خلاصه رمان :
امیرحسین پیروزمند بعد از مرگ همسرش به وصیت زنش باید با یه خانم ازدواج کنه ولی به شدت با این کار مخالفه اما… پایان خوش
قسمتی از متن رمان بذار حس کنم بامنی
jojo
0رمان خوبی بود ولی میتونین بهتر از اینم باشه
۶ ماه پیشماهک
0رمانش بد نبود
۱ سال پیشMaede
1واقعا رمان ضعیفی بود مشخص نشد چرا صدف خواسته امیرحسین بانیازازدواج کنه
۱ سال پیشفرانک
3سطحی بود؛اما قلم نسبتن خوبی داشت.
۲ سال پیشNazi♡
1خیلی خوب بود ولی اگه یه کم صحنه هارو توضیح می داد بهتر بود
۲ سال پیشستایش
2تا اونجایی که یادمه کیش جزو ی از ایران بود
۳ سال پیشفرشاد
0خوب و سرگرم کننده..........
۴ سال پیشMahso
5اوووف بابا سم خالص 😕🤢😢 یادم باشه از این به بعد رفتم کیش بگم خارج بودم🤪😁🤣
۴ سال پیشلیلی
1این که این همه عاشق زنش بود پس چی شد فورا رفت با یکی دیگه😑😐
۴ سال پیشحمیده
8مگه یارو دکتر نبود؟پس چرا دستپاچه شد از تب زنش؟عاقا من هنوزم درک نکردم چرا باید بخاطر سرماخوردگی تهدید به خراب کردن بیمارستان کنه؟ و د ف این چ سمی بود من خوندم!
۴ سال پیشویدا
1واسه چی زنش وصیت کرد با نیاز ازدواج کنه؟
۴ سال پیشویدا
3رمان ضعیفی بود. اول اونجوری عاشق زنش بود بعد از مدتی عاشق این دختره شد حداقل اگه مدت زیادی از مرگ زنش میگذشت رمان قابل قبولی میشد . واقعا چرا عشقارو زود فراموش میکنن بعد میرن سراغ یکی دیگه.
۴ سال پیشسارا
1تو رمانش یک جور نامنظمی و بهم ریختگی وجود داره ودختره چرا بدون دلیل اوایل ازدواج با پسره لج بود یک جورایی ضعیف بود
۵ سال پیش...
2رمانی به شدت ضعیف انگار کپی شده بود رور چند رمان یه حرف نمیزدن دختره بغض میکرد خدایی تا حالا رمان به این ابکی نخونده بودم بعد هم یه رفتارایی داشتن رفتم تو بغلش احساسم بهش عوض شد هعی واقعا یکم خلاقشین
۵ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

فندق
0بخاطر تب میخواست بیمارستان و روسرشون خراب کنه بعد صدف مرد هیچ کاری نکرد . رمان چرتی بود معلومه نویسنده یاکم سن و سال یا بیسوادی داره که زندگی و فقط تو لج و لجبازی و بعدم *** میبینه