خلاصه رمان عاشقانه شب برهنه
خودکار را بارها بارها درون انگشتان یخ زده ام می چرخانمو برگهای سفید را نظاره میکنم. حس میکنم بالاخره وقت اون رسیده باشه تا دوباره بعد از مدتها شروع به نوشتن کنم ولی نمی دونم ازکجا باید شروع کنم؟ شاید بهتر باشه از شکست هام بنویسم از آدمهایی که کوچکترین حسی به اطرافشان ندارن و شاید روزی رسد که پشیمون شدن، روزی که خیلی دیره کسایی که دوستی کردن و خنجر زدن و من چشم رو گناهشان بستم…. با یاد خدایم شروع میکنم از جایی که در خلوت تنهاییش نوری از عشق و صداقت جوانه میزد،رویاهای محالش می روند تا رنگی از حقیقت به خود گیرند رنگی از عشقی افلاطونی ، عشقی در ورای تنهائی...
قسمتی از متن رمان شب برهنه
سیمی
0خوشم نیومد جذابیت نداشت والا
۴ ماه پیشمحیا
0خیلی قشنگ وجذاب بود
۵ ماه پیشFaezeh
1واقعاا خانوم شجاع از صمیم قلب به قلم زیباتون و متن دلنشین تون تبریک میگممم خیلییی قشنگ و زیبا بود واقعا از خوندنش لذت بردممم دلم نمیخواست تموم شههه فوق العاده بود
۱۰ ماه پیشفاطمه
0خسته نباشید گرچه تقریبا مثل همه ی رمانهای همخونه ای واجباری بود فقط اینجا آقا بهراد قصه مون خیلی مرد بود وبخاطر پول از همسرش نگذشت مثل بعضیا که بخاطر پول از همسر وحتی فرزندشون میگذرن بخاطر وابستگی زیادشون به ثروت پدراشون دست مریزاد نویسنده جون
۱۱ ماه پیشبهار
0خوب بود آب دوغ خیاری نبود ،دوست داشتم
۱ سال پیشبی نام
0اولین رمانی بود که خوندم یادش بخیررر
۱ سال پیشAramesh
1عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید 🥲♡
۲ سال پیشسیما
0قشنگ بود . ولی آخرش رو خیلی خلاصه کرده
۲ سال پیشصدف
1رمان جذابیه قبلا اونو خونده بودم توصیه می کنم بخونیدش ممنون از نویسنده عزیز
۳ سال پیشسحر ۳۵
0خیلی قشنگ بود دوسش داشتم
۳ سال پیشفاطمه
0جای کارداشت غلط املائیم داشت با این حال دست نویسنده دردنکنه
۳ سال پیشحدیثه,
0موضوع رمان تکراری بود و هیچ جذابیتی نداشت اما با این حال قلم نویسنده خوب بود
۳ سال پیشاعظم
0خوب بودنویسنده عزیزم خداقوت
۳ سال پیشفاطمه
0خیلی زیبا و عالی بود
۳ سال پیش
فاطمه ❤️
1رمان خوبی بود ممنون نویسنده جون 💜💜💜💜