لیست کلیه پارتهای رمان حکومت زنان : پارت های 141 تا 146
تعداد کل پارت های منتشر شده : 146
-
رمان حکومت زنان - پارت 141
به اجبار نگاه از ماشین ها گرفتم و نگاهم را قامت بلند خسرو دوختم که گفت : آماده باش مارال بازی من و تو تازه شروع میشه. به دختر ضعیف احتیاج نداریم بهتره تو خلوت خودتت اون روحیه ملوس و نازت رو بکشی ... با پشت انگشت اشاره گونه ام را نوازش کرد که تمام جزئیات بند انگشتش را حس کردم . سرم را با اکراه عقب...
بروزرسانی در : ۱۶ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 142
پلهی آخر را که پایین رفتیم، راهرو ناگهان باز شد و برای چند ثانیه فقط ایستادم و به چیزی که روبهرویم بود خیره ماندم. درِ فلزی بزرگی انتهای راهرو قرار داشت؛ چیزی بین درِ یک باشگاه خصوصی و ورودی یک پناهگاه زیرزمینی. روی دیوارهای اطراف، چراغهای خطی سفید با فاصلههای منظم روشن بودند و نور سردشان رو...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 143
نمی دانم دور چندم بودم اما همانطور که فکر می کردم می دویدم. سرعتم بیشتر شده بود، آن مرد در سکوت دیگر مرا می نگریست. شاید فکر می کرد توان دویدن ندارم! شاید از همان اول منتظر بود بعد از چند دور، زانوهایم خم شود و تسلیم شوم. شاید هم داشت چیزی را در من اندازه می گرفت؛ چیزی بیشتر از توان جسمی. انگار ...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 144
خسرو پشت سرم از اتاق بیرون آمد. دختر موکوتاه هنوز کنار کیسه بوکس ایستاده بود. اما این بار نگاهش را از من گرفت. چشمم به خسرو افتاد. همانجا ایستاده بود. دست به سینه. اخم کرده. نگاهش مستقیم روی من بود. نه حرفی می زد و نه حتی پلک می زد. انگار می خواست با همان نگاه بفهمد دقیقا چه چیزی در من تغییر کرد...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 145
هنوز چند ثانیه از آن لحظه نگذشته بود که صدای زنگ تلفن خسرو در سالن پیچید. خسرو گوشی را از روی زمین برداشت و به صفحه نگاه کرد. اخمش همان لحظه عمیقتر شد. _ بله؟ چند ثانیه ساکت ماند. _ الان؟ مکث کرد و نگاهی کوتاه به من انداخت. _ باشه. میام. تماس را قطع کرد و گوشی را داخل جیب شلوارش گذاشت. م...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 146
سرم را به سمت مربی چرخاندم و هنوز صدای خودم توی گوشم بود. _ نگفتی اسمت چیه؟ دختر لبخند کوچکی زد. _ نیلو صدام کن. خواستم چیزی بپرسم که مربی پد را بالا آورد. _ مارال، حواست اینجاست. سرم را تکان دادم و دوباره روبهرویش ایستادم. تمرین ادامه پیدا کرد. این بار کوتاهتر، اما سختتر. مربی آنقدر...
بروزرسانی در : دیروز
