رمان وانیا ملکه خواب ها (جلد دوم)
- به قلم saniya
- ⏱️۵ ساعت و ۲۷ دقیقه
- 82.3K 👁
- 395 ❤️
- 217 💬
در پایان جلد اول رمان وانیا دچار فراموشی شد و در این جلد فراموشیش مشکل بزرگیه… سیترا برای انتقام آذر و جنگ آماده می شه و با توجه به فراموشی وانیا و قطع شدن رابطش با دنیای خواب ها این یه فاجعه ...
یکی از گیلاس های طلایی و یکی هم سفید چیدم و خوردم،مزه ی خیلی خوبی داشتن.
-نشسته می خوری؟مریض می شی.
-ماهان تو کار و زندگی نداری؟
-کار و زندگی من تویی!
-چی؟
-هیـ…هیچی
رو پاشنه چرخیدم و رو به روش قرار گرفتم و اعتراض گونه گفتم-ماهان…
-جانم؟
-بگو و بعد برو.هم خودتو راحت کن و هم فکر جدیدی به افکار من اضافه نکن…
-وانیا من…من خیلی وقته می خوام بهت بگم اما…اما هر دفعه پشیمون می شم،ولی حالا که موقعیت پیش اومده بزار بگم…
-چیو؟
-وانیا…من…من دوستت دارم…از اول دوستت داشتم و عاشقت بودم اما تو،به من توجهی نداشتی ولی من هنوزم عاشقانه دوستت دارم،حتی بیشتر از قبل.
چند تا شوک تو یک روز به من وارد می شه؟زندگیه من دارم؟من به این چی بگم؟
ماهان ناگهانی جلوی پام زانو زد و گل رز سفید عجیبی جلوم گرفت و گفت-با من ازدواج می کنی؟
-ماهان،من واقعا نمی دونم و گیجم.تو یهو گفتی پس الان از من جواب…
نذاشت ادامه بدم-هر چقدر می خوای فکر کن…چند روز نمیام تا بهتر فکر کنی.با اینکه دور بودن از تو برام خیلی سخته،اما تو حق فکر کردن داری…منتظرم!مواظب خودت باش.
از جلوی چشمام ناپدید شد و من موندمو ذهن آشفته ام!
از یه طرف طرف احساسم به آرسان،
از يه طرف عروسی آرسان
از يه طرف ماهان مهربون که همیشه کمکم می کنه و مواظب منه،
از طرف دیگه،حافظه ی از دست رفته ام
از یه طرف،نینا و حرفاش،
و از طرف دیگه،جنگی که در پیش هست.
کاشکی الان شمشیری از غیب می اومد و فرو می رفت داخل قلب من…اونوقت راحت می شدم از این همه دغدغه.
دیگه حوصله ی راه رفتن نداشتم،چشمامو بستم و به اتاقم برگشتم.
نه حوصله تمرین داشتم نه حوصله استراحت،به طور کلی حوصله هیچ چیزیو نداشتم.
آه بلندی کشیدم و خودمو روی تخت پرت کردم.
چرا بین این همه پری من باید پری ویژه باشم؟
چرا من باید فراموشی بگیرم و درست موقع فراموشی من یکی تصمیم به جنگ بگیره؟
چرا کسی که من بهش احساس دارم باید با یکی دیگه ازدواج کنه؟
چرا کسی که برای من مثل دوستی مهربونه، باید عاشقم باشه و ازم خواستگاری کنه؟
این چرا ها داره اعصاب منو بهم می ریزه.
کاشکی من اصلا به وجود نمی اومدم.
آخه مادر من نونت کم بود؟آبت کم بود؟بچه پری ویژه دار شدنت چی بود؟!
بیخیال طی کن وانی.
آخه تا کی بیخیالی؟
صبرم حدی داره!تحمل و بیخیالی هم حد داره! من دیگه نمی کشم.
با همین فکرا کم کم خوابم برد.
************
تق تق…تق تق…
-بله؟
-اجازه هست ملکه؟
با حرص گفتم-بیا داخل.
آریانا،یکی از افراد میترا،وارد اتاق شد و احترام گذاشت.
-من چند بار باید بگم به من احترام نزارین؟
-ملکه این یک رسم است و نمی توانیم آن را انجام ندهیم.
آریانا دقیقا مثل آدم آهنی می مونه.
-صد بار گفتین…حالا چیکار داری؟
-خواب بودید ملکه؟
-باید به تو هم جواب پس بدم؟
دست خودم نیست این چند وقت اعصاب درست ندارم و تقریبا به همه می پرم.
-نه ملکه جسارت من را ببخشید.
کلافه از آدم آهنی حرف زدنش گفتم-میگی کی دوباره منو احضار کرده یا نه؟آخه نمی دونم چرا امروز همه گیر دادن منو احضار کنن؟!
-بانو میترا گفتند،همراه بانو چیترا و بانو نینا در سالن استراحت نشسته اند شما هم تشریف ببرید،بانو نینا با شما کار دارند.
شقیقه هامو ماساژ دادم.-بهشون بگو سر درد دارم نمیام.
-بانو نینا فرموند اگر نیامدید…
- لابد به زور ببریدم؟آره؟
-بله ملکه.
هانا
0بهترین رمانی بود که خوندم عالی بود
۳ ماه پیشآلیس
3دست سازنده ی رمان درد نکنه زیبایی این رمان باعث شد من شبا مثل *** بیدار بمونم🥱🤣 واقعا این رمان باحال و خوب بود 🥹فقط کاشکی عروسیه وانیارو نشون میداد تا قسمتی که میرن رو تخت👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀 بی ادب و منحرفم خودتونید😐
۳ ماه پیشسلام
0عالیه باهاش خاطره دارم و دو جلدشو دوس داشتم
۴ ماه پیشآیلین
3رمان واقعا زیبا بود. من به شخصه پیشنهاد می کنم که بخوندیش. خیلی قلم نویسنده قوی بود. من قبلا جلد اولش رو خوندم و خیلی دوست داشتم بدونم اخرش چی می شه و داخل دنیای رمان پیدا کردم. جلد سوم هم اگه نویسنده بنویسه واقعا عالی می شه. کاش اخر این جلد دوم می گفت که تکلیف ارمان مامان و باباش و دوستش نازی
۴ ماه پیشنیایش
0رمانتون واقعا عالی بود مرسی
۵ ماه پیشهستی
0چقد یه نویسنده میتونه عشق و تنفر و ... تمام حس های دیگه رو انقد ناز به اشتراک بزاره، خیلی زیاد رمان میخونم و این رمان یه قشنگی خاصی رو تو ژانر خودش داره به اشتراک میزاره خسته نباشید🤍
۶ ماه پیشمهشید
0جلد دوم این رمان فثط توی این برنامه بود ممنون از شما
۶ ماه پیشfati
1جلد اولشو حدود یکی دو سال پیش خونده بودم و واقعا از نظر من جالب و جذاب بود ولی از اونجایی که نمیتونستم جلد دوم رو گیر بیارم نتونستم ادامشو بخونم از برنامه واقن ممنونم ک جلد دومشم گذاشته بود و با اون پایان خوشش بیشتر جذابتر شد ممنون از نویسنده و برنامه
۶ ماه پیشنرجس
0من فصل اول این رمان رو قبلن خونده بودم و دونبال دومی بودم پیدا نمیکردم از برنامه تشکر میکنم خیلی رمان خوبی بود ویه تشکرم از نویسندش بابت این هم زحمت تشکر میکنم
۶ ماه پیشزینب ?
0من اخراجی جنگ با مانیا یه آهنگ می داشتم و قشنگ می رفتم تو فاز تموم شد راستش نزدیک بود گریه کنم تو رو خدا فصل سه هم بنویسیننن راستی کسانی که خوششون اومده یه رمان شبیهش می شناسم به نام ستاره من عالیی 💗
۶ ماه پیشAtrin
1جزو بهترین رمان هایی که تا حالا خوندم بود و یه جوری خفن بود که توی یه روز از صبح که دوستم بهم گفت تا الان تمومش کردم✨🔥
۷ ماه پیشnazi
3سلام رمانتون عالی بود خیلی قشنگ بود ولی کاش فصل سوم هم داشت مثلا الان که وانی حافظشو بدست اورده یاد خونوادش نیفتاده نمیخاد برگرده پیششون؟ لطفا فصل سوم هم بنویسید
۸ ماه پیشمانیا
2سلام این رمان خییییییییییلی عالی بود و از زمانی که فصل اول رمان رو تمام کردم با تمام اشتیاق نشستم و فصل دوم این رمان رو هم خوندم ❤️❤️
۸ ماه پیشمینا
2خیلی خوب بود خیلییییییی الان که اینو تموم کردم چطور به زندگیم ادامه بدم😭😔
۹ ماه پیش
-
میشا دختر جاودانه ( جلد دوم میشا دختر خوناشام ) ژانر : #عاشقانه #تخیلی #ترسناک #فانتزی
-
تحول یک کابوس ژانر : #عاشقانه #تخیلی #فانتزی
-
بازگشتی برای پایان (جلد دوم لیانا) ژانر : #عاشقانه #تخیلی #فانتزی
-
ماسیس ژانر : #عاشقانه #تخیلی #فانتزی
-
پادشاهی بی گناهان (جلد دوم شاهزادهای از آسمان) ژانر : #عاشقانه #تخیلی #فانتزی
خورشید
0عالی بود ولی قسمت های عاشقانه خیای کم بود ای کا ش به نظر الیس خانم تو جه کنید.