رمان دستان خونین
- به قلم sepidya
- ⏱️۲۰ دقیقه
- 74.5K 👁
- 51 ❤️
- 105 💬
راجب یه گروه قاچاقچیه که در اثر افتادن پلیس دنبالشون و کارای ناخواسته و عشق. خیلی زجر میبینن و در آخر تعدادی از افراد گروه میمیرن و بقیه هم دستگیر میشن… پایان تلخ
انگار که هيچکدومشون خوشحال نبودن اما از چهره الميرا معلوم بود يه حس مادري گرفته
روندم تا خونه و ماشينو بردم تو پارکينگ که يهو پنچر شد
از اونجايي که غاچاق چيو دزد و قاتل بودم به نظرم مشکوک ميومد که يهو ماشيني که چند روز پيش چکاب شده پنچر بشه
وقتي پياده شدم زير لاستيکا شيشه خورده و ميخو سنگاي تيز ريخته بود
ساختمونم خلوت بود
بعد از اون جريانا بار اولم بود ترسيده بودم آخه يه خورده مشکوک ميومد
معلوم بود هرکي بود ميخواست منو از ماشين بکشه بيرون تا دخلمو بياره
کاشکي نيلا و الميرا پياده نميشدن حالا خودم تنهاي تنها بايد برم
واسم عجيب بود آخه همون شبي که نيلا بياد بايد اين اتفاق بيوفته؟
با اين که برادر خودم بود ولي بهش شک کردم
شايد با پليسا دس به يکي کرده که هممون لو بريم
ديواره هاي حياطو خوب نيگا کردم و بعد با مشت زدم به ماشين
اگه اون يارو صداي ماشينو شنيده باشه پس حتما ميدونه من اين بيرونم
يهو يکي در زد
قلبم داشت از جاش ميکند
درو که باز کردم يه خانومه اي پشت در بود
درو حل دادو اومد تو
ديگه رسما داشتم ديوونه ميشدم
من: شما؟
_: منو نميشناسي ... ولي من خواهر همون يارو ام
_: کي؟همون يارو اي که با کلي التماس مرد؟
_: خودت بهتر ميدوني پس... جون برادرمو گرفتي حالا منتظر جون برادر خودت باش.
_: بکشش ...واسم مهم نيست.
واسم مهمه
خيلي هم مهمه
اون عوضي دنبال نيلاس
درو آروم بستمو رفتم تو
خيلي ترسيده بودم
امير رضا لامپارو خاموش کرده بود
فکر کردم خوابه ولي....
امير رضا : سوپرايز
من: زهرمار ترسيدم
امير رضا: عشقم خوب يکم ذوق کن
من: به چه دليل؟
امير رضا: ديوونه به اين ديوونه اي داري.
من: ميگم عقلت سالم نيست نگو حالا ديگه خودتم اعتراف کردي...برو کنار حوصله ندارم .
امير رضا: جريان چيه رنگت پريده ....خبريه؟
من: خيلي بد
امير رضا : بيا بغلم ...بگو
من: اول اينکه الي جون داره مامان ميشه که اونا خيلي ناراحت بودن ...دوم اين يارو که ديشب مغذشو سوراخ کرديم خواهرش افتاده دنبالم ميخواد يکي از اون دوتارو بکشه (با بغض)
امير رضا : بگير بخواب ببينم تا فردا چي ميشه.
خلاصه انقد ترسيده بودم که زورکي خوابيدم
اونم چيزي نشده پريدم
صداي دعوا ميومد
از اونجايي که هميشه پيش ميومد صداي نيلا بود که تو کل ساختمون ميپيچيد و صداي اردلان که هي بهش ميگفت خفه شو
جعم خونواده جعم بود فقط يه خواهر نبود که منم خودمو رسوندم
من : چي شده اردلان ؟
اردلان : گمشو بيرون.
سرش داد زدم : خودت گمشو بيرون تا حالا تو اينجا بودي حالا نوبت منه
نيلا : بيا زندگي من شده نونوايي هرکي از راه ميرسه نوبت ميگيره.
اردلان رفت
من: نيلا چي شده ؟
نيلا : بچم ناقصه
من : يني چي؟
_: نفهمي ديگه
_: بگو ديگه
_: ببين ...من خونم به خون الميرا نميخوره ...گرفتي حالا ؟
_: آهان ...تا تو باشي سر خود هرکاري نکني
زینب بوسویط
0به معنای تمام کلمه مزخرف
۴ ماه پیش...
0نظری ندارم
۵ ماه پیشملیحه
3بسیار مزخرف و مسخره پر از غلط املایی بی سر و ته حیف وقت که بزاری و این رمان رو بخوانی
۵ ماه پیشدختری بنام ایلیا
1واقعا رمان مسخره ای بود من از پایان تلخ خوشم نمیاد دیگه هم داستان زود تموم شد همه چیش مزخرف بود کلا رمان مسخره ای بود رمان که نه رومان
۵ ماه پیشMohi
1رمان واقعا ارزش خوندن نداشت و خیلی بی سر ته بود
۵ ماه پیشالهام
3خیلییییی بی سروته و بیخود بود اصلا خوب نبود
۶ ماه پیش....
6من که تا امدم اسم آدمای رمان رو تحلیل کنم تموم شد خیلی مسخره بود
۶ ماه پیشجانان
4خیلی بد تموم شد
۶ ماه پیشنازنین مریم ندیم پور
1عالی بود فقط پایانش تلخ بود ولی به نظرم همی شه نباید پایان خوش باشه
۱ سال پیش....
6حس میکنم هیچ درکی از رمان خوندن یا نوشتن ندرای
۶ ماه پیشحلما
2راستش من چیزی نفهمیدم یک چهارم داستانو خوندم دیدم جذب نشدم ولش کردم خدایی اسم هر چرتی که می نویسین رو نزارین رمان
۹ ماه پیشLaya
3ادامه نظرم من همیشه شعارم این بوده که برای همه ی رمان زحمت کشیده میشه ولی فکر کنم نویسنده محترم رمان حتی به خودش فشار نیاورده که فکر کنه و رمان بنویسه فقط میخواستم یچی بنویسه که بگه منم نویسندم
۱۰ ماه پیشLaya
3افتضاح واقعا بعد میشه یکی منو توجیح کنه که کجاش عاشقانه ،پلیسی یا هیجانی بود؟تااومدم تحلیلش کنم تموم شد اصا چیشد؟چرا وارد باند قاچاقچیا شدن ؟اصا پشمام تنها رمانی بود که نفهمیدم چی شددختره چرا با امیررضابودچرانامزد نیلا خودشو بخاطر بچه کشت چرا انقد سریع اعدام شد دختره؟
۱۰ ماه پیشهلیا
4مزخرفه آدم نمیشه فهمید ماجرا چیه؟؟
۱۰ ماه پیشدورنا
3بنظرم خیلی خیلی بد بود چون اصلا آدم نمی فهمید جریان چیه نیلا کیه مُرده نه مُرده نویسنده رمان تو میتومی این رو بهتر کنی جوری که معلوم باشه داستان درمورد چیه کیه کی مرده کی زندست فقط نیاز داره به فکر کردن زیادشما و دستان زحمت کش شما
۱۰ ماه پیش
-
خلافکار مغرور ( جلد اول ) ژانر : #پلیسی #عاشقانه #طنز #هیجانی #معمایی #جنایی
-
دختری با اسانس سیگار ژانر : #پلیسی #عاشقانه #هیجانی
-
ماه دل (ماهِ دل) ژانر : #پلیسی #عاشقانه #اجتماعی #رازآلود #هیجانی
-
دستان خونین ژانر : #پلیسی #عاشقانه #هیجانی #کوتاه
-
زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) ژانر : #پلیسی #عاشقانه #رازآلود #هیجانی #جنایی
خزاعل
0خوبه ها ولی باید کسی توجه کنه که بفهمه چی به چیه