ماه پیش
  • سارا

    12

    معلومه نه پول داری نه قیافه

    ۶ ماه پیش
  • نیکا

    15

    از نظر من کلا پسرو ول کنید بشید مرد خودتون

    ۵ ماه پیش
  • آتنا

    0

    حققققققققققق

    ۴ هفته پیش
  • نفس

    6

    یاد بگیر همه رو مث دخترای دور ورت نبین علی جان

    ۵ ماه پیش
  • آوا

    7

    علی جان خیلی **** میگی

    ۵ ماه پیش
  • KKL

    12

    مثل شما پسرا که تا دختر زیبایی نداشته باشه و مثل بردتون نباشه آدم حسابش نمی کنید.

    ۳ ماه پیش
  • آوا

    3

    از بجایی می پرید یجای دیگه بعدم بار اول که باهم قهر کردن شمیم واقعا روی چیز مسخره ای قهر کرد .آدم مشتاق نمیشد بقیشو بخونه.

    ۴ هفته پیش
  • ...

    1

    زندگی عجیبیه خدایی ولی یکم لوس بود رمان و خب ارزش نداشت این همه بشینم پاش و همچنین باید بگم که خیلی زود بند داستان تموم میشد یهو از عروسی رفتن ماه عسل و خیلی عروسی تو عروسی و دراما تو دراما بود جم تی وی دیگه انقد دراما نداره

    ۱ ماه پیش
  • رها

    2

    من الان نزدیکه بیست ساله رمان میخونم کمتر رمانی رو دیدم که انقدر بچگانه و لوس و پر از غلط املایی باشه اصلا خوشم نیومد به دوستانی که میخوان این رمان رو بخونن پیشنهاد میدم وقته خودشون رو هدر ندن ارزش خوندن نداره.

    ۱ ماه پیش
  • رها

    0

    ادامه نظرم رو میگم .نویسنده عزیز اگه میخوای به کارت ادامه بدی و نویسندگی کنی بهتره یکم مطالعه کنی .خواهشا از رمان های دیگه کپی نکن .یه داستان که میخوای بنویسی چند بار بخون ببین غلط املایی نداشته باشه متنت .این طوری همه ی رمان هات اگه غلط املایی داشته باشه کمتر کسی رمانت رو می خونه.

    ۱ ماه پیش
  • رها

    0

    من فقط اول رمان روخوندم بقیه رو خوندم داستان به شدت بچه گونه بود. نویسنده گرامی چه طوری اسمه شخصیت هارو یادت رفته یه جا اسمه دوسته شمیم رو نوشتی طنین چند جای دیگه نوشتی زهرا یه جا اسمه داداش شمیم رو نوشتی ندیم یه جا دیگه نعیم نوشتی اصلادقت نکردی .مشخصه نویسنده سنش خیلی پایین بوده.

    ۱ ماه پیش
  • asra

    3

    آخراشو که شکست عشقی و اینا خورد بد بود،چون ما این رمان رو به عنوان طنز انتخاب کردیم ولی بعد از یه جایی همش گریه و زاری بود،ولی در کل خوب بود

    ۱ ماه پیش
  • Bbbb

    1

    قصه خیلی معمولی بود خیلی زیاد و پر از غلط املایی

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    خوب بود در کل و جاهایی باید ویرایش میشد از جمله دو فصل اول خیلی کسل کننده بود بعد از یه جایی به بعد فقط دختره دم به دقیقه اشکش دم مشکش بود و ...

    ۲ ماه پیش
  • ناشناس

    3

    عزیزم غلت املایی زیاد داشت کسی که رمان مینویسه بایدحواسش باشه که چه اسمی انتخاب کرده اون دوست شمیم من نفهمیدم اسمش طنین بودیازهرا خودم دارم یه رمان مینویسم میدونم خیلی سخته ولی روزی۱۰بار نگا میکنم ببینم اشتبا ندارم جایی هست که تپق زده باشم اینا چیزایی هستن که۱نویسنده بایدحواسش باشه من هنوز پارت۱هستم

    ۲ ماه پیش
  • haida

    0

    اسم رمانت چیه بانو؟

    ۲ ماه پیش
  • لیارا

    5

    غلط ✅ غلت❌

    ۲ ماه پیش
  • ستایش

    2

    موضوع رمان میتونست جذاب بشه ولی اصلا از قلمت خوشم نیومد نویسنده علاوه بر غلط املایی که داشتی جاهایی که رمان رو جذاب تر میکرد رو از وسط ول میکردی و به جزئیاتی که کم اهمیت تره مینوشتی بعدم اصلا از بهونه ی جدایی شمیم و ارشان خوشم نیومد. شخصیت شمیم از یه جا به بعد انگار دختر پنج ساله بود، خیلی لوس بود

    ۲ ماه پیش
  • ?✨️

    3

    سلام رمانت عالییی بود خیلی قشنگ بود واقعا بهترین رمانی بود که من تا الان خونده بودم عالییی ولی به نظرم اگر اهنگ رز سفیدمن اون تیکه هایی که ارشان و شمیم از هم دور بودن و مینوشتی خیلی بهتر میشد البته عالیییییی بودددددد👌👌👌👌👌

    ۵ ماه پیش
  • آتنا

    2

    آهنگ رز سفید من حامیم✨️🤍

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!