خلاصه رمان عاشقانه ساعت های خواب رفته
جاوید اصلانی که پدر و مادرش از سران یک گروهک تروریستی هستن به دنبال خون خواهی مادرش و برای انتقام از افسر وظیفه شناس پلیس در قالب مردی مذهبی و بسیجی وارد زندگی سرگرد تقوی می شود و برای انتقام دختر کوچک و ساده دل سرگرد تقوی گزینه ی مناسبی است.دختری که تاوان شغل پدرش را در زیر دستان جاوید سادیسمی به بدترین شکل ها پس می دهد.
قسمتی از متن رمان ساعت های خواب رفته
Sahar
0خب عزیزم وقتی چاقو ها رو سطحی بکشه فقط روی پوست هیچ اتفاقی نمی افته
۱ ماه پیشفاطمه
0خوب بود میتونست طولانی تر بشه
۲ ماه پیشثمین
0یکی بهترین رمان هایی بود که خوندم و واقعا عالی بود ممنون از نویسنده❤
۲ ماه پیشحلما
0این رمان و چند سال پیش خوندم خیلی قشنگیه و دوباره خوندمش واقعا دست نویسنده درد نکنه برای قلم زیبا و روونش
۲ ماه پیشرها محجوب
1ممنون از نویسنده ،رمان خوبی بود
۲ ماه پیشدریا
0قشنگ بود دوسش داشتم ، لطفا رمان های دیگه از این نویسنده هم بزارید
۲ ماه پیشمریم
0لطفا رمان های دیگه هم از این نویسنده بذارید جفتش و خوندم
۲ ماه پیشمریم
0نسبت ب رمان های دیگه ک خوندم قشنگ بود اما نسبت ب رمانه دیگه ی همین نویسنده بنظرم اون بهتر بود اسمش آلاله بود در کل میخام همه ی کتاب های این نویسنده رو بخونم قلمش خیلی خوبه
۲ ماه پیشعقیله
1وای من اصلا نمی تونم جاوید رو ببخشم چقدر همه اوکی بودن و راحت کنار اومدن سر یه سوتفاهم رسما گند زد به زندگی یکی ولی خوشحالم که رمان خوب تموم شد
۲ ماه پیشبهار
0دوست داشتم قشنگ بود
۲ ماه پیشساری
0واقعا قشنگ بود بسیار بسیار زیبا و پر مفهوم✨️🎀
۳ ماه پیشآرزو
0رمان خیلی زیبایی بود
۳ ماه پیشساغرم
0عالی .تامام😂😂😂😂لذت بردم .خسته نباشید نویسنده جان .قلم چاقویی داری
۳ ماه پیشفری
2رمان خیلی خوبی بود با یه موضوع غیر تکراری و زیبا پایان خوبی هم داشت تقریبا همه چی روشن و کامل شد
۳ ماه پیشنیلی
1زیبا بود و داستانش متفاوت بود مرسی نویسنده عزیز 🌹
۳ ماه پیش

ریحان
1خیلیییی مسخره و آبکی بود حیف وقتم مگه میشع اون همه چاقو بکشه کتکش بزنه بچش نیفتهبه دور از واقعیت بود و مسخره