خلاصه رمان عاشقانه شریفه
شریفه، دختری از دل کویر، در دهه چهل، بین عشق و سنت، گرفتار میشود. دلباختهی پسر همسایه است، اما خواستگار سمج پسرعمو، زندگیاش را زیر و رو میکند. جنگ، سایهی شوم خود را بر خانوادهاش میاندازد و شریفه را با غم دوری و از دست دادن، تنها میگذارد. عشقی که میتوانست گرمابخش زندگیاش باشد، با نامزدی پسر همسایه رنگ دیگری میگیرد. آیا شریفه میتواند در این گرداب احساسات و سختیها، راهی برای خوشبختی پیدا کند؟
