خلاصه رمان عاشقانه آفاب
سروین بعد از گذشت سالها، با واقعیتی رو به رو شده که دنیاش رو تغییر داده. واقعیتی که پذیرش اون برای هرکسی میتونه خیلی سخت باشه اما سروین تصمیم میگیره قوی بمونه و برای شکستن پوستهی سختی که زندگی دور وجودش ساخته، با دنیا بجنگه. شاید بتونه راهی برای رسیدن به عشق ممنوعهی زندگیش بسازه...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آفاب - پارت 186
بغض دوباره به گلویش چنگ انداخته بود. دست راستش را روی دست چپ چکاوک گذاشت. صورتش را کمی چرخاند و کف دست او را بوسید. خنکای رینگ سادهای که به انگشت دومش داشت، آرامش به قلب او ریخت. چشم بست و زمزمه کرد: _ پررنگترین حس کل زندگی همهی ما ترنسا، عذاب وجدانه... بابت چیزایی که شاید یه درصدم توشون مقصر...
بروزرسانی در : ۵۶ روز پیش
-
رمان آفاب - پارت 185
وارد اتاق شد و در را پشت سرش بست. نگاهش روی تخت خالی چرخی زد و ثانیهای روی سایهی ریز نقشی که از پشت شیشهی تراس به چشمش خورد، ثابت ماند. بطری آبی که در دست داشت روی پاتختی گذاشت و با برداشتن پتوی نازک روی تخت، از در بیرون رفت. با صدای آرام بسته شدن در تراس، چکاوک چشم از تاریکی خیابان و تک و تو...
بروزرسانی در : ۵۶ روز پیش
-
رمان آفاب - پارت 184
چکاوک با دلخوری گفت: _ از اینجا که بریم باز همون آشه و همون کاسه! باز باید دور بمونیم از هم... آرمین کمی فاصله گرفت. یک دستش را نوازشوار به صورت چکاوک کشید و گفت: _ زیاد طول نمیکشه عزیزم. دلم نمیخواد احترام خاله رو زیر سوال ببریم. دلش خوشه به بودنتون تو خونه، قول میدم تا چند روز دیگه تموم م...
بروزرسانی در : ۵۶ روز پیش
-
رمان آفاب - پارت 183
سرش را جلوتر برد. دیگر توانی برای صبر کردن نداشت. لبهای زیر دندان رفته از شرم دخترک را شکار کرد و چشمانش از شدت عشقی که در وجودش رخنه کرده بود، روی هم افتاد. دستانش برای فتح نقطه به نطقهی بدن چکاوک از هم سبقت میگرفتند و لبهایش، ثانیهای را برای ثبت بوسههای پرعطشش از دست نمیداد. نفس هر دو ...
بروزرسانی در : ۵۶ روز پیش

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عزیز دلی شما😍 مرسی که همراهی میکنی💜💜
۳ روز پیشاشرف
در پارت 1860سلام خیلی رمانت زیبا بود خدا قوت عزیزم
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
سلام عزیزم، ممنونم از همراهیتون و خوشحالم که قصه به دلتون نشسته💜🦋
۲ ماه پیشمرجان
در پارت 1861عالی بود مهتاب جان؛ مرسی از داستان قشنگ و متفاوتی که نوشتی و صدالبته حقیقت؛عشقِ واقعی همینِ؛نقاطِ مثبتِ آدما پررنگ تر؛ضعف هاکمرنگ وهمیشه صبرو تلاش برای بهتر شدن؛زندگی روقشنگ تر میکنه_من کلی لذت بردم از خوندنِ رمان وحیف برای تموم شدنش امامنتظر داستانهای جدیدت هستیییم😍قلمت ماندگاروموفق وموید🙏💌
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم از همراهی و نظر قشنگتون و خوشحالم که قصه رو دوست داشتین😍🦋 همراهی شما توی قصههای دیگه هم مایه افتخاره منه🥰
۲ ماه پیشمرجان
در پارت 1701مرسی مهتاب جون؛ امروز کلی پارتِ قشنگ برامون فرستادی؛خسته نباشی گُل؛ من که همیشه ازخوندنشون لذت میبرم😍 وخیلی هم خوشحال شدم که چکاوک بلاخره تونست ترس رو از خودش دور کنه و همراهِ آرمین برای رسیدن به خواستش بجنگه👌💪 بوس بِ صورت ماهت😘
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما قشنگم😍 خوشحالم که قصه به دلتون نشسته💜🦋
۲ ماه پیشطیبه
در پارت 1410سلام ممنون از رمان خوبتون یه سوال داشتم الان پارت چند و نوشتید من انگار جلو جلو یه پارت هایی رو خوندم
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
سلام دوست عزیز مرسی از همراهیتون قبلا رمان رو نخونده بودید؟ چون بازنویسی شده و قسمتای خیلی زیادی به داستان اضافه شده اما یه بخشهایی از قبل بوده
۲ ماه پیشمرجان
در پارت 1400مرسی مهتاب عزیز؛ رمان قشنگی نوشتی؛موضوع جدید و....قلمت هم عالی_بااینکه خیلی غم اگنیزه اما از اول دلم خواست تاآخرشو بخونم😍ممنون بابتِ پارتهای سرِوقت و طولانی__ موفق باشی عزیزم🖋
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما عزیز دلم🥰🦋 خوشحالم قصه رو دوست دارین💜
۲ ماه پیشحمیده.م
در پارت 1270چقدر آرمین و چکاوک شرایط سختی دارن🥺
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
😢😢😢
۲ ماه پیشاسما
در پارت 41خوبه به نظرم
۳ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
امیدوارم تا انتها همراه قصه باشین و به دلتون بشینه💜🥰
۳ ماه پیشنرجس
در پارت 20رمانتون عالیه.✨️
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از نظر و همراهیتون🥰🦋
۴ ماه پیشمهتاب
در پارت 300نسخه ی قبلی رو خونده بودم الان دارم نسخه جدید رمانو میخونم و باید بگم عالی شده 😍 هرکی نخونده بخونه حتما بی صبرانه منتظر پارتای جدیدم😍
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از نظرتون، خوشحالم به دلتون نشسته 😍🦋
۴ ماه پیشرها
در پارت 671خیلی قشنگ بود . لذت بردم . 🥰🥰🥰🥰
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهیتون عزیز دل💜🙏
۴ ماه پیشموسوی
در پارت 671زیبا بودقلمتون مانا وپایدار نویسنده عزیز
۴ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما عزیز دل💜🙏
۴ ماه پیشNegin
در پارت 672زیبا بود و متفاوت مرسی از قلم زیبات
۶ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما عزیزم 💜
۶ ماه پیشروژان
0دوستان برای شما هم زمینه متن رمان نوشته های تذکر هست؟با اینکه عضو رمان هستین؟
۶ ماه پیشصبا
1سلام میشه چند پارت پایانی و باز کنید🌹
۶ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
سلام وقت بخیر هر هفته دو پارت به صورت خودکار رایگان میشه. زودتر از اون تایم با پرداخت سکه میتونین پارتها رو مطالعه کنین🙏
۶ ماه پیش

شکوه
در پارت 1860سلام بانو جان مثل بقیه رمانات عالی بود ولی خداییش این یه چیز دیگه بود بی نظیر بود آفررین .یه دونه ای اونم واسه نمونه ای