لیست کلیه پارتهای رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ : پارت های 1 تا 20
تعداد کل پارت های منتشر شده : 70
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 1
محتوای پیامکی که از طرف طاها برای همایون ارسال شده بود به این شرح بود: «بزرگراه شهید خرازی، بعد از پمپ بنزین، برات لوکیشن فرستادم، زودتر خودت رو برسون.» ساعت یک و نیم شب همچنان در مرکز مشغول کار بود که این نوشته را خواند. خوب هم معنیاش را میدانست، اما نفهمید چرا در مقابل پذیرفتنش مقاومت کرد و...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 2
در سمت راننده باز بود. خم شد و پیرمردی را دید با گردنی کبود و صورتی شدیداً متورم و چشمانی از حدقه درآمده. دهانش باز بود و خونی که از آن بیرون ریخته بود تمام پیراهن سفیدش را به رنگ سرخ درآورده بود. از شدت باز بودن دهان و ورم افتضاحش میشد فهمید فکش شکسته. طاها از پشت سرش گفت: - با توجه به خونش ...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 3
یکی از پلیسها از کنارش عبور کرد و به سرعت شروع به عکسبرداری از وضعیت مقتول کرد. او به سمت بچهها برگشت و گفت: - اطلاعاتی ازش دارید؟ همچنان مردم همهمه میکردند. عدهای تاسف میخوردند و عدهای زیر لب فحش میدادند به ناکارآمدی قانونی که بعد از سه ماه هنوز نتوانسته بود یک قاتل دیوانه را به دام...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 4
هر چند او در هیچ موردی با داریوش موافق نبود، ولی سکوت کرد. اینکه قاتل مرد بود دلیلی بر این نبود که قربانی تجاوز نباشد و از این گذشته هیچ دلیل و مدرکی هم که ثابت کند قاتل مرد است نبود. مگر اینکه آنقدر احمق میبودند که فکر میکردند یک زن جرئت چنین قتلهایی را ندارد، وگرنه تمام شیوههای قتل میتوا...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 5
لحظهای مکث کرد و بعد پیش از اینکه او جوابی بدهد گفت: - تا فردا صبح مجوز کالبدشکافی برات میآد. و بعد در را محکم بست و ماشین را روشن کرد. پلیسها همراه با آمبولانس و جرثقیلی که تاکسی را حمل میکرد رفتند و بعد از آنها مردم هم شروع به پراکنده شدن کردند. اتوبان کاملاً خلوت شد و او ماند و ط...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 6
به خانه که رسید، وارد حیاط آپارتمان شد و یک راست به سمت پارکینگ راند. بعد با آسانسور خودش را به طبقهی پنجم رساند. کلید واحد را از جیبش درآورد و سعی کرد تا آنجا که میتواند در را آرام باز کند. میدانست اگر مادرش خوابش برده باشد ممکن است از جا بپرد. در را باز کرد و وارد خانه شد. همهی برقها خاموش...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 7
اخم روی پیشانیاش نشست. ناگهان لیوان و بطری آب را روی میز کوبید و پلاستیک را برداشت. آن را باز کرد و با وحشت تک تک ورقهای قرص را از داخل جعبهها بیرون کشید. مادرش از هیچکدام نخورده بود. از صبح تا الان باید سه وعده میخورد! فوراً برگشت و با دو از آشپزخانه خارج شد و به اتاقش نزدیک شد. در را باز...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 8
آذر در دفتر استادراهنمایش، دکتر حدادی، درحالیکه مرتب با گوشهی قاب سفید رنگ گوشیاش بازی میکرد و پوست دهانش را میجوید ایستاده و منتظر جوابی از جانب او بود، امّا استاد بدون اینکه توجهی کند پشت سر هم برگه امتحانیهای زیر دستش را از نظر میگذراند و خط میزد. او استادی بهشدت سختگیر و جدی بود....
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 9
خواست دهن باز کند و توضیح بدهد، اما استاد اجازه نداد. برگههای روی میزش را دسته کرد و همزمان که به سمت کمد خاکستری رنگش میرفت تا آنها را درونش بگذارد گفت: - البته برای مهاجرت هم احتمالاً به دردت بخوره. نوشتن در مورد معضلهای فرهنگی و اجتماعی یه جانی تو خاورمیانه موضوع جالبی برای اروپاییهاس...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 10
دستهایش را با حالت التماس بالا آورد و گفت: - خواهش میکنم. قول میدم بهترین پایاننامهای باشه که تا حالا از دانشجوهاتون دیدید. استاد لحظهای اخم کرد و بعد با تاسف سرش را به دو طرف تکان داد. - هرکی اینطور از خودش مطمئن بوده با کله خورده زمین ها، معبود. با اطمینان سر تکان داد و گفت: ...
بروزرسانی در : ۵۷۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 11
شروع به حرکت کرد و به سمت خروجی خیابان راند، اما پیش از اینکه جوابی دهد مهان اضافه کرد: - اون هم بعد از اینکه دفعهی قبل من و بچههام رو سر دو قطره آبمیوه که تارا ریخته بود رو فرش از خونهش انداخت بیرون؟ شیشهی مقابلش بخار گرفته بود و نمیتوانست جاده را واضح ببیند. دستمالکاغذیای از داخل جع...
بروزرسانی در : ۵۷۱ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 12
طاها با اخمی کمرنگ، سوالی نگاهش کرد و او پوشه را بست و آن را برداشت. از روی صندلی بلند شد و افزود: - قاتلهای زنجیری اولین مقتول خودشون رو میشناسن! طاها نیز بلند شد. پوزخندی زد و کمی جلو آمد. - پس یعنی فکر میکنی اولین مقتول یه متجاوزه و بهونه داده دست قاتل برای کشتن هر راننده تاکسیای که می...
بروزرسانی در : ۵۶۸ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 13
وارد اتاق که شده بود داریوش حتی سرش را بلند نکرده بود برای سلام دادن به او. بهخاطر همین رفتارهایش بود که نمیتوانست تحملش کند. همین غرور و خودبینی بیدلیل و نگاهی که از بالا به او داشت. چه چیزی باعث شده بود فکر کند رئیس اوست؟ کدام قانون به او این اجازه را داده بود، بهجز توهمات مغز معیوب خودش؟! ...
بروزرسانی در : ۵۶۶ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 14
حرفی نزد و همانطور که دستهایش را داخل جیب شلوارش گذاشته بود به سمت عقب برگشت. داریوش از روی صندلی برخاست و قدم به قدم نزدیکش شد، تا جایی که مقابلش رسید و توقف کرد. او نیز دستهایش را داخل جیب شلوارش گذاشت. با حالتی متکبرانه سینه سپر کرد و چشمان سبزش را به او دوخت. بر روی پیشانیاش چند جای زخم ...
بروزرسانی در : ۵۶۴ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 15
*** «ای کاش میتوانستم با دستهای خودم او را خفه کنم!» از لحظهای که به مرکز پلیس آمده بود و با کارآگاه مسئول پرونده برخورد کرده بود، این تنها جملهای بود که دائم در سرش تکرار میشد. مردی حدوداً سی و پنج ساله، با ریشهای کمی بلند، صورت کشیده و چشمانی سبز. نزدیک نیمساعت بود که برگهی دکتر حدادی...
بروزرسانی در : ۵۶۱ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 16
همایون نگاهش را از دری که محکم بههم کوبیده شده بود گرفت و رو به داریوش پرسید: - کی بود این؟ داریوش پوشهای که حاوی جواب آزمایشها بود را از روی میز برداشت و درحالیکه آن را میگشود خشمگین گفت: - یه جونور فضول! به بهونهی مقاله اومده از چیزهایی سر در بیاره که بهش ربطی نداره. طرز حرف زدن دار...
بروزرسانی در : ۵۵۹ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 17
دختر با چشمان کندوکاوگرانه به او خیره شد. انگار که به ذهنش فشار بیاورد تا ببیند او را به جا میآورد یا نه. بعد که نتوانست خطاب به استادش پشت تلفن با عجله گفت: - بله چشم، چشم من فردا میآم دانشگاه خدمتتون. سپس خداحافظی کرد و تماس را قطع کرد. همزمان که تلفن را داخل کولهی کوچکش میانداخت گفت: -...
بروزرسانی در : ۵۵۷ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 18
در میان راه، هر چند لحظهای احساس پشیمانی کرد از کارش، ولی بعد که از مرکز مراقبت از سالمندان تماس گرفتند و گفتند چند پرستار هست که اگر میخواهد میتواند با آنها مصاحبه کند برای مراقبت از مادرش، به کل این قضیه را فراموش کرد. شمارههای آنها را گرفت تا سر فرصت صحبت کند و به سرکارش برگشت. تا عصر...
بروزرسانی در : ۵۵۴ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 19
چند لحظه از عقب به او خیره شد و دید که چند بار برگشت و نگاهش کرد و هر دفعه سرعتش را بیشتر از قبل کرد. تا جایی که داخل خیابانی پیچید و دیگر او را ندید. مردد نگاهی به آسفالت خیابان که آب دهانش را بر آن ریخته بود انداخت. از داخل جیبش چند دستمالی که همراهش بود را درآورد و به سمت آسفالت رفت. یکی از...
بروزرسانی در : ۵۵۲ روز پیش
-
رمان چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ - پارت 20
مادر دستگیرهای که روی شانهاش انداخته بود را برداشت و در دستانش گرفت. - میگه دلش نمیخواد... جلو رفت و بدون اینکه ملاحظهی چیزی را بکند ناگهان صدایش را بالا برد و فریاد زد: - مامان من بیست و هفت سالمه! یعنی بابا میخواد بازپرس رو وادار کنه جلوی من رو بگیره؟! اصلاً متوجه هستید این کار رسماً ...
بروزرسانی در : ۵۵۰ روز پیش
