پارت دوازده :
طاها با اخمی کمرنگ، سوالی نگاهش کرد و او پوشه را بست و آن را برداشت. از روی صندلی بلند شد و افزود:
- قاتلهای زنجیری اولین مقتول خودشون رو میشناسن!
طاها نیز بلند شد. پوزخندی زد و کمی جلو آمد.
- پس یعنی فکر میکنی اولین مقتول یه متجاوزه و بهونه داده دست قاتل برای کشتن هر راننده تاکسیای که میبینه؟!
شانهای به علامت ندانستن بالا انداخت و گفت:
- آره، ولی این هم فقط یه ا
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم دولتیاری | نویسنده رمان
قطعا همه توی این رمان یه نقشی دارن حتی همایون:)
۱۱ ماه پیشآذر
0راست میگه آذر، نقاشیش خیلی شبیه مقتول چهارمه... نیلا که عکسش رو ندیده پس چطوری؟
۱ سال پیشآمنه
0حرف های نیلا طوری هست که انگار واقعا خودش هست من میگم احتمال داره به خاطره خبرهای قتل اینطور کشیده ویا خودش یایکی که میشناسه یا خودش این قتل هارو انجام داده عالی بود
۲ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
بله امکان هر چیزی هست
۲ سال پیشاکرم بانو
1واقعاهم نیلای مثل قاتل پیرمردامیمونه
۲ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
😅😅
۲ سال پیشملیکا
1نیلا اصلا هم شبیه محیا نیست اتفاقا من اصلا حس خوبی نگرفتم ازش 😂 حس می کنم قاتل همین نیلاس به خدا
۲ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
چرا فکر میکنید قاتل نیلاس؟😁
۲ سال پیشملیکا
1نقاشی هاش بعدم حس خودم🙂😁
۲ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
😂🤍
۲ سال پیشاسرا
1نیلای مثل محیامیمونه فقط این که پیرسنگهادردندارن آخه فکرکن هروقت صورت بشوری بایداینهاهم تمیزکنی🤔🙏
۲ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
نه زیاد شبیه محیا نیست ولی خب جواب سوالهای دیگه رو نمیدونم😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یاس
0من جدیداً به پلیس ها توی این جور رمان ها شک میکنم الان یجورایی احساسم اینه که همایون خیلی امکان داره به قاتل مربوط باشه...