پارت هشتاد و ششم :

از زبان لیرا
می‌تونستم صدای اعتراض‌های ضعیف پدر و مادرم رو از لای پارچه‌ای که چپانده بودند توی دهنشون بشنوم، اما اونا گوش شنوایی نداشتند. نمی‌تونستم حتی یک ثانیه‌ی دیگه تماشا کنم که کسی به خاطر من آسیب می‌بینه، واقعاً کشش نداشتم.

زل زدم توی چشمای متیو؛ همان‌طور که با نیشخند بهم نگاه می‌کرد، با تمسخر گفت: «دیدیدی؟ مگه گفتنش انقدر سخت بود؟»

از همون‌جایی که روی زمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!