خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت بیست و هفتم :
با لیلا صحبت میکردم. نمیدانستم من را یادش هست یا نه؟ هنوز با هم دوست هستیم یا نه؟ قضیه قرص را چه؟ به یاد دارد؟
با نگرانی اسمش را به فارسی و انگلیسی سرچ کردم ولی متاسفانه چیزی دستگیرم نشد.
با حرص چشمانم را بستم و بعد با فکری که به سرم زد سریع دوباره چشمهایم را باز کردم و اینبار کلمه " خواهری" را سرچ کردم. وقتی به چیزی که میخواستم رسیدم با ذوق برای خودم بشکنی زدم.
حالا باید تماس
لطفا صبر کنید...

الهام
0چرا دلتنگش میشی اخه به نظر من کیوان بهتره