خلاصه رمان عاشقانه تا ابد
رها نویسندهای موفق است که بعد از خیانت مردی که قرار بود همسرش باشد، به یک باور قطعی رسید. مردها عاشق خودِ واقعی زنها نمیشوند. آنها عاشق تصویری میشوند که از آنها در ذهنشان میسازند و وقتی آن تصویر ترک بردارد، میروند. مدتی بود که ذهن و قلمش خشک شده بود، مثل قلبش. تا اینکه تصمیم گرفت برای رمان جدیدش دست به آزمایش بزند؛ ثابت کند هیچ مردی برای «خودِ یک زن» نمیماند. برای این آزمایش به سوژهای واقعی نیاز داشت و آراد همان مرد شد. رها تصمیم گرفت با او داستانی بنویسد که نظریهاش را به اثبات برساند. او سعی کرد خودش را به کاملترین نسخهاش تبدیل کند. و مردی پیدا شد که دقیقاً همانطور محو تماشایش شد که پیشبینی کرده بود. رابطهشان برخلاف تصور رها خیلی سریع شکل گرفت و از این بابت خیلی خوشحال بود. او مطمئن بود که آراد هم مثل دیگر مردهایی که میشناسد مجذوب تصویر شده است. اما رها قرار نبود بینقص بماند. کمکم و عامدانه، نسخهی دیگری از خودش را نشان میدهد تا آراد را از خود براند غافل از آنکه...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان تا ابد - پارت 45
سالن غرق نور بود. صدای موسیقی و خندهی مهمونا به گوش میرسید. بعد از ورود عروس و داماد و خوشآمدگویی کوتاهشون، آراد رو به من کرد و گفت: – دو دقیقه میرم به بچهها سلام کنم، زود برمیگردم. سرم رو تکون دادم. – باشه. لیوان آبمیوهم رو برداشتم و همونطور که جرعهای ازش مینوشیدم، رفتنش رو نگاه کردم. ب...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان تا ابد - پارت 44
بعد از اون شب، انگار یه چیزی تو من تغییر کرده بود. این تغییر اونقدر بزرگ بود که دیگه خودم رو نمیشناختم. دیگه رهای چند ماه قبل نبودم؛ حتی رهای چند روز قبل هم نبودم. صبحها چشمهام رو که باز میکردم، قبل از هر کار دیگهای دستم میرفت سمت گوشی. نه برای دیدن پیامهای مونا. نه برای جواب دادن به ناشر ...
بروزرسانی در : ۱۲ روز پیش
-
رمان تا ابد - پارت 43
وقتی از خونه عموی آراد اومدیم بیرون، هوا کاملاً تاریک شده بود. از لحظهای که سوار ماشین شدیم، هیچکدوممون حرفی نزدیم. صدای آروم موتور ماشین و نور چراغهای خیابون تنها چیزایی بودن که سکوت بینمون رو پر میکردن. اما ذهنم پر از صدا بود. پر از سؤال. پر از پژواک حرفهای سارا. آراد خیلی دوستم داشت... هر...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
-
رمان تا ابد - پارت 42
کل بعدازظهر رو توی آشپزخونه گذروندم. بوی لازانیا کل خونه رو برداشته بود. هر چند دقیقه یهبار در فر رو باز میکردم و به پنیر طلایی روی غذا نگاه میکردم. از صبح چند بار خواسته بودم بهش پیام بدم و بابت رفتار اون روزم عذرخواهی کنم، اما هر بار منصرف شده بودم. آخر سر تصمیم گرفتم به جای حرف زدن، کاری کن...
بروزرسانی در : ۱۷ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان تا ابد
سلام به همهی عزیزای دلم 🤍**توی این اطلاعیه میخوام برندهی مسابقهای رو که چند روز پیش برگزار کرده بودم اعلام کنم. منتظر بودم هدیهشون ارسال بشه و بعد اسم برنده رو اعلام کنم. برنده از بین کسانی انتخاب شده که نزدیکترین حدس رو دربارهی آراد زده بودن.**برندهی این مسابقه: خانم فاطمه بهمنپور💕کامنتشون رو هم ریپلای و استوری کردم. فقط یه نکته رو در نظر داشته باشید؛ با خوندن کامنت ایشون، رمان براتون اسپویل نمیشه. برنده بر اساس نزدیکترین حدس انتخاب شده، نه لزوماً دقیقترین یا کاملترین حدس. پس با خیال راحت میتونید کامنتشون رو بخونید و نگران لو رفتن داستان نباشید. ممنونم از همهی شما که با ذوق و حوصله توی مسابقه شرکت کردید و کنارم هستید.🌷
نیلوفر آبی
در پارت 340عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت
۹ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 330تشکر فراوان خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت عالیه
۱۳ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 320عالی بود ممنون خسته نباشید هر پارت زیباتر از پارت قبلی تشکر بخاطر رمانی که نوشتید عالیه
۱۳ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 310رها نباید با آراد اینارو بکنه آراد حتما مریضه 😪😪طفلی آراد بی گناه هرکسی باید خودش تاوان کارشو بده این خیلی بی رحمانه ست بخوای از *** دیگه ای انتقام بگیری
۱۳ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 300محشره ممنون خسته نباشید عالی هستید
۱۳ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 290عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت هم عالی
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 280کار رها درست نیست آراد گناه داره همه که مثل هم نیستند ممنون از شما عالی بود خسته نباشید
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 270آخ گفتی حال کردم بدتر از اینا حقش بود مردک نفهم
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 270عجب آدم عوضیه فرهاد چرا رها نمیگه نمیزاره هرکسی نصیحت کنه ممنون خسته نباشید
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 250امیدوارم هیچ دختری مثل رها نشه واگیر مردی مثل فرها نیافته ممنون خانم نویسنده عزیز خیلی زیاد عالی بود خسته نباشید
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 240ممنون هر پارت قشنگتر از پارت قبیله مشتاق پارت های بعدشم ممنون عالی بود خسته نباشید
۱۴ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 230بینظیره ممنون خسته نباشید خدا قوت این پارت هم عالی بود
۱۵ ساعت پیشنیلوفر آبی
در پارت 220عالی بود ممنون خسته نباشید عزیزم
۱۵ ساعت پیشنیلوفر ابی
در پارت 210رها نباید آراد اذیت کنه کارش تایید نمیکنم خب اینجوری چه فرقی با فرهاد داره خسته نباشید
دیروز
نیلوفر آبی
در پارت 360رها خیلی بی رحمه اصلا رفتارش با آراد درست نیست لعنت به فرهاد چرانمیفهمه این فرهاد نیست پس چه فرقی با فرهاد داره اون نامردی کرد بارها رها داره با آراد انجام میده طفلی آراد ممنون خسته نباشید عالی بود