دوست داشتی؟
رمان ساعت های خواب رفته اثر ساغر و تبلور

رمان ساعت های خواب رفته

  • 85.5K 👁
  • 344 ❤️
  • 254 💬

جاوید اصلانی که پدر و مادرش از سران یک گروهک تروریستی هستن به دنبال خون خواهی مادرش و برای انتقام از افسر وظیفه شناس پلیس در قالب مردی مذهبی و بسیجی وارد زندگی سرگرد تقوی می شود و برای انتقام دختر کوچک و ساده دل سرگرد تقوی گزینه ی مناسبی است.دختری که تاوان شغل پدرش را در زیر دستان جاوید سادیسمی به بدترین شکل ها پس می دهد.

بیشتر...
شما میتوانید با نصب اپلیکیشن دنیای رمان، رمان مورد نظر را به صورت آفلاین و کامل بخوانید مطالعه رمان از طریق نصب اپلیکیشن
همچنین میتوانید بخش زیادی از رمان را به صورت آنلاین همینجا مطالعه کنید و در صورت تمایل اپلیکیشن را نصب کنید شروع مطالعه آنلاین رمان
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • پریسا

    0

    خوب بود ارزش خواندن داشت

    ۴ هفته پیش
  • زینب

    1

    عاشق کسی که اون همه شکنجه ش کرده و زجرش داده نمیشه! و حتی اگر هم عاشقش باشه، اونقدری روح و روانش بهم ریخته که نمونه با اون آدم ادامه بده و از طرفی؛ آدم از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه و حتی از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسه...!

    ۱ ماه پیش
  • زینب

    0

    موضوع کلی رمان پخته و جالب و بود و با یکم کار کردن بیشتر می تونست بهتر از این هم بشه. شخصیت ها اونطور که باید روشون کار نشده بود و کم و کاستی هایی داشتن. به نظرم بزرگترین نقطه ضعف رمان؛ عاشق موندن هوریا بود! تو واقعیت و از لحاظ علمی، روانشناسی، عقلی و واقعی هیچ زنی...

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    1

    دست نویسنده دردنکنه،رمان قشنگی بود برای من.ولی کلا از خیلی نظرات به نظرم اشکال داشت اون یارو ریس بیمارستانه خیلی چرت بود نقشش تو داستان..اون قسمتی هوریا جاوید رو رضا به پدرش معرفی کرد خیلی هیجان انگیز شد ..اما از اینکه جاوید با اسم خودش بدون هیچ محاکمه ای میومد ایران و می رفت عجیب بود

    ۲ ماه پیش
  • Hani

    1

    اینکه الکی کش پیدا نکرده بود و در عین ادا کردن حق مطلب خیلی طولانی نبود، خیلی خوبه. از ثبات شخصیت کاراکترها، مخصوصا جاوید که تا آخر خودش موند و یهویی دچار تحولات آنچنانی نشد خوشم اومد، ولی بعضی جاها دیالوگ ها به هم نمیخورد، مثلا رضا رفت دنبال جاوید، ولی سر از خونه آسدجواد درآورد و نرفت پیش جاوید

    ۲ ماه پیش
  • رستا

    0

    رمان عالی بود نویسنده خیلی پخته نوشته بود شروع عالی و پایان غیر قابل وصف خوب بود من بعضی قسمت ها قشنگ فکر میکردم داخل رمان دارم میبینم چی میشه خلاصه رمان عالی بود اونم به خاطر ذهن خلاق و پر نویسنده

    ۳ ماه پیش
  • سحر

    1

    رمان زیبایی بود ، ممنون از نویسنده

    ۴ ماه پیش
  • نرگس

    1

    عالی بود ممنون بابت رمان قشنگتون

    ۴ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    خیلی دوسش داشتم عالی بود

    ۵ ماه پیش
  • فیروزه

    1

    رمان خوبی بود ولی وقتی جاویدبرگشت ایران نباید محاکمه میشد؟

    ۵ ماه پیش
  • مهتا

    1

    خیلی عالی بود

    ۵ ماه پیش
  • یاس

    0

    رمان خوبی بود اما از نوع به پایان رسوندنش خوشم نیومد

    ۵ ماه پیش
  • ghazal

    2

    یعنی می تونم بگم زیبا ترین، خوشگل ترین، فوق العاده ترین و... رمانی بود که خوندم همه چیزش عالییییی بود

    ۶ ماه پیش
  • شادی

    1

    پیشنهاد نمیکنم خیلی جالب نبود

    ۶ ماه پیش
  • ...

    2

    ذهن نویسنده چیز جالبی بود هر سکانس رمان یه ایده و اتفاق جدید بود اصلا فک نمی کردم اون شروع یه پایان اونطوری باشه فک می کردم مسخرس اما اصلا خیلی قوی بود قلم هم اوکی بود ولی دلم می خواست هوریایی که تونسته بود جاویدو ادم کنه کاش بچشم از اول درست تربیت می کرد منظور از دلم می خواست ینی تصورم این بود

    ۸ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.