خلاصه رمان عاشقانه سیمرغ
نیلوفر بهرامی… دختری ساده ولی خودساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده ی جدیدی بسازه. آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه! به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگیه توش نداره. غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بدِ زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم میزنه! درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ سیمرغ رو رقم میزنه! …پایان خوش
قسمتی از متن رمان سیمرغ
زهرا
0بچه ها من این رمان رو خیلی وقت پیش خوندم ولی نفهمیدم چرا شب عروسی پارسا یهو غیبش زد همش میگفت من اشتباه کردم ولی نفهمیدم از چی می ترسید که نیل ول کرد میشه بگین دلیل رفتن پارسا چی بود
۶ ماه پیشفاطمه ❤️
1سلام عزیزم فک کنم همون دختره بود که توی مهمونی آورد خونه وباهاش خوابید.باردار شد، بعد به مادر پارسا گفت اونم به خاطر ابروشون باعث جدایی این دو نفر شد
۶ ماه پیشفاطمه ❤️
2در کل رمان خوبی بود ممنون نویسنده جون 💜💜💜💜 ولی نیل واقعاً آدم بی لیاقتی بود که این همه محبت سامیار و ندید .من اصلاً کار پارسا رو تأیید نمیکنم می تونست مشکلش رو بیان کنه به جای اینکه فرارکرد
۶ ماه پیشیاسمن
1واقعا رمان قشنگی بود
۷ ماه پیشفاطمه
0تا قسمت دوازده خوندم ونظر دادم ولی مدیا جون خراب کرد بعددوازده خیلی دلم برای سام سوخت واقعا حقش نبود چقدر نیل ببخشیدا بی شعور بود میگن از محبت خارها گل میشودپس چرااین همه محبت سام دردل سنگ نیل جا باز نکرد؟ویه چیز دیگه اینکه یه دکتر چرا زود گول خوردوای خاتون جون ای کاش همه یه خاتون تو خونه داشتن
۱۱ ماه پیشفاطمه
1واقعا جای تاسفه ومن از پدرومادرایی گله دارم که دخترشون تو یه شهر تک وتنها میزارن به این عنوان که ما بهت اطمینان داریم وبعد میسپارن به یه پسر مجرد بعد *** میخونن وباز میگن ما به این پسر اطمینان داریم رو چه حسابی نمیدونم بخدا خیلی از این داستانا خوندم و همه هم شبیه هم به پایان میرسه واقعا مسخره اس
۱۱ ماه پیشفهیمه
0چون از اول رمان همه چیز مشخص بود دوست نداشتم
۱۱ ماه پیشبها ر
0بنظرمن اصلانویسنده داستاناخوب ادامه نداد تا قسمت ۱۲ خوب پبش رفت زد همه چیزا داغون کرد بااین نوشتنش خوشم نیومددیگه ادامه ندادم
۱ سال پیشبهار
0داشتم لذت میبرم ازرمان که تافیمت۱۲ که یکباره به زبان راوی شد حالم گرفته شد میل خوندم صفرش خوشم نیومددیگه اححح
۱ سال پیشستاره
1سلام خسته نباشید رمان خوبی بود عشق نیل و پارسا واقعی بود ولی من دوستش نداشتم نمیدونم چرا خیلی با این رمان اذیت شدم رمان خونا میدونن کسایی که رمان زیاد میخونن با رمان زندگی میکنن ومن واقعا اذیت شدم واینکه نویسنپه نباید حجاب و *** خونا رو اینجوری بی فرهنگ وبی منطق جلوه میداد همه اینجور نیستن
۱ سال پیشازیتا
0واقعا رومان زیبا ودلنشینی بود خیلی خوشحالم از خوندن این رمان ممنون نویسنده جان🌺🌺🌺
۲ سال پیشزیبا
0بسیاااار عالی بود لذت بردم فقط کاش آخرش یکم طولانی تر میشد مثلا بچه دومی چیزی ناز و اداهای نیل هم زیادی بود کاش کم کم نرم شدنشو نشون میداد خیلی یهویی بخشید باید کم کم از موضعش کوتاه میومد ولی باز هم عالی بود
۲ سال پیشS
0خیلی ممنون از نویسنده عزیز عااالی بود😍❤️
۲ سال پیشفاطمه ❤️
1خیلی از دست نیل حرص خوردم واقعا داشتن سام لیاقت میخواست که نیل نداشت (😠خبیث هم خودتونید😁)ولی از حق نگذریم عالی بود🌟🌟🌟🌟
۲ سال پیشمریم عباسی
1خیلی خوب بود ممنون
۲ سال پیش

فندق
0رمان خوبی بود اوایل اصلا کشش نداشتم بخونم..قلم نویسنده اهراب رمان خیلی خوب شد.. سام عالی بود.پارسا هم خیلی خوب بودشاید چون در اوج احساسات نیل ولش کرد نتونست دل بنده به سام ولی فقط رمانه که آدم کسی مثل سام کنارش باشه ودل نبنده برعکس بقیه که گفتن تاقسمت 12خوب بود بنظرم آخرداستان جذابتر شد