حکومت زنان به قلم مبینا ترابی
پارت صد و چهل و ششم :
سرم را به سمت مربی چرخاندم و هنوز صدای خودم توی گوشم بود.
_ نگفتی اسمت چیه؟
دختر لبخند کوچکی زد.
_ نیلو صدام کن.
خواستم چیزی بپرسم که مربی پد را بالا آورد.
_ مارال، حواست اینجاست.
سرم را تکان دادم و دوباره روبهرویش ایستادم.
تمرین ادامه پیدا کرد.
این بار کوتاهتر، اما سختتر.
مربی آنقدر پشت سر هم حرکتها را عوض کرد که فرصت ف
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

صوفیا
0منتظر پارت جدید اییم