رمان لب عسلی
نویسنده امیر فرهیرمان راجب دختری بنام بهار است که باخانواده اش هرسال تابستان ها و عیدها به ویلای پدربزرگش درشمال که در جمع خود شان به ویلای خانوادگی معروف بود می رفتند. علاوه بر خانواده بهار خاله ها و دایی هایشم می...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده امیر فرهی
رمان راجب دختری بنام بهار است که باخانواده اش هرسال تابستان ها و عیدها به ویلای پدربزرگش درشمال که در جمع خود شان به ویلای خانوادگی معروف بود می رفتند. علاوه بر خانواده بهار خاله ها و دایی هایشم می...
داستان مربوط به سه دختر میشه که در اولین روز دانشگاه خود با یک ماشین تصادف میکنند و در آن تصادف با سه پسر آشنا میشوند, بعد از معطلی که به خاطر تصادف به وجود می آید به سمت دانشگاه راه میفتند.در...
نکرده چرخ روزگار، بـر هیچکس وفا چون مى خوانیم هرساله در قصّه ها که مجنون تر ز فرهاد و شیرین تر از لیلا از بدر عشقِ میان آدم و حوا تا بوده عشق جاودان در راه مى رسید شاهزاده اى به گدا! از چوپانى یوسف،...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
رمان بیا بازی اثر مریم پناهی، یک رمان عاشقانه، معمایی و روانشناختی است که داستان ملودی، دختری عاشق پیانو را روایت میکند. شبی که قرار است یکی از مهمترین اجراهای زندگیاش را روی صحنه داشته باشد،...
رمان دشت پروانهها اثر آینا بابایی (مگان)، یک رمان عاشقانه، هیجانی و طنز است که داستان الارا کلاین را روایت میکند؛ دختری که از کودکی میدانسته در خانوادهاش چیزی بیشتر از یک مهره در بازیهای پدرش...
رز، دختری که دو سال پیش پس از شبی خونین و زخمی کردن مردی که دوستش داشت، از ایران گریخت، اکنون در امارات زندگی تازهای ساخته است؛ اما گذشتهای که تصور میکرد برای همیشه دفن شده، سر راهش قرار میگیرد....
مردِ جوانی به نامِ آبان با وجودِ بیکاریِ فعلی و دغدغههای مالی، زندگیِ عاشقانهای را با همسرِ بسته به جانش سایه و پسرِ پنج سالهشان ایلیار سپری میکرد. گذرانِ روزگار زیرِ بارِ این مشکلات او را به...
در غباری از سالهای دور، جایی میان کوههای خاموش کرمانشاه و کوچههای پرهیاهوی تهران، داستان دختری آغاز میشود که میکوشد مرز میان تقدیر و خواستن را درنوردد. روژان، تکدختر ایرجخان از دیاری که هنوز...
یک رازِ کوچک، بهاندازهی یک کلمهی نگفته، میتواند سالها زیر خاکستر بماند؛ تا روزی که یک تماس، یک عکس، یا یک نام قدیمی دوباره روشنش کند. ریحان صالحی فکر میکرد گذشتهاش را دفن کرده. حمید آریان فکر...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی