پارت صد و شصت و دوم :

رقص نور و گل آرایی سالن واقعاً چشم هر بیننده ای را به خود خیره می‌کند. صدای زیبای خواننده و آهنگ دلنوازش آنقدر زیاد است که صدا به صدا در سالن نمی رسد. گوشه دامنم را جمع می‌کنم و به احسانی که کنارم نشسته است و مشغول خوش و بش با یکی از دوستانش است نگاهی می‌اندازم. باورم نمیشود که چطور ورق روزگار برگشت و این همه خوشی به دستم آمد. چطور این آدم توانست با محبت هایش دل مرا ببرد. همین که احسان با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    0

    قشنگ بود اما حوصلم رو سر برد آخه این دختر همش با خوش حرف می زد و از جذابیت داستان کم کرده بود

    ۶ ساعت پیش
  • زهراموسوی

    1

    خیلی رمان جذابی بود خداقوت منتظر رمان جدیدتون هم هستیم😍😍😍

    ۲ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزم.ممنون از اینکه همراه من بودی و همیشه نظراتت رو برام نوشتی

    ۲ ماه پیش
  • زهرا موسوی

    0

    خواهش میکنم .😘😘😘

    ۲ ماه پیش
کپی شد!