دوست داشتی؟
رمان همخونه شیطون من اثر دینا محدث

رمان همخونه شیطون من

  • زبان فارسی
  • 184.7K 👁
  • 623 ❤️
  • 1.2K 💬

خلاصه رمان همخونه شیطون من

رمان درباره‌ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه و اما دختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه. شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس!!!! دیوونه هم نیستا فقط تیکه عصبی داره. حالا سره یه مسئله‌ای ازدواج اجباری بین این دوتا پیش میاد و.....

قسمتی از متن رمان همخونه شیطون من

میزاری همین
نفس:همین؟شما دارین میگین من برم با
یارو ازدواج کنم با کسی که اصن
نمیشناسمش
بابا:عزیزم فقط یه عقد موقت میکنید
نفس:اونا چی؟ میدونن؟
بابا:آره الان باهاشون حرف زدم
تا قرار نیست باهم هیچ رابطه ای هم
داشته باشین
نفس:شما میگین طرف دیوونسا ازش
هرچیزی بعیده
دانیال:نفسسسس.اون دوستمه میشناسمش کاریت نداره.
حالا راضی شدی؟
نفس:من باید فکرکنم
بابا:باشه ولی تافردا.
من برم بهشون خبر بدم
وای خدا تازه وقتم تعین میکنن.
همش تقصیره این دانیاله دیگه.میمرد
حرف نمیزد؟بله دیگه حرف نزنه میگن
لاله.اووف دانیال.
دانیال:اجی گله من اخه چرا انقدر غرمیزنی؟
بابا چیزی نشده که میری و برمیگردی
اونم که قرارنیست باهات کاری داشته باشه.
نفس:کاری ندارهههه؟بابا شما میگین
طرف دیوونس بعد کاری نداره؟
اونم با کی منی که نمیتونم2دقیقه
آروم باشم.
دنیال:ای گفتی.بابا تو اگه کاری باهاش
نداشته باشی اونم باهات کاری نداره
بابا من2یا3ساله دوستشمااا میشناسمش
نفس:واقعا که خیلی بی غیرتین.هم تو
هم بابا.
دانیال:نفس دهنتو باز نکن هرچی زر
مفته تحویله من بده.من و بابا فقط
به خاطر تو وآیندت میگیم برو.
نمیخوای بریم به جهنم همین جوری
بی سواد بمون.
درضمن مطمئن باش اگه ما بهشون
اطمینان نداشیم تورو نمیدادیم دستشون
یه ذره شعور داشته باش و بفهم
بعدم رفت و درو محکم بهم کوبید
ایشششش جوگیر.ولی تا حالا این بامن
اینجوری حرف نزده بود.
ینی انقدر بهش اعتماد دارن که میخوان
منو بفرستن پیشش و عقدش کنن؟🤔
وللش باو عقل من انقدر گنجایش نداره
همینقدرشم زیادی فکر کردم
صبح با صدای خرمگس که هی دمه
گوشم وز وز میکرد از خواب ناز بیدارشدم.
ای برخرمگس معرکه لعنت.والا این گاو مگس بود.بوخوداااا
نفس:دانیااااال.دنی.خرررر.هووووی کجایی؟
مامان:سلام دخی رفته بیرون
یه تاره ابروهای نانازمو دادم بالا وگفتم
نفس:اااایعنی کجاس؟؟؟؟
مامان:باز تو کاراگاه بازیت گل کرد؟
نفس:حالا بابا کجاس؟
مامان:باهم رفتن
نفس:اهان.پ مشکلی نی
دنیال:سلاااااام بر اهالیه خونه.


بیشتر بخوانید

نظرات رمان همخونه شیطون من

  • Z. N. J

    0

    قشنگ بود ولی میتونست طولانی تر باشه و بهتر تموم بشه. کاش یکم بیشتر روی شخصیت ها کار می کرد. پیشنهاد میکنم بخونید. ممنون!

    ۱ هفته پیش
  • فاطیییی

    1

    رمانش خیلی کوتاه و بی منطق بود یعنی چی که پدرت بگه باید بری با یه پسر دیگه زیر یه سقف زندگی کنی حالا دختر میگه بابام بروزه فکرر نکنمم

    ۱ هفته پیش
  • آروشا

    0

    خیلیی محشرهه من خودم سه بار تا الان خوندم ولی هنوز سری نشدم

    ۲ هفته پیش
  • نازی جون

    1

    خیلی رمان خوبی بود و واقعا دوسش داشتم یعنی میتونم بگم بهترین رمانی بود که تو این ماه خوندم خیلی دوسش داشتم از نویسنده رمان هم خیلی خیلی ممنونم ایشالا هر جا هستی سرت سلامت و دلت خوش باشه❤❤🥰

    ۲ هفته پیش
  • Aysana

    0

    رمان قشنگی بود ولی کاش طولانی تر بود ..

    ۲ هفته پیش
  • زهرا

    0

    رمان همخونه خوب بود برای من خیلی جذاب بود

    ۳ هفته پیش
  • حنانه

    1

    بنظرم توی این دو قسمت هم میتونست خیلی بهتر تعریف کنه و اینکه خیلی سرسری تموم شد

    ۴ هفته پیش
  • سارینا

    1

    رمان خیلی قشنگب بود ولی خیلی سرسری تمومش کردی 🤍🩷

    ۱ ماه پیش
  • FsTi

    1

    عالیی بوودد ♥️😍😍

    ۱ ماه پیش
  • نرجس

    0

    وایی تنها چیزی که خیلی رو مخم بود اون بی مزه بودن هاشون بود امیدوارم موفق باشی عزیزم ایشالا بهترشو مینویسی

    ۱ ماه پیش
  • نرجس

    1

    فک کنم این اولین رمان نویسنده بود چون خیلی خلاصه کرد بود و وارد جزئیات نشده بود و اینک باید یکم رو طنز بازی های بقیشون کار میکرد مثلن هموت داداش دختره خیلی چرته بود حرفاش و اینک اصلا ادمو احساسی نمیکرد پسر دختر رو عین سگ میزنه دختر حتا دو روز قهر نمیکنه اصن نفهمیدم چجوری شده دختر برگشت شهرشون

    ۱ ماه پیش
  • fati

    1

    رمان جالبی بود آدم هرچی ادامه میده دلش میخواد بیشتر بخونه کن خودم دو بار خوندمش بهتون پیشنهاد میکنم♥

    ۲ ماه پیش
  • yasna

    2

    رمان خیلی قشنگی بود حتما پیشنهاد میکنم بهتون ولی اگه ادامه داشت باحال تر و قشنگ تر هم میشد🩷🎀

    ۲ ماه پیش
  • setayesh

    8

    چرت ترین رمانی بود که تا به حال خوندم اصلا نمیشه از یه چیز دو چیز ایراد گرفت همه ی رمان مسخره بود واقعا

    ۲ ماه پیش
  • پناه

    0

    عالی بود ولی اگر یکم بیشتر ادامه میداد بهتر بود ولی رمان زیبایی بود🎀🤍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!