پارت صد و پنجاه و نهم :

احسان می‌خوابد اما ذهن من در پیش نامه باقی مانده است. هرچه از این پهلو به آن پهلو می‌شوم خوابم نمی برد. آرام از جایم بلند میشوم. کیف پول و سوئیچ احسان کنار خودش در بالای سرش قرار دارد. پاورچین پاورچین به سمت احسان می‌روم و سوئیچ را برمی‌دارم. امیدوارم هستم که نامه هنوز در داشبورد باشد. به سمت ماشین می‌روم و نامه را برمیدارم. نامه را باز می‌کنم.

- دختر ساده بدبخت . فکر کردی یه آدم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️