لیست کلیه پارتهای رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان : پارت های 81 تا 100
تعداد کل پارت های منتشر شده : 213
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 81
این... این همون نگاری بود که برای اولین بار جلوی کلاس رباتیک وایساده بود و داشت به این فکر میکرد با چند روز پس انداز کردن پول تو جیبیهاش میتونه داخل کلاس بشینه. حالا یه ربات واقعی جلوشه؟ کاملا مجذوب و مسخش شده بودم و اگر بمب کنارم میزدن هم نمیتونستم نگاهم رو ازش بگیرم. بیاراده دستم رو ج...
بروزرسانی در : ۴۱۹ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 82
هستهای زیر گلوم ضربان میزد؛ هجوم خون به سرتاسر بدنم رو حس میکردم. دلم به قل قل افتاد و اسید معدهم مثل کوه آتش فشان منفجر میشد. خدایا از دست تو آیوار! میز رو ول کردم و دستم رو روی بازوش گذاشتم. هنوزم حواسم به ربات بود؛ به نظرم تا همینجا هم لاس کافی بود، باید این گند رو جمع میکردم. حینی که ...
بروزرسانی در : ۴۱۶ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 83
- جدی حرومزاده ترین آدم روی کرهی زمینی! یعنی ببین هیتلرو دیدی چقدر بیناموس دگوری بود؟ تو قشنگ از تخم و نسل خودشی. - چقدر حرف میزنی! کارتو بکن به جای هارت و پورت. - هیچوقت به این درجه از رذالت و خِفَت نرسیده بودم، به حق پنج تن دو ماه دیگه ولت کنه آیوار... . - من شما سه کله پوکو آوردم حرف ...
بروزرسانی در : ۴۱۵ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 84
«ده دقیقه بعد» - جدی این کیکو مامانت درست کرده؟ گاز بعدی رو به کیک شکلاتی زدم و از شدت خوشمزگیش لپهام گل انداخت. صدای خرچ خرچ چیپس شکلاتی زیر دندونم روحمو جلا میداد. رادمان طبق معمول بیحوصله و بیاهمیت نسبت به همه چیز بود؛ به درخت کاج تکیه داد و از سایهش لذت میبرد. با چشمهای بسته اسلای...
بروزرسانی در : ۴۱۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 85
حامد سریع پیچوندش: - به پوریا میگیم عصر یه سر بره باشگاه توی رینگ انقدر بزنش که کارش به بیمارستان بکشه. خب نگار قرارت با مهری کنسله، میایی دیگه؟ - زهرمار! بعدش باید بره خونه درس بخونه، پروفسور حساسه. رادمان با تمسخر و صد البته حرص آخرین اسلایس کیک رو از جلوی آیوار برداشت تا با این اخلاق گندش ا...
بروزرسانی در : ۴۱۳ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 86
«یک ساعت بعد_گیم نت» - سی و سه بار بهش گفتی قربونت برم، چهل و شیش بار چفتی پسر نازم... بعد مگه اینکه من باهات مهربون باشم وگرنه آیوار هم صدام نمیکنی، میگی براتی هوی براتی! - خجالت نمیکشی به حیوون حسادت میکنی؟ چیکارش داری مگه نشنیدی گفت بعد یه سال حامد حیوون خونگیشو پس داد؟ بزار ذوقشو خالی ...
بروزرسانی در : ۴۱۱ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 87
- لایو در صدم ثانیه قطع کردم، یعنی میدونی فکر نکنم کسی فهمیده باشه گادسیکلت بزرگ به خاطر یه سوسمار جیغ کشیده باشه. اصلا بعدا اگر دیدم حاشیه شد مینویسم صدای جیغ نگار بود، خوبه؟ تا الان حدود هفده بار همین دیالوگ رو کلمه به کلمه گفت و ول کن هم نبود. ادعا میکرد اصلا براش مهم نیست بقیه بفهمن با ای...
بروزرسانی در : ۴۱۰ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 88
نیم بوت سیاهی پاش رو روی آخرین نقاشیای که میخواستم بردارم گذاشت. دستم روی هوا موند و اخمم غلیظتر شد. - اما اگر همهی اینا رو یه پسر بچه از مادر خوندهش کشیده باشه چی؟ اون وقت حکمش چیه؟! حبابی وسط گلوم از ترس منفجر شد و از درونش چیزی مثل زهر به تمام بدنم رسید... . وحشت زده سرم رو بالا بردم ...
بروزرسانی در : ۴۰۹ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 89
«ساعت شش عصر» کرخت بودم؛ انگار بعد ساعتها بودن در مدرسه برگشتم خونه، بارون میاد، ناهار عدس پلوعه و تشک گرم و نرمم کنار بخاری پهن شده... یهو مامان یادم میاره فردا امتحان ریاضی دارم و من حتی لای کتاب رو باز نکردم. حالم همین قدر داغون بود! پولی نداشتم، نمیتونستم تاکسی بگیرم. با همون سر و شکل خو...
بروزرسانی در : ۴۰۹ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 90
نفسم رو با صدای بلندی بیرون دادم، چیزی شبیه به یه آخیش گفتن بعد از انتظار طولانی بود. درسته سینای خاک بر سر خیلی حرفا پشتش میزد، درسته حرومزاده بود و دیاکو رو اذیت میکرد، میدونم دخترباز کلاهبردار لاشی بیناموسه اما... اما یه ضرب المثل هست که اگر امیر پشتته، یعنی دنیا پشتته. چشمهای دیاکو دا...
بروزرسانی در : ۴۰۶ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 91
- نگار نگفتی سینا رو از کجا میشناسی؟ چطور این سوالا رو پرسیدی؟ حتی اونم مطمئن بود آیوار هرگز حاضر نیست گذشته رو بیان کنه. چه چیزهایی کشیدیم و هیچوقت در حد یه دقیقه هم حاضر نشدیم راجبش صحبت کنیم! لبم رو گاز گرفتم تا هقهقهم رو خفه کنم. درحالی که با با ساعد اشک روی گونهم رو پاک میکردم و عقب عق...
بروزرسانی در : ۴۰۶ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 92
- واقعا کارت زشت بود مهرداد. امیر من از تو یکی توقع نداشتم! - نگار آجی ببند پوزتو. حالا چه عیبی داره به بهونه خریدن پیراهن واسه اون جوجه طلایی گوشیتو برداشتم به خانوم شکوهی پیام دادم که زخم و زیلیام بیا پایین؟ - تو به من گفتی جوجه طلایی؟ - دِهَــه دیا تو یکی دیگه حرف نزن میدم امیر مشت بعدی ...
بروزرسانی در : ۴۰۵ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 93
اولش پشمام ریخت که چرا یه سوتین اسفنجی سیاه روی صورتشه ولی بعدش که دقت کردم دیدم هَی وای من! این که همون سوتینه. نگاه نکرد که ببینه کی رانندهی این ابو قراضهست. با بهت و انزجار سوتین رو از روی صورتش برداشت و درحالی که سرش رو سمت ما میچرخوند خطاب به مهرداد جیغ زد: - مرتیکه دهاتی بیشعور خجالت...
بروزرسانی در : ۴۰۲ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 94
«ده دقیقه بعد» - سرعت غیر مجاز، حرکات نمایشی خطرناک در اتوبان، نبستن کمربند ایمنی توسط راننده، به همراه نداشتن گواهینامه، نداشتن سن قانونی... - آقا دو ماه دیگه هیجده سالمون بشه قبول نیست؟ - خیر! پلاک ماشین متعلق به یه فرد متواری هستش... - آقا مال دوستمونه. اون طلا دزدیده بعدم طلافروش رو کشته...
بروزرسانی در : ۴۰۲ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 95
«ربع ساعت بعد» - بابا تو که تا اینجا اومدی بقیهش رو هم بیا. خودم رو روی صندلی پلاستیکی ایستگاه اتوبوس نشوندم و لجبازانه زانوهام رو بغل کردم. دلخور و بچگانه دست مهرداد رو کنار زدم و رو به امیر گفتم: - تو قرار شد منو ببری ترمینال نه که ببری دنبال این عن آقا که مخ شکوهی رو بزنه. از اون اتوبان ت...
بروزرسانی در : ۴۰۰ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 96
مار بزنه زبونتو مهرداد که با یه جمله کل بحث رو به حاشیه میکشونی! - نگار... وای عزیزم! هیچ چیز به اندازهی صدای پارمیس نمیتونست کاری کنه مهرداد عینهو هادی چوپان امیر رو به صندلی بکوبه و خودش سریع بلند بشه. با بهت چرخیدم. با شلوار گرمکن و هودی بلند داشت سمتم میدوید. صورتش سرخ بود... معمولاً ...
بروزرسانی در : ۴۰۰ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 97
«صبح روز بعد_ساعت هشت صبح» - همیشه آرزوم بود وقتی از خواب بیدار شدم از پلههای خونهی دوبلکسمون بیام پایین، خدا خیرت بده پارمیس! با کرختی خمیازهای کشیدم و دستهام رو به دو طرف باز کردم تا قلنج دست و کمرم شکسته بشه. چشمام به زور باز میشد؛ به نظرم به اندازه کافی نخوابیدم، شاید هم بد خوابیدم......
بروزرسانی در : ۳۹۹ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 98
«ساعت پنج بعد از ظهر_خونهی پروفسور» - خیلی از دستم عصبانیه؟ - بله خانوم فراری! حتی بهت گفت سگ ولگرد... خاک تو سر الاغت نگار بعدش انقدر از فحشش ناراحت شد اومد از من معذرت خواهی کرد گفت بهت نگم که بهت گفته سگ ولگرد. نفس عمیق و بلندی کشیدم و دستهام رو روی میز گذاشتم. کف دستهام عرق کرده بود و چ...
بروزرسانی در : ۳۹۷ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 99
و راجب درس خوندنم این که شاید بعضی موقعها شیطنت کنم و باز فرار کنم چون شما هــــیچ ایدهای نداری که چه اتفاقایی داره برام میفته اما قول میدم همهی اون آدمای عوضی رو به خاطر کارهاشون به غلط خوردن بندازمشون و بعد برگردم درس بخونم. لبخند بامزهش رو میخواست با اخمش بپوشونه و الکی سرش رو با برگهها...
بروزرسانی در : ۳۹۷ روز پیش
-
رمان تکنیک های مخ زنی 4 | لیگ بازندگان - پارت 100
«چهار روز بعد_تهران_از دید آیوار» - جزء مرگبار ترین مسابقهها محسوب میشه. یه مسابقه توی دل شب و بیابون، شب مسابقه شروع میشه و تو باید داخل اون تاریکی خودتو به پایان برسونی. اسپانسر مسابقه مشخص نیست کیه اما... نگاهم به آسفالت سرد و بیروح بود و تنها گرمایی که درونش دیده میشد، آتیش فندکم بود....
بروزرسانی در : ۳۹۵ روز پیش
