رمان کانای
- به قلم حمیده جاهدین محمدی
- 40 پارت
- در حال نگارش
- 26.6K 👁
- 410 ❤️
- 143 💬
من به سرنوشت اعتقاد دارم؛ به مسیری که می توانست در یک چشم به هم زدن، زندگی همه را دگرگون کند. این تقدیر در ترکیب با نبوغ، استعداد و البته زمان و مکان مناسب، چنان قدرتی مییافت که خاصیت این را داشت زندگی یک انسان را از این رو، به آن رو، کند و لیلی دقیقاً همان کسی بود که چنین مسیری، پیش رویش قرار داشت. او ناگهانی با دریافت یک فراخوان در فضای مجازی روبرو شده بود که اعلام میکرد به نویسنده ای برای نگارش یک مقاله درباره ی بزرگ ترین الماس رنگی جهان، نیاز دارد و سرانجام او انتخاب شد تا قدم به مکان و دنیایی بگذارد که در اوج شهرت، کاملاً ناشناخته و پنهان بود؛ به قلعه ی کانای! جایی که مرکز توجه رسانه ها و کنجکاوی های مردم است اما هیچ خبری از آنجا درز نمی کند ... جایی که لیلی در آن می آموزد چگونه می توان با ترکیب قدرت و ثروت، جهان را نجات داد یا علیه آن، طغیان کرد؛ بسته به مسیر خیر و شری که انتخاب کرده ایم.
اطلاعیه ها :
دوستانی که رمان را دنبال می فرمایند، برای من تعامل با خواننده های کتابم خیلی مهمه بنابراین لطفاً نظراتتون را در هر پارت اعلام بفرمایید تا در جریان و روند کار قرار بگیرم و با لایک ها و پسندهاتون از رمان
حمایت کنید ممنونم.
با سلام خدمت دوستان عزیز!
در صورت امکان، در اکثر روزهای هفته، پارت گذاری رمان را انجام خواهم داد بنابراین لطفاً این صفحه را دنبال کنید .
و ممنون می شوم با لایک ها و کامنت هاتون از رمان کانای حمایت کنید و من را در جریان نظراتتون قرار بدهید. این کار به بهتر دیده شدن داستان و پیشرفت روند کار، کمک خواهد کرد. سپاسگزارم
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ان شاءالله بزودی
۱ ساعت پیششهناز
در پارت 401سلام خسته نباشید ببخشید خیلی اروم پیش میره زیاد هیجان نداره به نظرم
۵ روز پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
هنوز وارد فاز ماجرای اصلی نشدیم
۵ روز پیشلیلی
در پارت 230این همینجوری امد اینجا موندگار شد پس خانوادش چی یه جوری داره پیش میرهررمان خیلیم وتابی صحبت میکنن
۱ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
فضای رمان و سبک اون، این لحن را می طلبه که گفتگوها عامیانه نباشه... تفاوتش مثل تفاوت صحبت کردن یک فرد فرهیخته و بسیار مودب با یک فرد معمولی نسبتاً مودب، است.... در مورد سوال بعدیتون هم باید عرض کنم جواب این سوال را در پارت های قبلی دادم. . این توافقی بین خان و لیلی بوده ... و شرایطی که برای ح
۱ هفته پیشلیلی
در پارت 220یه جوری فضولی میکنه که حالا یعنی چه خو نیاز نبیده بفهمی تو بری یه کار دیه امدی این کنجکاویاش اصلا برام جذاب نی
۱ هفته پیشلیلا
در پارت 90اخ ناز قلمت خوشم امد بچای یمن همه باحالن
۱ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ممنونم 🌷
۱ هفته پیشفاطمه
در پارت 370نه فکر نکنم ایلماه باشه
۱ هفته پیشفاطمه
در پارت 350خاتون بیگم کنایه میزنه
۱ هفته پیشآمنه
در پارت 390عالی بوددد
۱ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
سپاسگزارم
۱ هفته پیشم
در پارت 381با این توصیفات آیلین عمدا ترکی حرف زد،چه دلیلی داشت وقتی می دونه ترک نیست😏🙏🏻💚
۲ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
آیلین جواب آیسو را داد.. چون هر دو، ترک زبان هستند ولی لیلی ترکی نمی دانست
۲ هفته پیشراز
0آخر کراش لیلی کی وارد میشه؟یا اینکه کراشش همون خان هست؟
۲ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
داستان را دنبال کنید.. ان شاءالله به جوابتون می رسید
۲ هفته پیشم
در پارت 371اوه بالاخره ایل ماه خانم هم رخ نمود،کاش بتونه باهاش حرف بزنه،من که بیشتر از لیلی کنجکاوم چطوری هست،امیدوارم مثل خاتون بیگم مغرور نباشه 😍🙏🏻🖤
۲ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
🙂🌷🌷
۲ هفته پیشم
در پارت 361اه اه اصلا از خاتون بیگم خوشم نیومد،مغرورالسلطنه 😠😠😠🙏🏻🧡💛💙
۳ هفته پیشم
در پارت 351اوه،پس بالاخره خاتون بیگم تشریف فرما شدند 🙏🏻💚
۳ هفته پیشهستی
در پارت 200مادرش بوده شاید , یه ربطی به گذشته ی لیلی داره
۴ هفته پیشالهام
در پارت 191با کنجکاوی و سرک کشیدن
۴ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده https://www.instagram.com/hamidehjahedin -
آیدی تلگرامی نویسنده http://t.me/ladyliterature -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
امنه
در پارت 400چرا پارت نمیزارین؟