دوست داشتی؟
رمان عاشقانه و جنایی نوازنده ی خاموش اثر علیرضا لرکی

رمان نوازنده ی خاموش

  • زبان فارسی
  • 30.8K 👁
  • 245 ❤️
  • 137 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان نوازنده ی خاموش

من حمیدم. یه مرد عاشق... اما اون شب لعنتی، همه چی عوض شد. وقتی با زنی که عاشقشم دعوا کردم، انتظار نداشتم وقتی شب برگردم، جنازه‌ی اون، وسط خونه‌م افتاده باشه... قتل؟ آره... یه قتل واقعی. و قاتل؟ درست کنارم نفس می‌کشید. یه زن بود. مرموز، فریبنده، و خطرناک‌تر از هر چیزی که فکرشو می‌کنی. من قراره طعمه‌ی بعدی باشم؟ یا... بازی رو به نفع خودم برمی‌گردونم؟

پارت اول

هوای نیمه‌گرگ‌ومیش شب مثل همیشه خفه و سنگین بود. شهر نفس می‌کشید، اما نه آن‌طور که باید. بوی بنزین و دود اطراف را گرفته بود و چیزی شبیه فلافل سوخته توی هوا غل می‌خورد و به دماغ آدم می‌خورد؛ بویی که هیچ‌وقت نمی‌دانی از کجا آمده، اما همیشه آن‌جاست. دلم نمی‌خواست به خانه بروم حوصله‌ی جنگ اعصاب نداشتم.
چراغ مغازه‌ها یکی‌یکی خاموش می‌شدند، و تابلوی تاکسی تلفنی سر خیابان، که به بند تکه‌پاره‌ای آویزان شده بود، با وزش باد لق می‌زد. صدای ضربه‌های آهن به آهن، مدام در فضا تکرار می‌شد.
من پشت فرمان نشسته بودم. در ایستگاه تاکسی همان‌جایی که همیشه بودم. صندلی را کمی خوابانده بودم؛ دست‌هایم بلاتکلیف روی فرمان بود اما خودم را رها کرده بودم.
رادیوی ماشین را بی‌هدف روشن کردم. فرکانسی به فرکانس دیگر چرخاندم. موسیقی پاپ، دعوای سیاسی، بحث‌های بی‌مزه‌ی روان‌شناسیِ زرد... هیچ‌چیز جلبم نمی‌کرد. گذاشتم بلاتکلیف اخبار ادامه پیدا کند، در حالی که نگاهم در تاریکی خیابان گم شده بود.
«...و اما در ادامه‌ی خبرهای حوادث، پلیس همچنان در جستجوی مظنون اصلی پرونده‌ای‌ست که حالا رسانه‌ها آن را با عنوان نوازنده‌ی خاموش می‌شناسند.»
فرکانس را عوض کردم . از رادیو صدای خواننده‌ای با صدای گرفته پخش می‌شد. متن آهنگ با عذاب زمزمه‌مانند خواننده ترکیب شده بود:
«وقتی دلت گیره، دیوارم غمگینه…»
من دیگر هیچ احساسی نداشتم. دستم را به طرف رادیو بردم که چیزی متفاوت، چیزی شاید کمتر کسل‌کننده پخش شود. اما قبل از این‌که به گزینه‌های موج اف‌ام برسد، در عقب ماشین به طرز خشنی باز شد. صدای "تق" و لرزش ناشی از ضربه‌ی خشک باعث شد کمی از جا بپرم؛ نه به خاطر ترس، بلکه از عصبانیت یکنواختی‌ای که در حالی خفه شدن بود.
مرد وارد شد. کاپشن چرمی پوشیده بود و عطر سنگین پوست چرمی لباسش با بوی فلافل اطراف ترکیب شد و جریانی سنگین‌تر از قبل ایجاد کرد. صورتش به نظر تازه اصلاح شده بود، اما حالتی نداشت که نشان دهد واقعاً به خودش رسیده است؛ فقط ناچار بود که تمیز باشد. نگاهم هنوز به او بود، ولی او نگاهش هم به من نبود. کلمه‌ای نگفت ـ نه سلام، نه چیزی شبیه آن. تنها چیزی که از خودش به جا گذاشت، صدای کوبیدن در بود. شیشه‌ها لرزیدند از کوره در رفتم...چه اصراری بود اینهمه بی ملاحظه باشد

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

نظرات رمان نوازنده ی خاموش

  • زهره

    در پارت 230

    کوتاه ولی دقیق و با مسما پومو شد مرسی از قلم خوش نوشتت

    ۴ ماه پیش
  • Zhinoos

    در پارت 80

    سلام نویسنده گل رمانت عالیه دست مریزاد

    ۵ ماه پیش
  • م

    در پارت 183

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • تربچه

    در پارت 150

    الینا خیلی مشکوک میزنه خیلی خیلی مشکوک میزنه

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    در پارت 150

    الینا مشکوک میزنه نمیزنه؟

    ۱۲ ماه پیش
  • م

    در پارت 150

    خیلی فکر احنقانه ای بوده اینکه فکر کنه تنهاست 😯🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • هستی

    در پارت 141

    بله ممنون بی صبرانه منتظر پارت جدید هستم میشه لطف کنیدزدترپارت گذاری کنید

    ۱ سال پیش
  • هستی

    در پارت 141

    یعنی چه دشمنی می تونه با حمید داشته باشه

    ۱ سال پیش
  • شیوا

    0

    سلام. نویسنده عزیز چرااصلا حضور ندارین وباخواننده هاتون ارتباط نمیگیرین من رمان قبلیتون رو هم دوست داشتم اینم همینطور لطفا فکری برای اضافه کردن پارتها بکنید. ممنون

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    در پارت 141

    از شخصیت این مرد خوشم میاد به جای اینکه بترسه و جا بزنه سعی میکنه باهاش مقابله کنه

    ۱ سال پیش
  • Hadis

    در پارت 141

    حمیدتازه به خودش اومده و داغ عشقش آتش خشم و انتقام رو تو رگ هاش به جریان انداخته... اون دیگه نمیترسه وبه نظرم هرکاری ازش برمیاد.... خداقوت نویسنده عزیز 🌿

    ۱ سال پیش
  • م

    در پارت 141

    منم امیدوارم که غافل گیر نشی و نوازنده گیر بیفته 🤲🙏🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    در پارت 130

    شایدم الینا خود قاتل باشه

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    در پارت 130

    احتمالا الینا هم همدست قاتل باشه👀

    ۱ سال پیش
  • شیوا

    2

    سلام اگه درگیری دانشگاه تموم شده بی زحمت تعداد پارتها رو زیاد کنید اخواهشی از طرف همه دوستان. ممنون

    ۱ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟