پارت بیست :

شب، بعد از آن تعقیب و گریز نفس‌گیر، به خانه برگشتم. اما دیگر آن سنگر امن نبود. حالا خانه‌ام، مرکز فرماندهی یک جنگ یک‌نفره بود. جنگی علیه دشمنی که نمی‌شناختم و علیه پلیسی که فکر می‌کرد صاحب من است.
تصویر الینا که به آن زن مسن کمک می‌کرد، یک لحظه رهایم نمی‌کرد. آن همه محبت خالصانه، چطور می‌توانست با آن همه فریبکاری و نقشه‌های پیچیده در یک نفر جمع شود؟ آیا ممکن بود من در اشتباه باشم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!