دوست داشتی؟
رمان عاشقانه, رمان اجتماعی, رمان راز گل بهارنارنج, نویسنده ویدا چراغیان ,  دنیای رمان

رمان راز گل بهارنارنج

  • 70.6K 👁
  • 320 ❤️
  • 602 💬

«راز گل بهارنارنج» پرده از راز آدمهایی برمیدارد که هر کدام عاشقی را به گونه‌ای متفاوت مشق کرده‌اند. نگار دختریست که برای رسیدن به رویاهایش از عشق می‌گذرد و مژده نوجوانیست که برای رسیدن به آرزوهایش پر از شور عشق و زندگیست. یکی درد ناکامی را به جان میخرد تا حسرتهایش را درمان کند و دیگری از عشق طنابی قطور می‌بافد تا به رویاهایش جان ببخشد. و این میان روزگار هم برای به چالش کشیدن آدمها ی این قصه سنگ تمام گذاشته و هر روز برگ تازه ای برایشان رو میکند. اما برای دانستن این راز باید قصه‌اش را بخوانی و با آدمهایش همگام شوی، شاید تو هم در این راز سهیم باشی.

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

توجه کنید :

این یک رمان دو حالته است

یعنی به هر دو صورت رایگان و VIP پارتگذاری میشه و طبق روزهای پارتگذاری که در بالا گفته شده، پارت های رایگان و VIP قرار میگیره. ولی کسانی که حق اشتراک رمان رو پرداخت کردن و عضو رمان شدن، میتونن چندین پارت جلوتر رو بخونن .

1
۳۹۳ روز پیش

2
۳۹۳ روز پیش

3
۳۹۳ روز پیش

4
۳۹۳ روز پیش

114
۲۱۳ روز پیش

115
۲۱۲ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • پروانه

    0

    امیدوارم نگار تصمیم درستی بگیره

    ۳ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    امیدوارم❤️🥰

    ۲ روز پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 1041

    شهاب حق داره حتی اگه پسش بزنه،دوراشو بایکی دیگه زد دید بهتراز اون نیست😔😔😔

    ۶ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    شهاب نمونه یه جنتلمن واقعیه 🥰❤️❤️

    ۴ روز پیش
  • هانا

    در پارت 700

    خاطره ای قدیمی 😭

    ۱ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    حس تلخیه😢

    ۱ هفته پیش
  • هانا

    در پارت 810

    دختری مثل نگار لیاقتش شهابه نه هومن شاید هومن هم خوب باشه ولی ب درد نگار نمی خوره

    ۱ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    بله از نظر فرکانس روحی با هم همخوانی ندارن👍🏼

    ۱ هفته پیش
  • هانا

    در پارت 590

    مژده جان منم مثل تو دل خوشی از آقایی شریعت ندارم

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    از شما چه پنهون منم ندارم🙃

    ۲ هفته پیش
  • هانا

    در پارت 370

    خسته نباشی عزیزم رمانت عالیه .دلم ب حال شهاب سوخت

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    دل شما رو قربون 🥰🌺

    ۲ هفته پیش
  • هانا

    در پارت 470

    نگار با این همه تردید و حسی ک هنوز ته دلش ب شهاب داره چطوری میخواد کنار هومن خوشبخت شه

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    گاهی آدم با خودش بیشتر از دیگران درگیره و این درگیری اینقدر ادامه پیدا می‌کنه تا جایی که بشه گره رو باز کرد حالا نگارم تو همین شرایطه

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 1031

    قلبم اومد تو حلقم دخترجان...

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مژده طفلکی🫠🌺

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 1021

    لابد الان بگه بابک بهوش اومده باور نمیکنه

    ۳ هفته پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 1010

    خداروشکر به موقع رسیدن...فک کردم خودشو انداخته...

    ۴ هفته پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 990

    امیدوارم مژده کاری نکنه😔😔😔

    ۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 982

    خداروشکر بابک خوب شد.،ولی من از مژده و اون پل عابر پیاده میترسم....

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مخاطب تیزبین 🥰👌🏼

    ۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 951

    افرین نگار،وقتش الانه،نذاری باز خرت کنه

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😁 گوشهات دراز نشه نگار🤭

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 961

    خوشحالم نگار هممن رو دک کرد،ولی حالم گرفته شد با بک و مامانش اینجوری... خدا هیچ ادمی رو با عزیزاش امتحان نکنه

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    🥰❤️

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    در پارت 971

    فک کردم پدرش سرعقل اومد باعزیزه حرف زد...اینجوری ک بدتر شد...

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    آدما با یه بار حرف زدن اگه قرار بود سرعقل بیان که اینهمه مشکلات وجود نداشت خصوصا آدمهای دگم و متعصبی مثل حاج سعید که تغییرات اعتقادیشون به شدت سخته

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.