دوست داشتی؟
رمان در عشق غیر ممکن معنا ندارد اثر دلسا سعیدی (افسون74)

رمان در عشق غیر ممکن معنا ندارد

  • زبان فارسی
  • 75.1K 👁
  • 155 ❤️
  • 157 💬

خلاصه رمان در عشق غیر ممکن معنا ندارد

برگزاری مسابقه والیبال تو شهر دختر رمان من که به خاطر یه اتفاق در گذشته از رشته ی والیبال دل خوشی نداره باعث هیجان و خوشحالی دوست عشق والیبالش یعنی شوکا میشه و شوکا هم که هر طور شده دوست داره بره داخل ورزشگاه و والیبالیست های محبوبش رو ببینه روشنا رو مجبور به انجام یه ریسک بزرگ میکنه . ریسکی که سرآغاز داستان ما میشه …

قسمتی از متن رمان در عشق غیر ممکن معنا ندارد

خودشم خندش گرفته بود اما خودشو کنترل کرد و گفت :
-خوب حالا توام . حواسم نبود دیگه . حالا چیکار کنیم روشنا ؟؟
ماشین رو روشن کردم و گفتم :
-چاره ای نیست شوکا جون . باید بیخیال بازی شی . همین .
تا رسیدن به رستوران شوکا عجیب ساکت بود و بدجوری تو فکر بود . اروم زدم به بازوش و گفتم :
-کجایی دختر خوب ؟؟
یهو از فکر اومد بیرون و گفت :
-هان چی ؟؟
خندیدم و گفتم :
-نه بدجوری تو رویا بودی . کلک نکنه عاشق شدی ؟؟
خندید و گفت :
-ااا دییونه...
-پس تو فکر چی بودی ؟؟
-هیچی بابا . نرسیدیم ؟؟
-چرا اینم رستوران .
با هم پیاده شدیم و داخل رستوران شدیم و یه جای دنج و خلوت نشستیم . شوکا منو رو گرفت تو دستش و در حالی که نگاش میکرد گفت :
-خوب چی بخوریم ؟؟
-اومم نمیدونم . تو بگو .
-ماهی خوبه ؟؟ به یاد قدیما ...
و به دنبال حرفش چشمکی زد . خوب میدونم منظورش به احسان بود . دوست پسر سابقم .خندیدم و گفتم :
-اههه عمرااا ، دیگه واقعا بعد از اون دوستی از هر چی ماهیه حالم بهم میخوره . بعدشم اینجا خدا رو شکر فقط فست فود داره و خبری از ماهی نیست .
-ولی یادش به خیر پسر خوبی بودا .
لبخندی زدم و گفتم :
-هیی اره ولی زیادی رو مخ و عشق ماهی بود . نشد یه بار باهم بیابیم رستوران و اقا ماهی سفارش نده . هر چی هم میگفتم عزیز من اخه من ماهی نمیخوام نمیفهمید که . میگفت مقویه باید بخوری . بعدشم من اون موقع بچه بودم بابا . سال اول دانشگاه کلی معیار هام واسه دوست پسر با الان که سال اخرم فرق میکرد .
- ولی خدایی به پاس همون ماهی های که با اون خوردی مخ کلاس شدیا .
-هه ...فرض کن دلیلش این باشه .
- ولی حق با توعه . منم دیگه الان نمیتونم واسه یه لحظه به سهراب فکر کنم و واقعا نمیدونم اون موقع عاشق چیه این بشر شده بودم .
زدم زیر خنده و گفتم :
-اون که دیگه عالی بود . خوب حالا جدی چی بخوریم ؟؟
-اوممم من هوس پیتزا کردم .
-اره منم خیلی وقته نخوردم . عین همیشه پپرونی دیگه نه ؟؟
سرشو تکون داد و منم از جا بلند شدم و رفتم تا سفارش بدم .
کمی بعد غذاهامون رو اوردند و مشغول خوردن شدیم . همون طوری که میخوردیم شوکا گقت :
-روشنا ؟؟
-هوم ؟؟
-خیلی حیف شدا نه ؟؟
-نه اصلا .
-اا اذیت نکن دیگه .
با لبخند گفتم :
-اذیتم کجا بود خواهری ؟؟خوب اخه برای من اهمیتی نداشت .
-برای من که داشت .
-خوب میگی چیکار کنیم شوکا ؟؟هان ؟؟
-خوب راستش من یه فکری کردم .
-چه فکری ؟؟
اروم گفت :
-راستش میترسم بهت بگم .
خندیدم و گفتم :
-تو و ترس ؟؟ برو بابا هیولا که نیستم . بگو .
-روشنا جیغ نمیزنیا ؟؟
-اینقر افتضاحه ؟؟
سرشو تکون داد. دور لبمو پاک کردم و گفتم :
-پس بد جور مشتاق شدم بدونم . بگو دیگه ...
-خوب راستش این فکر یهویی اومد تو ذهنم . میدونم خیلی خطرناکه ولی اگه با برنامه پیش بریم هیچ اتفاقی نمیفته .
-خطرناک ؟؟منظورت چیه ؟؟زودتر بگو ..
-خوب چه جوری بگم ؟؟
-اا بگو دیگه شوکی . قلبم اومد تو دهنم .
سرشو اورد پایین و اروم و مرموز گفت :
-خوب من میگم ما میتونیم خودمون رو شبیه پسرا کنیم و وارد سالم شیم . نظرت چیه ؟؟
با شنیدن حرفش یهو نوشابه پرید تو گلوم و به سرفه افتادم ...


بیشتر بخوانید

نظرات رمان در عشق غیر ممکن معنا ندارد

  • A ika

    0

    مزخرف ترین رمانی بود ک تاحالا خونده بودم واقعا تعجب میکنم از این همه نظر مثبت

    ۶ روز پیش
  • عسل

    0

    قشنگ بود 🥲

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    رمان خیلی خیلی قشنگیه با اینکه یکم زود تموم شد و تقریبا تخیلی بود بخاطر چند بار دیدار اتفاقی شایان و روشنا ولی واقعا معرکه بود 🤍 دست نویسنده اش درد نکنه🌹

    ۲ ماه پیش
  • زینب

    0

    عالی بود کاش ادامه داشت

    ۴ ماه پیش
  • یه غریبه:)

    0

    خیلی قشنگ و آموزنده بود اما انگار زده بودنش روی2Xساده بگم سرو تهش رو خیلی زود جمع کرد

    ۴ ماه پیش
  • شهزاد

    2

    خیلی خوب وشیرین و آموزنده بود اما خیلی آخرش رو جم و جور کرد و زود تموم شد

    ۵ ماه پیش
  • giso

    4

    عالی بود کاش اخرش طولانی تر میشد نه انقد زود تموم بشه

    ۵ ماه پیش
  • زیزی

    2

    خوب بود ولی زود سر و تهش و هم اورد

    ۵ ماه پیش
  • حلیا

    0

    نمدونم چیبگم

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    واقعا عالی عالی بود خیلی خوشگل ولی فقط ایکاش ادامه داشت

    ۶ ماه پیش
  • یسنا

    4

    خیلی قشنگ بود اما یکم کوتاه بود

    ۶ ماه پیش
  • مانیا

    2

    واقعا رمان خیلی جذابی بود

    ۶ ماه پیش
  • رمان ورزشی بیشتربزار

    2

    برنامه عالی هست ولی زیاد رمان عاشقانه می زاره رمان های ورزشی خیلی کم داره اگر میشه بیشتر بزارید

    ۷ ماه پیش
  • Sahar

    3

    مزخرف ترین رمانی که به عمرم خونده بودم کی به این مجوز داده اصلا توصیه نمیکنم سمتش نرید بسیار مبتدی😑😐

    ۷ ماه پیش
  • پریا

    4

    قصد توهین به نویسنده رو ندارم ولی رمان خیلی کلیشه ای بود خیلی زود سرو تهش رو هم آوردید رمان قوی نبود از دید من خیلی سر سری و تند تند آبکی نوشته شده بود موضوع جالبی نداشت و کلا رمان سردی بود من تا آخرین لحظه امید داشتم که یکم جذبم کنه ولی اصلا قلم نویسنده جذبم نکرد وواقعا هم تعجب می کنم از کسایی که

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!