پارت نود و نهم :

و راجب درس خوندنم این که شاید بعضی موقع‌ها شیطنت کنم و باز فرار کنم چون شما هــــیچ ایده‌ای نداری که چه اتفاقایی داره برام میفته اما قول میدم همه‌ی اون آدمای عوضی رو به خاطر کارهاشون به غلط خوردن بندازمشون و بعد برگردم درس بخونم.
لبخند بامزه‌ش رو می‌خواست با اخمش بپوشونه و الکی سرش رو با برگه‌ها سرگرم کرد.
همین که احساس کردم یخ و تنش بینمون آب شده، لبخند بی‌جونی زدم.
بعد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ferferishoonam

    0

    ای خدا خوشحال شدم از رابطه این خواهر و برادرای گوگولی فقط جای امیرجان خالیه🥲❤️

    ۴ ماه پیش
  • برفین

    0

    خوش به حال نگار واقعا سه تا داره. با معرفت بعد من 4تا دارم با اینکه تک دخترم به درد لای جرزدیوار هم نمیخورن عقب مونده ها

    ۵ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    3

    بدبخت سورن و چیکار داری.الان هم که دنبال دوست پسرته🤦🏻 ♀️😂 مامان لبخند زد🥲💔😭میخوام عر بزنم دلم تنگ شده بود براشون.آخ تصور اینکه نگار بین آرمان و رضا تو بغلشون با آرامش خوابیده خیلی قشنگه.داداشای گوگولی😭💔وقتی پیش آیوار و داداش هاس از کابوس خبری نی رضا ول کن اون پیرزن و قلب دخترم و شکوندی😭

    ۶ ماه پیش
  • ...

    2

    《این از اون شب هاست که عمرا کابوس ببینم...》😭

    ۶ ماه پیش
  • مدوسا

    16

    در حال حاضر مثل نگار شدم بدترین اتفاقا سرم اومده، دقیقا اونایی که نباید میشد شده، عاشق شدم ولی یه طرفه،فشار زیاد رومه و همیشه عصبیم، کسی درکم نمیکنه جز قضاوت، از هر طرف همه رفیقام دارن بهم نارو میزنن پدر و مادرم بین منو داداش کوچیکم زیادی فرق میزارن دائم احساس بدی دارم و حوصله ی هیچکسو جز مرگ ندارم

    ۱ سال پیش
  • ...

    2

    منم دقیقا مث توام بعضی از داستان هام..اتفاقا چندروز پیش یادم افتاد گفتم نگا منم بدبختیم بیشتر از نگاره ها..

    ۱ سال پیش
  • ....

    3

    وای الهی بگردم چه مث منی ولی جدا ما به سه تا داداش باحال مث سه قلو ها نیاز داریم😘 درکت میکنم

    ۱ سال پیش
  • دنیز

    3

    بگردمم، قوی بمونین بچها:) من توی بگایی غرقم و بخاطر خیلی از اشتباهاتم که گند زده به زندگیم پشیمونم ولی از حالت به تخمم به عنوان سپر استفاده میکنم و سعی میکنم بهش فکر نکنم، یجورایی مثل آیوار فرار کردن و ترجیح دادم، شما قوی باشین و تنها راه حل رو مرگ ندونید♡

    ۸ ماه پیش
  • آرتمیس

    2

    اشتباه میکنی فرار راه حل نیست همون طور که به من میگی قوی بمونم خودتم حرفتو گوش کن

    ۸ ماه پیش
  • ناشناس

    2

    کم نیار شاید مثل بقیه کسی رو نداشته باشیم که هوامون رو داشته باشه ولی حداقل خودمون باید هوای خودمون رو داشته باشیم تو ام تلاش کن موفق بشی هرکاری بکن درس بخون تلاش کن فقط و کم نیار اگر ناراحتی گریه کن ولی تلاش کن کم نیار کم نیار کم نیار و بازم کم نیار

    ۸ ماه پیش
  • ...

    1

    وای میگم آرمان دم مرگی بهش پیام ندم بگم غلط کردم قربون کله کچلت برم؟😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطی

    7

    حمیده چقد دلم برا مامان ملکه تنگ شده:((جاش خالیه خیلی

    ۱ سال پیش
  • فن سورنننن

    7

    خو یعنی چی؟ سورن به این گودی. بچم پولدار نیست که هست. خوشگل نیست که هست.کاپیتان نیست که هستتتتتت چرا برگشووووو پرت میکنییی پایییینن؟ اخههههه

    ۱ سال پیش
  • دیا

    6

    من تازه دارم این پارتا رو می خونم یه سوال. اقای ببولی کجاست؟؟؟؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • عمه حامد

    4

    تو کیف میلاد

    ۱ سال پیش
  • آیلا فن نگار

    3

    اخییی قربون دل مهربون پروفسور برم که این سه تا خواهر و برادر رو کنار هم جمع کرد😀😀😀

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    2

    بالاخره بعد چند پارت شد اون چیزی که باید میشد ولی امیر و آیوار نیستن🫠💜

    ۱ سال پیش
  • ...

    8

    این کار نگار رو که عشقی برگه تصحیح میکنه رو اصلا نیستم😐چه مسخره بازی ایههههه بیست گرفته بیستش بده یعنی چی برگه ی عشقمو پرت میکنی تو خیابون،به اون چه که تو باهاش مشکل داری،وا

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • نیلا

    14

    اتفاقا کار قشنگی بود خیلی کیف کردم

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    چرا با شوور من همه بدن؟ 😑

    ۱ سال پیش
  • سادات

    10

    همین عشق تو احتمالا باعث شده ملکه بمیره ، بعدشم به ایوار گفت با نگار کات کنه ، پس حقش بود

    ۱ سال پیش
  • فرشته

    2

    این طبیعیه که من با این پارت کلی گریه کردم مخصوصا اونجایی که نگار آرمان و رضارو میبینه و ای کاش امیر هم بود جاش خالی بود

    ۱ سال پیش
  • فن جیگر طلا

    4

    مخصوصا اون مامان لبخند زد آخرش🥲

    ۱ سال پیش
  • nana

    3

    زیبایی از این پارت میباره

    ۱ سال پیش
  • مهتا

    0

    چرا به نظرم این پارت ها احساسی میان😭😭😭

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️