پارت شانزده :
همایون نگاهش را از دری که محکم بههم کوبیده شده بود گرفت و رو به داریوش پرسید:
- کی بود این؟
داریوش پوشهای که حاوی جواب آزمایشها بود را از روی میز برداشت و درحالیکه آن را میگشود خشمگین گفت:
- یه جونور فضول! به بهونهی مقاله اومده از چیزهایی سر در بیاره که بهش ربطی نداره.
طرز حرف زدن داریوش نشان از یک برخورد افتضاح میداد و تمام وجود آن دختر جوان هم این را فریاد می
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
0اصل کارداریویش خان جانب سرگردکارآگاه 😏🙏