دوست داشتی؟
کاور اصلی رمان فانتزی آکادمی شبح‌ستان اثر سایمن مونس طوسی

رمان آکادمی شبح‌ستان

  • زبان فارسی
  • 12K 👁
  • 238 ❤️
  • 153 💬

خلاصه رمان آکادمی شبح‌ستان

شادیا، دختری از یک خانواده معمولی، ناگهان توسط یک گربه جادویی به دنیای هیولاها منتقل می‌شود! او متوجه می‌شود که آکادمی شبح‌ستان، جایی که هیولاها برای یادگیری گرد هم آمده‌اند، توسط افراد پلید طلسم شده و در خطر نابودی است. حالا شادیا باید این طلسم را بشکند و هیچ راهی برای بازگشت به دنیای خود ندارد. در این دنیای شگفت‌انگیز، او با چالش‌های عاطفی و رقبای حسود روبرو می‌شود. اما در یک آزمون نهایی سرنوشت‌ساز، به‌طور غیرمنتظره‌ای به یک هیولا تبدیل می‌شود! آیا شادیا می‌تواند با این تغییرات غافلگیرکننده، آکادمی را نجات دهد و سرنوشتش را خود رقم بزند؟

قسمتی از متن رمان آکادمی شبح‌ستان

اب دهنمو با صدای بلند قورت دادم، که گلوم به شدت سوخت.
_کجا اوردی منو؟!
_گفتنی نیست دیدنیه.
نشستنم همانا، و سکته زدنمم همانا، بالاخره زندگی تیر خلاصشو به قلب نحیفم زد!!!
_درختا چرا سیاهه؟ آسمون چرا بنفشه؟ ابرها چرا هر کدوم یه رنگن؟ منِ بدبخت چرا اینجام؟ چرا اینجا انقدر بو آبنبات میده؟ چرا تو داری حرف میزنی؟ چرا..
ناله هام تموم نشده بود که، تا به پشت برگشتم، چشمم خورد به یک ساختمون و قلعه رنگارنگ عجیب و غریب، با معماری به شدت خواستنی!
و البته سر در بزرگی که طول تا طول این شاهکار هنری قرار داشت!!
خداروشکر گربهه مجال نداد نوشته روی سر درو بخونم.خودش با صدای بلند جوری کلماتشو ادا کرد، تا بیشتر هراس به تنم بندازه!
_"به آکادمی شبح‌ستان خوش آمدید"
……………….
_ میشه به واقعیت برگردی و این همه زار نزنی؟ فکر می‌کنی من چای ریختم که بیام بشینم و تماشات کنم؟! اگه زودتر تمومش نکنی، مجبور می‌شم برم برای خودم پاپکورن بیارم!
با شتاب، آب دماغ هایی که رو صورتم بود و پاک کردم، و بهش توپیدم:
_واقعیت من اتاقمه که الان توش دراز کشیدم! یقه مارو ول کن بذار بریم پی زندگیمون، امتحان نهایی چی چیه؟ یعنی چی من داخل دنیاییم خارج از دنیای خودم؟میخوام ازین خواب ابنباتی بیدار شم.
_اما الان کسی تو اتاق تو نیست، تو اینجایی و الان کاملا بیداری!
خب، اول کاملا هنگ کردم که چی میگه این !
اما دوباره شروع کردم به عر زدن، و از روی تپه سنگی که نشسته بودم، بلند شدم، تا سرمو به درخت مرختا بکوبم تا شاید معجزه ای شه!
_ سگ تو روحت باز شروع شد؟
خواستم سرمو به اولین درخت روبه روم بکوبم، که یهو تمام بدنم عین سنگ سفت و بی حرکت شد، تنها اعضای بدنم که قابل حرکت بود، اعضای داخلی و چشمام بود!
_ خداروشکر، هیچ فکرشو نمیکردم معاشرت با یک آدمیزاد اینقدر آزار دهنده باشه!
انقدر ترسیده بودم که توهینش‌رو نادیده گرفتم! خیلی عذاب آوره که نه بتونی حرکت کنی، نه حتی صحبت ! نکنه طلسم شدم که این بلاها داره سرم میاد؟ به هر حال من باز هم سعی خودمو کردم، که نتیجشم شد:
_گیگا گَگی گا گِگَم گای….
_تلاش نکن حرفات برام نامفهومه!
عینهو اسب آبی دهنشو ده وجب باز کرد، و قهقهه های ماتحت سوزی به روم پاشید!
یهو از جلوی چشام غیب، و روی شونه سمت چپم ظاهر شد.
_نه توهمه، نه خوابه، من تورو از دنیای خواب و زندگی اون پایین که میشه دنیای انسان ها، کشیدم آوردم به دنیا هیولاها، مبنا بر دلایل و دستوراتی!
تعجب و شاشیدن به خودم رو که فاکتور بگیریم، یهو دیدم که رو شونه سمت راستم شروع به حرف زدن کرد:
_الان تمام هیولاها منتظر اومدن تو هستن، چون پیشگوی اعظم آینده ای‌ دیده که برای پیروزی و نجات شبح‌ستان دختر انسانی باید همراه ما باشه چون اون مهر تایید برد ماست..!
دوباره روبروم روی هوا ظاهر شد، اما این دفعه با یک لیوان ماگ توی دستش، که داشت می نوشید، ظاهر شد!
_آه، طعم ماهی با آبه گوشت بره بی نظیره! خب کجا بودیم؟ اره دنیاهای دیگه ایم جز دنیای خودتون وجود داره که موجوداتی در حال حیاطن، من فراخوانی شدم برای آوردن تو به این دنیا، زیادی طولش نمیدم. اگه به چیزایی که میگم عمل کنی اون موقع ترسیدنت کاملا بی معنیه. تو باید توی ماجراها با ما شرکت کنی، داخل امتحانات و کلاس ها برای بهبود عمل کردت شرکت کنی، در نهایت اگر در امتحان نهایی قبول شدی تو به دنیای خودت برمیگردی و آکادمی شبح‌ستان روهم نجات میدی. خب چی میگی؟
_گاگاگَم گون!
_اها یادم اومد.
به یک باره تمام بدنم شل شد و روی زمین افتادم. نفس عمیقی کشیدم و لب زدم:
_تو دقیقا چی هستی؟
هیچ صدایی نیومد، سرمو بالا گرفتم که یهو از پشت سرم به سرعت اومد و مقابلم ایستاد:
_شرمنده، ضروری بود باید تخلیه میکردم، چیز..چی فرمودی؟
_گفتم تو دقیقا چی هستی که هم گربه ای هم نیستی؟!
_اسمم دیلنِ، جادوگرم که خب اغلب به شکل یک گربه بین مردم ظاهر میشم، عاشق ماهی واسفناجم، هیولاها منو به نام تندخوی بی اعصاب میشناسن.. چه میشه کرد همیشه بی برو برگرد روی اعصاب همه رژه میرم. انسان هیولاهم نداره، از الف ها….
_خیل خب! گفتم یه بیو بهم بده، نگفتم که داستان زندگیتو برام تعریفکن.
به آرومی و با ظاهری عادی ایستادم و خاک لباس‌هام رو تکوندم. سپس، با سرعتی ناگهانی به سمتش حمله‌ور شدم، و اونم چون انتظارشو نداشت یهو جا خورد و تا به خودش اومد دید توی چنگال های من گرفتار شده !
_منو برگردون موش کثیف.
_من دیلنم، دیلن، تکرار کن، دیــــلـــــن!
داخل دستام فشارش دادم، که چنان قهقهه ای سرداد، ماتحتم که هیچ جیگرمم سوخت! خواستم تو صورتش تف بندازم، که یهو غیب شد.
_کجا رفتی نجس؟
_بالای سرت.
به بالا نگاه کردم، که دیدم با لیوانِ توی دستش، سیس عقاب تنها گرفته و داره بهم ورو ورنگاه میکنه!
بپر بپر کردم، اما تا میخواستم بگیرمش هی غیب میشد !
_هاااه هااه چی شد خسته شدی نی قلیون؟
_دردو مرض تو فرق سرت،خفشو!
رسما بازی موش گربه راه انداخته بود! هرجا میرفت میدویدم سراغش، اما تا میخواستم بگیرمش دود میشد میرفت هوا!
_احمق برات یه تجربه جدیده خیره سر نباش، کارِت که اینجا تموم شه برمیگردی به دنیای حوصله سر برتون!
تکه سنگی از روی زمین برداشتم و حواله اشم کردم، اما سنگه نرسیده بهش تو هوا ایستاد و برگشت سمت خودم! از دویدن ایستادم و پشت اولین درختی که دیدم مخفی شدم. با حرص صدامو بالا بردم و گفتم:
_خدا خفت کنه، سنگ پرت میکنی سمت من؟
_تو اول کردی کهن مغز.
_من کهن مغزم؟! اصلا خودت چند سالته موش کثیف؟
_دیـــلـــــنم، 999.
حقیقتا پشمام!
_مرده شور ببرت، خر پیر فرسوده!
_اینو کسی داره بهم میگه که، با دو دوتا چهار تا کردن هم مشکل داره!
از پشت درخت بیرون اومدم، و با صدای بلند بهش تو پیدم:


بیشتر بخوانید

نظرات رمان آکادمی شبح‌ستان

  • ناهید

    0

    رمان خوبی بود و نقص زیادی داشت خصلت رمان خارجی و بیشتر از چیزهای ایران استفاده کردی و در اون دنیای عجیب بعضی از حرف ها ومثال ایرانیها رو از کجا باید بدونن بعد کامپیوتر و هکر و کارمند از کجا اوردید اونجا ولی بااین همه خوشم اومد از رمانش منتظرجلد دوم بخونم فقط این چیزها اصلاح شود تا یه رمان عالی در ب

    ۳ روز پیش
  • ریحانه

    7

    بیشتر از ده سال رومان میخونم یکی از شاهکار ترین رومان هایی بود که تو این سالها خوندم 💖

    ۴ ماه پیش
  • اااا

    0

    رمانی ک مث این قشنگ باشه و طنز و مدرسه باشه معرفی می کنی

    ۳ ماه پیش
  • ......

    0

    به نظرم گرگ و میش هم خوبه . اونم همینطور مدرسه ای فانتزیه . ولی چهار فصل داره .!

    ۳ ماه پیش
  • هلیا

    3

    من این رمانو هنوز نخوندم ولی تکنیک های مخ زنی چهار فصل داره طنزو مدرسه ای عاشقانه و هیجانیه محشرهه

    ۱ ماه پیش
  • نسا

    0

    خیلی قشنگ بود به جرعت میتونم بگم تا الان نزدیک به هزار تا رمان خوندم ولی این یکی از زیبا ترین رمان ها بود

    ۵ روز پیش
  • فاطمه

    0

    رمان جالب و متفاوتی بود

    ۵ روز پیش
  • نوشین

    0

    خیلیی خفنن بودد

    ۱ هفته پیش
  • لیلا

    5

    من خیلی وقته رمان های تخیلی و فانتزی میخونم ولی به جرات یکی از بهترین هاش رو شما نوشتی نویسنده عزیز

    ۷ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    0

    این نظر قشنگت کلی به من انرژی داد، امیدوارم که داستان های آینده ام هم بتونه به همین اندازه تورو جذب کنه🥹💗✨

    ۷ ماه پیش
  • محیا

    0

    تووروخدااااااا بگو فصل دومش کی میاددددددد

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    جلد دومش کی میاددددد

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    0

    جلد دومش کی میاد

    ۳ ماه پیش
  • Amir

    0

    فقط اینو ژیگر؟

    ۱ ماه پیش
  • محیا

    0

    چی؟ ابن چی؟

    ۲ هفته پیش
  • السا

    0

    رمان خوبی بود ولی کاش فصل دوم داشت

    ۱ هفته پیش
  • حدیث

    0

    یجوری همه تعریف کردن فکر کردم واقعا با یه شاهکارطرفم،اگه رمانت خارجی باید ازاصلاحات اونااستفاده کنی ن اینکه فقط اسما باشه بعد کل کنایه ها و حرفا وشوخیا ایرانی باشه😐😐

    ۱ هفته پیش
  • الهه

    1

    تو فکر کن رمان چقدر شاهکار بوده که این اصطلاحات کوچیک اصلا به چشم نیومده بعدم رمان یه چیز تخیلی فانتزیه پس عادیه

    ۱ هفته پیش
  • حدیث

    0

    مشخصه شاهکارنخوندی🤣

    ۱ هفته پیش
  • هستی

    3

    وایییی خیلی خوشگل بوددددددددددددددددد هرچی بگم کم گفتم اصلا عالی بودد یجوری برا رفتن ناراحت شدم اصلا حس میکردم خودم تو تمام اون لحضه ها بودم و جدایی برام سختهههه لطفا فصل دوم رو بزارین بسیار منتظرمممم

    ۳ ماه پیش
  • دیلن

    0

    نویسنده عزیز دیگه چه رمانایی نوشتی؟

    ۴ هفته پیش
  • نازنین

    0

    رمانش عالی بود نویسندش دیگه چه رمانایی نوشته؟

    ۴ هفته پیش
  • اتنا

    1

    میشه لطفا رمان هایی مثل این رو معرفی کنین که مدرسه ای باشه و در دنیای رمان باشه ممنون میشم

    ۴ ماه پیش
  • Amir

    3

    تکنیک های مخ زنی هر ۴ فصل

    ۱ ماه پیش
  • مایسا

    0

    نویسنده ما مردیم تو رو خدا بزار😭💔😂

    ۱ ماه پیش
  • نانا

    4

    فوق العاده قشنگ بود هر کی نخونده بدو بدو بره بخونه و اینکه من تا ابد رو دیلن کراش زدم وهستم و خواهم بود و اها نویسنده جان دست درد نکنه و بیصبرانه منتظر فصل دوم

    ۲ ماه پیش
  • ..۰۰۰۰

    0

    فصل دوم کی میاد یکی به منم بگه😭🎀

    ۲ ماه پیش
  • مایسا

    1

    نویسنده تو رو خدا جلد دوم رو بزار 😭😭😭💔

    ۲ ماه پیش
  • بلقیس الملوک گوزنژاد

    2

    من درک نمیکنممممم چرا جلد دومش نمیاددد بابا نویسنده گللللل ما منتظریم خیلی هم زیاد جلد دوم رو بده جون جدتتتت😭

    ۲ ماه پیش
  • مومی

    3

    خیلی خوب بود . نویسنده ی عزیز لطفاً فصل دومش رو بنویس 😭😭😭😭 من دیگه نمیتونم برای فصل دومش صبر کنممم . من خیلی وقته که این داستان رو خوندمم😭😭😭😭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!