دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت صد و یازده :
****
ریون.
مقابل خونهی لوکا منتظر ایستاده بودم.اون بهم پیام داده بود برای تحویل گرفتن وسایل اِلارا پیشش برم اما من یه جورایی تنها نبودم.
اِلارا یک کوچه پایین تر توی تاکسی نشسته بود.
ما قرار بود بعد از تحویل گرفتن وسایل به فرودگاه بریم.
به دیوار آجری تکیه دادم و سیگارم رو جیب ِ شلوار کتان مشکی رنگم بیرون کشیدم.
کوچه خلوت بود و ساختمان های رنگارنگ در زیباترین حا
لطفا صبر کنید...
