رمان ساندویچ با سس خون اضافه
- به قلم هانیه پروین
- ⏱️۳ ساعت و ۴۴ دقیقه ۸ ثانیه
- زبان فارسی
- 15.5K 👁
- 156 ❤️
- 67 💬
خلاصه رمان ساندویچ با سس خون اضافه
رستوران "بلادبورن" (Bloodbo ) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت! حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره...
قسمتی از متن رمان ساندویچ با سس خون اضافه

هانیه پروین | نویسنده رمان
شرمنده عزیزمن❤️🩹
۱ هفته پیشSamira
0هاای بانو خیلی عالی نوشتید خوشحالم که طعم بوسه های آدام رو چشید و بعد مرد چون اونجایی که فریاد رو و گفت خفه شو و منو ببوس خیلی عالی بود از رمانهای کلیشه ای متنفرم وخیلی ممنون که این رمان رو بدون کلیشه خلق کردیدمرگ نارسیس درسته یکم ناراحتم کرد ولی پیام اخرش به آدام واقعا خنده دار بود🤣
۱ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
قشنگ من^^ خوشحالم کردی سمیرا جانم
۱ ماه پیشیاسی
0سلام وعرض خدا قوت رمان رو دوست داشتم،فصل دوم داره ؟اگر داره میشه رو کلارا ودشمنی گرگینه ها به خاطر سباسینکار کرد
۱ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
سلام عزیزک من، جلد دوم نداره جانم ولی ایدهتون واقعا هوشمندانه بود
۱ ماه پیشنرگس
0عالی بود ولی من دوست داشتم نارسیس با بازرس ازدواج کنه و آخر هم کنار هم بمیرند ولی قشنگ بود.
۲ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
قشنگ که شمایی نرگس جان
۲ ماه پیشریحانه
0نارسیس نباید میمرد درواقع داستان قشنگی بود و دوستش داشتم اما اون هنوز کارای ناتموم زیادی داشت مثلا اون بود که سباستین کشت و هنوز گرگینه عا سراغ خودش نیومده بودن یا اینکه داستان نیمه تمومش با آدام و ماجرای ادموند و زنش که بهش خیانت کرد و اونا رو به گریگنه ها فروخت ب
۲ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
سلام عزیزکم ممنون. آیا توی دنیای واقعی هم مرگ منتظر میمونه آدما کارای نیمه تمومشونو ب سرانجام برسونن و بعد سراغشون بیاد؟ طبیعتا برای نارسیسم همینطور بود.
۲ ماه پیشیکی....
1حقش نبود بمیره اون خیلی عذاب کشیده بود....... ممنون از رمانت عالی بود دمت گرم و خسته نباشی ولی یه سوال دلیلت برای مردن نارسیس چی بود ؟؟
۲ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
من ممنونم عسلچه❤️ افتخار بود همراهیت. مرگ نارسیس بخشی از پیام و مفهوم اصلی رمان بود، هرکس بنا بر جهان بینی خودش، از پایان برداشت متفاوتی داره. یکی بهش اعتراض میکنه، یکی بنظرش حقش بود، یکی هم اشک میریزه و سکوت میکنه.
۲ ماه پیشیکی....
0صحیح درسته ولی میشه لطفا دلیلی که برای کشتن شخصیت مارسیا داشتی رو بگی ؟ چون من خیلی دوس دارم دلیلت و بدونم یه جورایی میخوام رمان و بیشتر و عمیق تر درک کنم :))
۲ ماه پیشیکی ....
0مارسیس رو اشتباه تایپ کردم مارسیا ببخشید 😅
۲ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
فداسرت.(اسپویل)نارسیس تمام عمر و زندگیش رو صرف بلادبورن کرد، طرد شدن از خونواده رو به جون خرید، سباستین رو دور زد و در نهایت کشت. وقتی بلادبورن و تمام پیوندهای دوستیش رو از دست داد، زندگیش بی معنا شد. من جونشو نگرفتم، خودش گرفت.
۲ ماه پیشZaza
0حالا چرا یجاش قیمت کت و ریمله طرف و گفتی خزززز بازی بود یکم ، ولی پایانش خیلی خوب بود حداقل مثل بقیه خوش و خرم نبود این نکته مثبتی بود که واقعا داستانت داشت ،
۳ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
ممنونم که رمان رو خوندی و خوشحالم که پایانش رو دوست داشتی. 🌷 در مورد اشاره به قیمت ریمل و کت،خیلی از آدم ها وقتی چیزی می بینن یا می پوشن، ناخودآگاه قیمتش از ذهنشون رد می شه یا به ارزش مالی اون توجه می کنن. برای من هم این بیشتر بخشی از طرز فکر و شخصیت کارکتره نه چیز دیگه.
۳ ماه پیشکترین پیرس
5الان که برای بار دوم خوندم دیدم که تو ذهنم موندگار شد این داستان مخصوصا شخصیت نارسیس بالاخره هر داستانی یه سری نقص های خودشو داره ولی همه دارن به پایانش اعتراض میکنن چرا واقعا؟ اتفاقا پایان به یاد ماندنی بود خیلی لوسه همیشه تهش به خوبی و خوشی تموم شه
۴ ماه پیشکترین پیرس
5بعدم در کل این یه داستان فانتزی کوتاه بود یعنی رمان چند جلدی نبود به نسبت فضا و ژانرش دوست داشتم💗 پایان خلاقانه ای بود که نمیشد حدسش زد
۴ ماه پیشکترین پیرس
4همشون با هم رفتن...نارسیس...خانواده اش...سباستین:)
۴ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
احتمالا یکی از بهترین کامنت ها رو نوشتید. از اونا که هرگز یادم نمیره❤️
۳ ماه پیشغزاله
5خیلی رمان قشنگ وخاصی بود پایانش واقعا بارنکردنی بود باریکلا به نویسنده❤️
۴ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
جان❤️
۳ ماه پیشMasomhe
1نباید نارسیس میمرددددددددددد عررررررررررر چرا این کارو با قلب من کردیییییییییییییییییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۳ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
خیلی متاسفم😂❤️
۳ ماه پیشساغر
0سلاممممم رمان خوبی بود ولی کاش آخرش اینجوری نمیشد ولی در کل عالی بود مممنوونننن
۳ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
مرسی قشنگ من❤️
۳ ماه پیش...
1خیلی دوست داشتم رمانو ، پایانش هم به نظرم خوب بود
۳ ماه پیش
هانیه پروین | نویسنده رمان
عزیزم❤️
۳ ماه پیشالهه
2به انذازه خودش قشنگ بود دوستش داشتم .پایان غیر منتظره ای هم داشت که اصلا نمیشد بهش فکر کرد
۳ ماه پیشتبسم
0نباید اینجوری تموم میشد واقعا حیف بود برای یه همچین رمانی
۳ ماه پیشبانو
0بنظرم خوب بود اما می تونست بهتر باشه خوناشاما خیلی قوی هستن اما توی این رمان اصلا شخصیت ها باماجرای رمان باهم نمی موندن آخرشم خیلی بد تموم شد اصلا جالب نبود
۳ ماه پیش

مهتاب
0چ پایان غم انگیزی 💔