مجموعه داستان خاطرات در گذر زمان
- به قلم زهره پورصباغ
- ⏱️۱۳ دقیقه ۵۳ ثانیه
- 937 👁
- 16 ❤️
- 16 💬
امام زمان فقط در جمکران نیستند در لس آنجلس هم هستند این مجموعه داستان از 4داستان تشکیل شده که داستان از جمکران تا لس آنجلس و دیداری پرنور(تشرف حاج آقا لطیفی نسب) هردو در واقعیت اتفاق افتاده اند باهر اعتقادی که دارید میتوانید همراه این داستان ها بشید. یک شب بعد نماز مغرب و عشا، نشسته بودم توی اتاقم. دلمم بدجور گرفته بود. حسابی دلم برای ایران و برای همه چی تنگ شده بود. ناگهان زدم زیر گریه. بلند بلند با امام زمان حرف زدم. گفتم آقاجون، راست میگن اینایی که این همه توی ایران به ما گفتن ما امام زمان داریم؟ ما ولی داریم؟ پس کمکم کن. "گفتم چه کنم ماندهام؟ برگردم؟ خجالت میکشم نیمههای شب بود که از خواب پریدم. دیدم در اتاقم باز شد! ترسیدم، چون خیلی تاریک بود و نمیدیدم کیه اما بعد دیدم سه نفر با لباس عربی وارد اتاق شدن. ناگهان آقاجون که جلوتر از بقیه بودند، فوری گفتند: نترس!"
اهو
0سلام عزیزم..عالی بود ممنون از این داستان خوبت ...انشاالله که ***(عج) با ظهورشان حاجت همه رو بده 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۱ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم خیلی ممنونم انشاالله چه دعایی زیباتر از ظهور پدر مهربان عالم❤️🥹🙏
۱ هفته پیشمهدیه
1خیلی قشنگ بود خیلی خیلی من به *** رضا اعتقاد داشتم که معجزه میکنن خودمم مشهد زندگی میکنم چه بسا نزدیک ترم بهشون ولی هیچوقت فکرشو نمیکردم از *** زمان چیزی بخوایم و ندن وقتی میخوندمش یه حس خوب یه حس آرامش داشتم انشالله هرچی بخواین آقا *** زمان و آقا *** رضا بهتون بدن💚
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
فدای مهربونیاتون عزیزدلم حرم بابا رضا ❤️میرید منم رو یاد کنید قربون همه امامان حاجت روایی دارند باباجون هم همینطور از این قاعده مستثنی نیستند ممنونم عزیزدلم از دعای زیباتون ❤️
۱ هفته پیشعلیرضا۲۸
0سلام خانم پورصباغ عزیز، چجوری میتونم رمان رو باز کنم و بخونم؟ هرکار میکنم باز نمیشه
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
سلام وقتتون بخیر روی گزینه مطالعه آنلاین رمان کادر آبی رنگ بزنید براتون باز میکنه 🌱✨
۲ هفته پیشافتخاریان
0حضرت به شما خیر دهند که در این راه زحمت میکشید
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خیلی ممنونم از دعای زیباتون 🙏🌱✨
۲ هفته پیشاسرا
0عالی ممنون باحال هوای این شب هاهم خونی داره درست چندداستان بودولی مثل شریفه عالی🙏
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم❤️
۲ هفته پیشفاطمه ❤️
1با اینکه یه قسمت داشت ولی خیلی خیلی عالی بود جوری با روح انسان بازی میکرد که ....اصلا نمیتونم توصیفش کنم 😭فقط میتونم بگم دست مریزاد خانم پور صباغ که بادلمون بازی کردی اجرتون با آقا جانمون حضرت مهدی التماس دعا 💜🌟💜🌟
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم🥲🤍 خیلی ممنونم از کامنت خوب و دعای زیباتون باعث افتخارمه که همچین خواننده های عزیز و دوست داشتنی دارم هرچی هست از لطف باباست❤️ اجرتون با باباجون که صفحه داستانم رو بااولین کامنت قشنگتون زیباتر کردید 🙏✨🌱
۲ هفته پیشفاطمه ❤️
1سلام گلم واقعاً عالی بود ممنون از لطفت💜 حتماً همین طوره لطف آقا جانم شامل هممون بشه انشاالله 🌸 ومن هم وظیفه داشتم با گذاشتن کامنت از شما تشکر کرده باشم. انشاالله باز هم از این داستان های جذاب برامون داشته باشی
۲ هفته پیشفاطم
0خیلی قشنگ بود :)) امیدمو از همه چیز از دست داده بودم اما الان دوباره امید گرفتم امیدوارم که صدای منم آقا بشنون :)
۲ هفته پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
عزیزدلم خیلی ممنونم ❤️ حتما میشنون باباجون✨🥰 امیدت رو از دست نده گلکم از ته قلبت باهاشون صحبت کن و نتیجه رو ببین عزیز من🤍
۲ هفته پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده zohree1999 -
آیدی تلگرامی نویسنده zohreeee1999 -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
زیبا
0خیلی دوسش داشتم عالی واقعا امامانمون معجزه میکنن