دوست داشتی؟
رمان عاشقانه

رمان پاناسیا

  • 151.9K 👁
  • 1.1K ❤️
  • 1.7K 💬

داستان یه دختری که به همه چیزش پشت و کرده! و حالا توی دنیایِ مخصوص و ساخته ی خودش زندگی میکنه! دنیاش، کرم و قهوه‌ای رنگه و پر از عطر تلخ قهوه و وانیل و کروسان‌های تازه ... از پشت پنجره، به برخوردِ قطره‌های بارون، به شیشه ی اون کافه چوبی، خیره شده و به رویاهاش فکر میکنه! تو رویاهاش ، در سال‌های بسیار دورِ گذشته زندگی می کنه! تو کافه‌ای که متعلق به خودشه و یه اتاق پشتی داره! اتاقی که پر از نقاشی‌هاشه و همه وسایل و ابزاری که برای به تصویر کشیدنِ تصوراتش می‌خواد رو در اختیار داره! ولی کسی چه میدونه!؟ شاید اونی که همیشه از طرف دیگه ی خیابون بهش خیره میشه، جوری زندگیش رو تغییر بده که حتی خیال پردازی هاشم بهش قد نمیده!

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

1
۷۳۲ روز پیش

2
۷۳۲ روز پیش

3
۷۳۲ روز پیش

4
۷۳۲ روز پیش

136
۳۰۱ روز پیش

137
۲۹۹ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شکیبا

    0

    چرا پارت ها برای من باز نمیشه😞

    ۲ ماه پیش
  • گل نرگس

    در پارت 160

    ای بابا من که دارم از دنیای رمان میخونم که

    ۳ ماه پیش
  • Shirin

    0

    چرا این برنامه واسه گوشی ایفون کار نمیکنه چطوری ما که ایفون داریم رمان های اینجارو بخونیم اخه😕

    ۳ ماه پیش
  • طهورا

    در پارت 170

    واقعا شوک شدم پس واسه همینه که سارا بهش میگه پدربزرگ

    ۳ ماه پیش
  • طهورا

    در پارت 90

    مشتاقم زودتر از سر از ماجرا الینارز دربیارم

    ۴ ماه پیش
  • وکیلی

    در پارت 20

    سلام عزیزم تااینجاش که خیلی خوشم اومدموفق باشی

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 1370

    عالی خسته نباشی خانم نویسنده عزیز قلمت مانا و همچنان بدرخشی😘😘😘🙏🙏🙏

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 1280

    چقدر حس پدر و دختریشون قشنگ لذت بردم

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 930

    از مردای ضعیف بدم میاد اگه حتی حیان رو تحدید کردن باید مثل یه مرد به اسمان می گفت نه این که تمام باورای یه زن رو به تاراج ببر چون خودم از نزدیک ترین کسم زربه خوردم وهیچ وقت دیگه نمیتونم مثل قبل به اون

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 780

    اخ از دل اسمان 😢😢😢

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 690

    چقدر حیان با احساس اگه همه مردا مثل حیان بودن خانما پیر نمیشدن و برسیم به نویسنده خوش قلم و با احساسمون قلمت مانا من از خوندن هر خطش لذت میبرم و خیلی چیزا یاد گرفتیم😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • نانی

    در پارت 370

    اگه پادشاه بودم صدای خنده تو سمفونی ملی میکردم! بدون شک جزو بهترین دیالوگ های زندگیم که تا به حال شنیدم

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 380

    واییییییی شما بی نظیرین چقدر حساشون قشنگه چطور بگم من حتی با خوندن کمنتای این رمانم لذت میبرم از جوابای قشنگ شما به مخاطباتون عالی خسته نباشی خوش قلم

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 300

    چه رابطه ی قشنگی بین پدر و دختر هست ممنون خوش قلم جونم که اینقدر حس خوب درون داستانت هست🙏🙏🙏

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    در پارت 80

    من تازه این رمانو پیدا کردم و دارم میخونم چقدر حس های خوبی در این کتاب قرار داره از خوننش دارم لذت میبرم و ممنون از نویسنده عزیز و خوشی قلم

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهیه چشمای خوشگلت. مشتاقانه منتظر نظراتت هستم

    ۵ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.