پارت بیست و هفتم :

«ولادیمیر به سوی مرگ می‌رود»

پیرمرد دانای گوژپشت به همراه کتاب قدیمی و بزرگش وارد اتاق شد. کمرش خمیده بود و با کمک یک عصای چوبی به سستی قدم بر می‌داشت. آقای کوئین فورا یک صندلی برایش حاضر کرد و او را دعوت به نشستن کرد.
- فکر کنم حسابش از دستمون در رفته که این پسر چندمین ولادیمیرِ!
خندید و ادامه داد:
- احتمالا تمام ولادیمیرهای دنیا حداقل یک بار به طبقه‌ی زیرین اومدن!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    0

    ولادیمیرجدیدبرعکس قبلی خیلی عجول ورویایی فکرمیکنه و واقعانم رویاس حالا باوجود جک همه چی فرق میکنه

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شاید تا آخر این رمان متوجه بشی که ولادیمیر جدید نماد چه آدم‌هایی هست

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی🥰کوئین فقط ولادیمیر ناز نازو نیاورده بود طبقه زیرین.😅😅 بچه اینجا جای قهرکردنه آخه تو که داستان رو میدونی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای 🤣🤣🤣🤣 یعنی هیچ چیز امروز نتونست منو انقدر بخندونه که تو گفتی ولادمیر ناز نازو فقط نیاورده بود. میگم ای کاش پوتین رو هم ببره شاید یه کاری از دست اون براومد

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    حالا پوتین هم بذار دم دست کوئین بره بیاردش بلکه فرجی شد 😅

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از کجا معلوم؟ ما که نمی‌دونیم؟ شاید از طبقه‌ی زیرین اومده که خیال داره همه دنیا رو صاحب بشه🤭شاید اینم یه نکته از رمانه آخه این رمان پر از نکته‌اس

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️