پارت صد و هشتاد و سوم :

سرش را جلوتر برد. دیگر توانی برای صبر کردن نداشت. لب‌های زیر دندان رفته‌ از شرم دخترک را شکار کرد و چشمانش از شدت عشقی که در وجودش رخنه کرده بود، روی هم افتاد. دستانش برای فتح نقطه به نطقه‌ی بدن چکاوک از هم سبقت می‌گرفتند و لب‌هایش، ثانیه‌ای را برای ثبت بوسه‌های پرعطشش از دست نمی‌داد.
نفس هر دو از شدت هیجان به شماره افتاده بود. با ولع دلتنگی را از میان برمی‌داشتند و لذت عشق بازی ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️