رمان کانای
- به قلم حمیده جاهدین محمدی
- 39 پارت
- در حال نگارش
- 25.8K 👁
- 400 ❤️
- 134 💬
من به سرنوشت اعتقاد دارم؛ به مسیری که می توانست در یک چشم به هم زدن، زندگی همه را دگرگون کند. این تقدیر در ترکیب با نبوغ، استعداد و البته زمان و مکان مناسب، چنان قدرتی مییافت که خاصیت این را داشت زندگی یک انسان را از این رو، به آن رو، کند و لیلی دقیقاً همان کسی بود که چنین مسیری، پیش رویش قرار داشت. او ناگهانی با دریافت یک فراخوان در فضای مجازی روبرو شده بود که اعلام میکرد به نویسنده ای برای نگارش یک مقاله درباره ی بزرگ ترین الماس رنگی جهان، نیاز دارد و سرانجام او انتخاب شد تا قدم به مکان و دنیایی بگذارد که در اوج شهرت، کاملاً ناشناخته و پنهان بود؛ به قلعه ی کانای! جایی که مرکز توجه رسانه ها و کنجکاوی های مردم است اما هیچ خبری از آنجا درز نمی کند ... جایی که لیلی در آن می آموزد چگونه می توان با ترکیب قدرت و ثروت، جهان را نجات داد یا علیه آن، طغیان کرد؛ بسته به مسیر خیر و شری که انتخاب کرده ایم.
اطلاعیه ها :
دوستانی که رمان را دنبال می فرمایند، برای من تعامل با خواننده های کتابم خیلی مهمه بنابراین لطفاً نظراتتون را در هر پارت اعلام بفرمایید تا در جریان و روند کار قرار بگیرم و با لایک ها و پسندهاتون از رمان
حمایت کنید ممنونم.
با سلام خدمت دوستان عزیز!
در صورت امکان، در اکثر روزهای هفته، پارت گذاری رمان را انجام خواهم داد بنابراین لطفاً این صفحه را دنبال کنید .
و ممنون می شوم با لایک ها و کامنت هاتون از رمان کانای حمایت کنید و من را در جریان نظراتتون قرار بدهید. این کار به بهتر دیده شدن داستان و پیشرفت روند کار، کمک خواهد کرد. سپاسگزارم
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.
فاطمه
در پارت 350خاتون بیگم کنایه میزنه
۶ ساعت پیشآمنه
در پارت 390عالی بوددد
۱۷ ساعت پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
سپاسگزارم
۱۵ ساعت پیشم
در پارت 381با این توصیفات آیلین عمدا ترکی حرف زد،چه دلیلی داشت وقتی می دونه ترک نیست😏🙏🏻💚
۲ روز پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
آیلین جواب آیسو را داد.. چون هر دو، ترک زبان هستند ولی لیلی ترکی نمی دانست
۲ روز پیشراز
0آخر کراش لیلی کی وارد میشه؟یا اینکه کراشش همون خان هست؟
۷ روز پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
داستان را دنبال کنید.. ان شاءالله به جوابتون می رسید
۷ روز پیشم
در پارت 371اوه بالاخره ایل ماه خانم هم رخ نمود،کاش بتونه باهاش حرف بزنه،من که بیشتر از لیلی کنجکاوم چطوری هست،امیدوارم مثل خاتون بیگم مغرور نباشه 😍🙏🏻🖤
۱ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
🙂🌷🌷
۷ روز پیشم
در پارت 361اه اه اصلا از خاتون بیگم خوشم نیومد،مغرورالسلطنه 😠😠😠🙏🏻🧡💛💙
۲ هفته پیشم
در پارت 351اوه،پس بالاخره خاتون بیگم تشریف فرما شدند 🙏🏻💚
۲ هفته پیشهستی
در پارت 200مادرش بوده شاید , یه ربطی به گذشته ی لیلی داره
۲ هفته پیشالهام
در پارت 190با کنجکاوی و سرک کشیدن
۲ هفته پیشالهام
در پارت 191با کنجکاوی و سرک کشیدن
۲ هفته پیشالهام
در پارت 190با کنجکاوی و سرک کشیدن
۲ هفته پیشم
در پارت 331من بیشتر فکر می کردم قراره ایل ماه رو زیاد ببینه،در واقع به عنوان یه دوست باهاش معاشرت داشته باشه تا از اون افسردگی دربیاد،ولی انگار یا از ایل ماه زیادی نا امیدن یا کلا لیلی رو برای کار خاصی اینجا مونده و قرار نیست قاطی این خانواده بشه 🤔🙏🏻🧡
۳ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
خوشحالم که رمان را با دقت، دنبال می کنید و نظراتتون را ارسال می فرمایید 🌷
۳ هفته پیشم
در پارت 321خیلی خوب بود،ولی خیلی کم بود نویسنده جون و خیلی دیر به دیر پارت می ذارین 💛🙏🏻
۳ هفته پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ان شاءالله سعی می کنم زودتر پارت های بعدی را بذارم... ممنون از نظرتون
۳ هفته پیشم
در پارت 311انگار فقط اومده بود در مورد موقعیتی که قرار داره هشدار بده که چقدر باید مواظب رفتار و کاراش باشه 😮🙏🏻💚
۱ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ایشون یکی از شخصیت های مرموز قصه است که در آینده هم ازش خواهیم شنید و درباره اش بیشتر می خونیم
۱ ماه پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده https://www.instagram.com/hamidehjahedin -
آیدی تلگرامی نویسنده http://t.me/ladyliterature -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
فاطمه
در پارت 370نه فکر نکنم ایلماه باشه