پارت صد و شصت و یک :

- راست میگه ما میخوایم سرت رو شیره بمالیم اما این خانمی که الان اینجا نشسته و عنوان مادربزرگی ما رو یدک می کشه، فکر می‌کنه که خیلی زرنگه. مطمئن باش الان اونقدر مدرک علیه‌ات جمع کردم که هم دستت سمت اون بیمارستان بنده و هم اون شبی که کمک دادی و توسط اون مهندس شادی ، اون خواهر احمق تر از خودش رو به قتل رسوندین. برای اون هم حسابی براتون برنامه دارم. از همون شب من به همه چیز مشکوک شدم. تا اون شب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️