خلاصه رمان تراژدی از خود رانده
امیرکیان موحد، مردی خلاف مردان زندگی "هستی"، به دلیل مشکلات مالی، ناچار میشود او را به عقد خود دربیاورد؛ از طرفی سالهاست عشق رکسانا را در دل دارد و سعی در کتمان این ازدواج از او میکند. از لحظهی عقد امیرکیان و هستی، اتفاقاتی زندگیش را آشفته میسازد؛ دخترک ناچار میگردد درگیر بخشی از مشکلات امیرکیان شود.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان از خود رانده - پارت 141
*** "اردیبهشتماهِ هزار و چهارصد و یک- تهران" برگهای دفتر آن روزهای سرد یکی یکی سپری شد؛ دو خزان و دو زمستان با هر سختی و آسانی بود، گذشت... حالا در اولین بهار قرن، دختری بیست ساله، با هزاران امید و هدف، روزهای پیش رویش را نظاره میکرد. آن هستیِ درسخوانِ سالهای گذشته، در واپسین ماههای کنکو...
بروزرسانی در : ۱۲۴۳ روز پیش
-
رمان از خود رانده - پارت 140
آفتاب ظهر پس از آن برف، روی زمین میتابید و نور درخشانِ خود را بر یخهای بلورین پخش میکرد. هستی و یاشار کم کم به شهر نزدیک میشدند، اما تا آن لحظه هیچ یک حرفی نزدند؛ اضطراب و تشویش دختر فروکش کرده که با آرامشی عجیب، به صندلی تکیه داده بود و به منظرهی روبهرویش نگاه میکرد. مانند آتشی که آب بر...
بروزرسانی در : ۱۲۴۷ روز پیش
-
رمان از خود رانده - پارت 139
او مستاصل خود را از دستان شادی رها کرد و نالید: - آره فرار میکنم!... تو من رو درک نمیکنی شادی! اون آدمی که میگی، رهگذر خیابون نبود؛ وجود من بود! بعد چشمش را محکم بست و با صدای گرفتهاش ادامه داد: - خودت باهاشون حرف بزن! یه وقت بد رفتار نکنی که رهام خبردار بشه؟! بعد سمت اتاق رفت و در را پشت ...
بروزرسانی در : ۱۲۵۲ روز پیش
-
رمان از خود رانده - پارت 138
قدمزنان جلو رفتند و یاشار با چشم پی نشان خانه گشت. پلاک هشت، خانهی ویلایی با در قهوهای رنگی که کنارش یک درخت بید کوچک ریشه دوانده بود. شاخههای نازک و بیبرگ درخت مقابل آن برف سر خم کرده و خفته بودند. هستی که توقف یاشار را دید، مقابل خانه ایستاد و همان طور که نگاه روی دیوارِ سیمانی خانه میگ...
بروزرسانی در : ۱۲۵۴ روز پیش
فاطی
در پارت 1411چرا من بعد از تموم شدن رمان ها ناراحت میشم
۲ ماه پیشفاطی
در پارت 320انقد دخترشون رو ول گذاشتن که حامله شده از طرف بعد میگن مگه بی خانواده ای هر کاری دلت میخواد می کنی 😂😂
۲ ماه پیشفاطمه
در پارت 10با اینکه قصه های از بان راضی رو زیاد دوست ندارم اما با توجه به اینکه فقط پارت اول رو خوندم جذب رمان شدم امید وارم ادامه رمان هم له همین زیبایی باشه نویسنده عزیز
۲ ماه پیشابرا
در پارت 391سلام من فکر میکنم که هستی دختر جاوید باشه
۳ ماه پیشوکیلی
در پارت 1370به این دلیل که ممکنه صحبت های هستی روی رکسانا تاثیر مثبت بزاره
۱۰ ماه پیشوکیلی
در پارت 1160امیدوار ازاینکه هستی یکی از اعضای خانواده شو پیدا کنه
۱۰ ماه پیشوکیلی
در پارت 1150دوست داشتم هستی دخترواقعیه جاویدمیبود
۱۰ ماه پیشوکیلی
در پارت 1110گلم برای اینکه مشخص بشه پدرومادرش کیا هستن
۱۰ ماه پیشوکیلی
در پارت 1000رمان خوبیه پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید
۱۰ ماه پیشوکیلی
در پارت 370حتما یه نسبتئ باهم دارن که ممکنه ازدواج باهم حرام باشه
۱۰ ماه پیشسوگند
در پارت 1411عااالی بود خداقوت
۱۲ ماه پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
❤🙏🏼
۱۲ ماه پیشلغت مسترس یعنی چی؟
در پارت 430مسترس منظور نویسنده با استرس هست؟چرا انقدر عربی استفاده شده
۱ سال پیشفاطمه
در پارت 31خوب بود
۲ سال پیشفاطمه
در پارت 31خوب بود
۲ سال پیش
الناز
در پارت 20کیان نگو گیان بگو😂😂با این که مضمونش تکراریه ولی بریم ببینیم چ خبره