خلاصه رمان فانتزی اشک های یخی
برفین، دختری با نیروی معجزهآسایی که آرزوها را به کام واقعیت میکشاند. وقتی او با خواننده ای به نام سامیار ملاقات میکند، گرمای عشق به آهستگی در وجودش رخنه میکند. سامیار از او میخواهد که آرزوهایش را برآورده کند، اما هر آرزویی که برای دیگران محقق شود، عمر خود برفین را کوتاه میکند. اما برفین تصمیم میگیرد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان اشک های یخی - پارت 69
تندتند نفس میکشیدم. گم شدن گوی عمرم، سوختن دست سامیار، و آن حرفهای کنایهآمیز آذر… همه مثل خوره به جانم افتاده بودند. چشمانم را برای لحظهای بستم تا شاید کمی آرام شوم، اما با باز کردنشان، نفسم در سینه حبس شد. گوی عمرم، همانجا، روی میز بود و میدرخشید. – یعنی چی؟ اینکه تا همین چند لحظه پیش ا...
بروزرسانی در : ۸۶ روز پیش
-
رمان اشک های یخی - پارت 68
در اتاق با شتاب باز شد و سامیار وارد شد. مچش را که دورش پارچهای پیچیده بود، با نگرانی گرفته بود و با چشمانی مضطرب بین من و آذر که هنوز همانجا ایستاده بود، نگاه میکرد. – خانم، خواهش میکنم باهاش کاری نداشته باشید. اتفاق بود. اشکهایی که علتش را نمیدانستم، از چشمان آذر سرازیر شد. با گوشه آستی...
بروزرسانی در : ۱۱۴ روز پیش
-
رمان اشک های یخی - پارت 67
آخرین اتاق، اتاق زویی بود. همین که دستم را روی دستگیره در گذاشتم، صدای جیغ ناگهانی از طبقه پایین، پشیمانم کرد. نگاهم را از در برداشتم و از بالای پلهها به پایین دوختم. فریاد زدم: – چیشده؟ زویی با عجله از آشپزخانه بیرون آمد، سرش را بالا آورد و به سمتم نگاه کرد. – خانم، دست سامیار سوخت! – سوخت؟ گیج...
بروزرسانی در : ۱۳۵ روز پیش
-
رمان اشک های یخی - پارت 66
چشمانم را بستم و آرزویش را برآورده کردم. وقتی چشم باز کردم، قصر شکل تازهای به خود گرفته بود؛ همانطور که سامیار آرزو کرده بود. دیوارهای یخزده جای خود را به سنگ و چوب گرم داده بودند، و هوایی گرم در فضا میچرخید. لبخندی زدم و گفتم: – اینم از قصر رویایی تو. فقط اتاق خودم مثل قبل مونده، من توی...
بروزرسانی در : ۱۴۱ روز پیش

نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
قربونت عزیزم❤️✨
۳ ماه پیشنسیم
در پارت 680آذر راست میگه برفین واقعا زودباوره🤦🏻 ♀️
۴ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
احتمالاً دلیلش اینه که، دیگران رو مثل خودش میدونه، صادق و بیریا🥹
۳ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 650عالی بینظیر واقعا خسته نباشید ممنون فقط یه سوال خیلی کنجکاو بدونم واقعا گرگین کشت یا هنوز زنده ست
۴ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
اسپویل کنم یعنی؟ نمیشه که😁
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 670آذر عمدی اب جوش ریخته آذر یه مشکل جدی ممنون خسته نباشید
۴ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
ممکنه همینطوری که شما میگید باشه🤔
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 640واقعا عالیه خسته نباشید ممنون
۴ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
خیلی ممنون ازت عزیزم سلامت باشی💕🫶🏻
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 630از سامیار کاذب خوشم نمیاد مشکوکن حدس میزنم آذر دشمن باشه وسامیار
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 660یا آذر یا سامیار
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 660ممکنه کار آذر باشه یا سامیار ممنون این رمان واقعا عالی بینظیر واقعا خسته نباشید
۴ ماه پیشNasimam
در پارت 661به نظر من کار زوییه
۵ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
نمیدونم شاید😂❤️
۵ ماه پیشنسیم
در پارت 620این برآورده کردن آرزو برای برفین دردسر میشه یعنی؟🥲
۵ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
باید بریم جلوتر ببینیم چی پیش میاد🥲
۵ ماه پیشنسیم
در پارت 630منم امیدوارم چیزی که در پیشه خطرناک نباشه برفین بیچاره خواست خوبی کنه😢
۵ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
❤️🥹
۵ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 620عالی بود ممنون خسته نباشید
۵ ماه پیشآنیتا مروی
در پارت 110من رمان فانتزی زیاد نمی پسندم اما این رمان رو تا اینجا خوندم خیلی قشنگه و جذبش شدم
۵ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
ممنونم عزیز❤️
۵ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 610عالی بود مثل همیشه خسته نباشید
۵ ماه پیش
نسترن قلی زاده | نویسنده رمان
ممنون از شما عزیز دل که نظرت رو به اشتراک میذاری❤️
۵ ماه پیشنیلوفر آبی
در پارت 600به سامیار واذر حس خوبی ندارم خیلی خیلی قشنگ بود ممنون خسته نباشید
۵ ماه پیش

نیلوفر آبی
در پارت 690عالی بینظیر واقعا خسته نباشید ممنون