خلاصه رمان عاشقانه گیان یعنی جان
شیرین، دختری عاشق ادبیات کلاسیک، از کودکی شیفته وحید، همسایه بزرگترش میشود. عشقش مانند اسب تروآ، از درون او را اسیر میکند؛ او را "دیدهبان" مینامند و شیرین سالها از پشت پرده تماشایش میکند، حتی رشته تحصیلیاش را تغییر میدهد تا به او نزدیکتر شود. در خیال، در آغوش وحید است، اما در واقعیت، او همچنان دختر کوچک همسایه باقی میماند. در این میان، بحران خانواده را فرا میگیرد: داماد خانواده (احسان) ناگهان ناپدید میشود، همزمان با تولد نوهشان از روشنا، خواهر وحید. دو خانواده برای یافتن احسان و حمایت از روشنا متحد میشوند. شیرین نیز همراه وحید در این مسیر پر پیچ و خم قرار میگیرد. نزدیکی اجباری، راز عشق پنهان شیرین را برملا میکند. اما وحید با رد قاطع، دل شیرین را میشکند. او که خود را "عروس ناکام" مینامد، تصمیم میگیرد از این عشق یکطرفه رها شود؛ حتی اگر زخم وحید تا ابد در دلش بماند. شیرین میکوشد قلبش را از دام عشق بیرون کشد و شاید روزی، شیرین قصهای دیگر شود.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان گیان یعنی جان - پارت 130
"بفرمایید" زیرلبیاش را میشنوم و با تکان خفیف سرم سمت میز پشت به او میچرخم. هنوز قدم اول را کامل نکردهام که صدایم میزند. رو به او که برمیگردم از روی صندلیاش بلند میشود و با لبخندی متین که انگار از زمان حضور در این شرکت روی صورتش دوخته شده زمزمه میکند: - شیرین خانوم! بعضی چیزا باید تجربه ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان گیان یعنی جان - پارت 129
* - آقای طلوعی این فرما امضا میخواد. پرینتهایی که گرفتهام را روی میز بابک میگذارم و منتظر نگاهش میکنم. با "بفرمایید بشینید" گفتنش، روی صندلی کنارش مینشینم. اتاقش در این شرکت کوچکتر است. اما پنجرهای دارد رو به محوطهی کارخانه که نور خورشید و سر و صدای تولیدی را به داخل اتاق میکشاند و زن...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان گیان یعنی جان - پارت 128
بحث را با یک "باشه بابا. این ماه تموم شه میرم آموزشگاه ثبت نام." به پایان میرسانم. ماشین را جلوی در خانه، طوری که مزاحم ورودی پارکینگ نباشد پارک میکند. پیاده میشوم و منتظر میمانم تا او کفشهایش را بپوشد، پیاده شود و درهای ماشین را قفل کند. زنگ در را میفشارم. مامان با یک بفرمایید گرم در را ب...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان گیان یعنی جان - پارت 127
* نشد حرفی از رابطهی با وحید و قهر با او به کسی بزنم. جز همدم، همدم دیگری نداشتم که این راز را با او درمیان بگذارم. دلم میخواست با نازی حرف بزنم اما نازی در کار خودش و سروش هم مانده بود. آن چنان نمیتوانستم روی تجربیاتش حساب کنم. در ضمن اگر مستقیما با مامان حرف میزدم، خطر تنبیه شدنم کمتر بود ت...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
سپید
0عزیزم کی تموم میشه ؟ من میخوام یکجا بخونم
۴ روز پیشZahra
در پارت 1282توروخدا یکم بیشترپارت بذار:))انقد این رمان خوبه که دوست دارم تندتند تا تهشو بخونم سریعتر
۱ هفته پیشلیلی
در پارت 1262سلا نویسنده جان رمانتون بسیار زیبا و دلنشین هست فقط لطفا بیشتر پارت بگذارید فاصله ی پارت گذاری خیلی زیاده
۲ هفته پیشفریبا
در پارت 1260مثل همیشه عالی ممنون نویسنده عزیز 🌹
۲ هفته پیشZahra
در پارت 1262نویسنده عزیز،ممنونم برای این پارت ها،فقط میشه سرعت این داستانو یکم بیشتر کنین؟دو تا پارت تو هفته خیلی کمه :((
۲ هفته پیشمینا
در پارت 1240بابا شیرین پروندع وحید رو ببند بزار کنار بعن تمیخورین به نطرم
۳ هفته پیشمینا
در پارت 1230موافقم مگر این که تصادف کرده باشه یا خودش یا نزدیکا نش
۳ هفته پیشیاس
0اول از همه بابت این رمان زیبا ممنونم واقعا قلم تون زیباست ی سوال تعداد پارت های که برای این رمان در نظر دارین چنده ؟
۳ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم. تعداد پارتها مشخص نیست ولی به یک سوم پایانی رسیدیم❤️
۳ هفته پیشمریم
در پارت 1240وحید گفته مشکل داره از اون ور شیرین حق داره🥲🥲
۳ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
👍👍❤️
۳ هفته پیشفاطیما
در پارت 1240مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی🙏☺️
۳ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
قربونتون❤️
۳ هفته پیشفریبا
در پارت 1241فکر کنم یه کوچولو داره جلو جلو فکر میکنه باید صبر کنه تا وحید براش توضیح بده جریان از چه قرار بوده ممنون نویسنده جان 🌹❤️
۳ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیشفریبا
در پارت 1220خیلی عشق بین شیرین و وحید دا دوست دارم خیلی دلچسبه ممنون از نویسنده عزیز🌹❤️
۴ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشی❤️❤️
۴ هفته پیشفریبا
در پارت 1210ممنون از رمان زیبا❤️🌹 واقعا قلمی قوی و با جزئیات کامل بیان شده
۴ هفته پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزی شما. به مهر میخونی❤️
۴ هفته پیش...
در پارت 1170دستت درد نکنه عزیزم این چند پارت خیلییی چسبیدد😍✨❤️
۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️نوشنگاهتون
۴ هفته پیش

مینا
در پارت 1300به نظر من هم از فکر وحید بیا بیرون دختر