خلاصه رمان عاشقانه شیرشاه - VIP
آیسو نریمان دختر 26 ساله موفقیه که چندین ساله در عرصه مد فعالیت میکنه و جز موفق ترین طراحان ایران به شمار میره. خاطرات گذشته آیسو و اتفاقات ناگواری که پشت سر گذاشته اونو به دختری بی روح و سرد تبدیل کرده. که به دنبال تلافی از شخصی که مسبب گذشته تلخشه راهی ایتالیا میشه... و مجبوره برای تلافی گذشته مبهمش وارد جنگلی بشه که برای رد شدن ازش باید از سلطانش بگذره! رد شدن شدن از سلطان جنگلم که راحت نیست هست؟ (اثر : در دست چـــاپ)
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان شیرشاه - VIP - پارت 121
چمدانم را به سختی به دنبال خودم میکشیدم… روحی که راه میرفت… جسمی که فقط زنده بود من از درون پاشیده بودم… نگاه خیسم به ساعت پرواز بود… تنها و غریب…در فرودگاهی که هرگز این چنین ظالم نبود،در انتظار پروازی بودم که شاید تا ابد مرا از او و سرزمینی که در آن نفس میکشید دور میکرد. سرزمینی که او نف...
بروزرسانی در : ۱۱۹۹ روز پیش
-
رمان شیرشاه - VIP - پارت 120
با وحشت از جایم پریدم… خیس عرق، با موهایی که به پیشانی ام چسبیده و جلوی دیدم را گرفته بودند، به اطراف زل زدم. نفس نفس میزدم… _بیدار شدی!؟ با بهت به فرد مقابلم زل زدم _حامی! از تاریکی بیرون امد… با دیدن پیراهن مشکی تنش…لرز عمیقی به جان بند بند وجودم افتاد. ناخواسته بغض کردم… با لبخند غمگی...
بروزرسانی در : ۱۱۹۹ روز پیش
-
رمان شیرشاه - VIP - پارت 119
_وقتی فهمیدی نمیخوام برگردم و دارم به آروی نزدیک میشم…سوتی بزرگی دادی…از ترس این که واقعیت و بلاخره بفهمم، یه عکس برام فرستادی که تهدیدم کنی! سرم را کج کردم: _دست خطتت و یکم دیر شناختم…ولی شناختم! لب هایش را به دندان کشید و با بغض به زمین خیره شد. _میخواستی فکر کنم کار کاوه است تا زودتر...
بروزرسانی در : ۱۱۹۹ روز پیش
-
رمان شیرشاه - VIP - پارت 118
با سر درد از خواب بیدار شده بودم. عمیقا به نیم رخ خفته اش زل زده و تپش قلبم را ندید گرفته بودم. مژه های بی حالت و قهوه ای رنگش…نور آفتابی که از تیغه بینی تا گوش هایش را رنگ پریده نشان میداد… چه منظره زیبایی…ای کاش تمام نمیشد. اما اتفاق دیشب…اتفاق دیشب بود و بس… بی خبر،به آرامی لباس هایم را ت...
بروزرسانی در : ۱۲۰۰ روز پیش
رمان فوق در دست چاپ است و دیگر امکان عضویت در آن وجود ندارد
Saniya
2من قبلا vip این رمان رو داشتم ولی خب گوشیم رو عوض کردم و vip پرید خواستم بدونم هیچ راهی برای خوندنش ندارم فعلا؟
۲ ماه پیشناشناس
2سلام یه سوال داشتم الان اون رمانایی ک میخوایم بخونیم و در حال چاپه رو حتی نمیشه با عضو گیری خوند واقعا خیلی دوس دارم یسری از رمان هارو بخونم چی کار کنم؟؟
۱۲ ماه پیش
آزاده | ناظر برنامه
سلام. رمان هایی که قرارداد چاپ دارن اکثرا دیگه قابل مطالعه نیستن
۱۲ ماه پیشآرزو
0خب از کجا باید گیر آورد این رمانو
۳ ماه پیشBahar
در پارت 10قشنگه خوشم اومد
۳ ماه پیشZiZi
30فک کنم رو دلم بمونه که نمیتونم بخونمش🥲
۵ ماه پیشمبینا
8کاش این رمان ها ک دیگ چاپ شدن فروشی بشن بشه از همینجا خوند همون قیمت چاپ بدن هم مشکلی نیست
۵ ماه پیشالناز
0چطوری میتونم این رمان را بخونم
۷ ماه پیشماه"
33تنها رمانی که به حسرتم مونده بخونم شیرشاه یا همون وروناس :))) تک تک رمان های مرجان رو از همون کلاهداران یا اون نوشته های اولش که راجب اون پسر اعدامی بود و.. رو خوندم فقط همین مونده🥲 امیدوارم زودتر چاپ بشه:)
۹ ماه پیشیکتا
1منممم همینطورررر
۷ ماه پیشNarges.g
34به دلم موند که این رمان رو بخونم!
۱۱ ماه پیشیاس
16کاش باز میشد عضویتش هی انقد دلم میخواد بخونمش 😭
۱۲ ماه پیشArat
در پارت 18جنگ شد عضو گیری باز نشد
۱۲ ماه پیشناصر
در پارت 1201چه رمان قشنگی. حیف دارم تمومش میکنم
۱ سال پیشمریم
در پارت 13مرسی از قلم زیباتون دلنشین بود
۱ سال پیشآتنا شبانی
3مثل همیشه دوباره ترکوندی مرجان قشنگم✨
۱ سال پیشاسما
در پارت 1212برای سومین بار این رمان تموم کردم اما هربار دام نیومد تمومش کنم مثل بار اول باهاش زجه زدم و اشک ریختم گاهی خندیدم و خوشحال شدم باورم نمیشه یه وقتایی میگم چطور بدون ترنج و آرزوی زندگی کنم اما اینو می دونم اونا تاابد تو قلب من زنده آن من با ترنج عاشق طراحی لباس شدم و هربار طرح میزنم ایسو رو حس میکنم
۱ سال پیشدیلان ِ حاکم
در پارت 1211از اعماق قلبم واقعا و واقعا میفهمم چی میگی، من سر حکم کن اینجوریم:) بدون اغراق میگم حکم کن رو 29 بار خوندم هر دفعه ام کلی سرش زجه زدم و کلی خندیدم، اصلا انگار رمانای مرجان به روح آدم نفوذ میکنه:)))
۱ سال پیشانوشا
در پارت 1210کاش منم میتونستم بخونمش
۱ سال پیش
کیانا
0شیرشاه برای بار دهم میخام بخونمم خیلی خوبهههه:))