پارت هشتاد و نهم :
«ساعت شش عصر»
کرخت بودم؛ انگار بعد ساعتها بودن در مدرسه برگشتم خونه، بارون میاد، ناهار عدس پلوعه و تشک گرم و نرمم کنار بخاری پهن شده... یهو مامان یادم میاره فردا امتحان ریاضی دارم و من حتی لای کتاب رو باز نکردم.
حالم همین قدر داغون بود!
پولی نداشتم، نمیتونستم تاکسی بگیرم. با همون سر و شکل خونه جلوی دکه وایسادم و با بیجون ترین حالت ممکن گفتم:
- آقا دستمال و آب بهم میدید
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
2برای اولین بار تو رمان واسه امیر ذوق کردم
۵ ماه پیشزیتون شور
4ما هیچوقت اساسی درباره امیر دعوا نکردیم ، چون همه عاشقش بودیم. خیلییی خوب بودد😭🎀🎀
۵ ماه پیشمادمازل آپریلیا
3حمیده کاش واقعا نگار و اینقدر احمق نمینوشتی یعنی چی که جواب آیوار و نمیده، نرفته پیشش همیشه سر سکوت اش و حرف نزدن گند خورده شد به همه چیز.خوبه تصمیم گرفت دیگه ترسو نباشه.این بلاها هم سر دیا واقعا زیادی بود یک روز نرمال باید باشه دیگه من خسته شدم جای اونا.دلم ماجرای مسابقه و حرف های مهرداد و میخواست
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
من که یادم نیست چی شده👺
۶ ماه پیشمادمازل آپریلیا
1اسم جدیدم و حال کردی 😅😻 حمیده حلال کن سر این چند تا پارت فحش ات دادم بس که حرصی شدم 😩 بابا یه مسابقه رقصی، بوکسی، موتوری،بهروز و مهردادی☹️ همه اش تو این فصل دق به جون مون دادی. اون رویا و رضا اونجور دیاکو و نگار و آیوار اینجور افسردگی ام تشدید شد😩 😭 💔 💔
۶ ماه پیشصدای استخونای نگار
2اینم همش داره کتک میخوره اه
۷ ماه پیشHelia
7دیاکو داداش برو یکم رزمی از نگار یاد بگیر
۸ ماه پیشدرسل
3حمیده جونم تو واقعا لایق لقب بَریم هستیییی
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بَریم چیهععع
۱۱ ماه پیشدرسا
1فرشته یا پری💫💙
۱۱ ماه پیشستی
9آدم میمونه چی بگه فعلا ورود امیر رو جشن بگیریم هرچند ازش بدم میاد
۱ سال پیشSaba
7وای امیرررر چقدر خوبیییی تو 🎀 ولی اگه یه بار دیگه اون بلا سر دیا بیاد نابود میشه🥺💔
۱ سال پیشفیوزپفیوز
7آخ امیییییییر این لحظه اندازه تمام لحظه هایی که از دستت دم ک ، ، .،.،.،ونم دندون در اومد و حرص خوردم این لحظه عاشقت شدم کوچوسگ جذاب🥹🥹🥹❤️❤️❤️
۱ سال پیشفن آیوار و نگار
4اولین باره انقدر از حضور امیر خوشحال میشمممم.
۱ سال پیشنرگس فن نگار
3ولی امیر با همین حرفاش ی روزی مخ نگارو میزنه و با خودش میبرش 😶😶😶😶 قراربوده فقط امیر بره خارج و آرمان و رضا برن دانشگاه
۱ سال پیشفن پارمیس
5واااییی انقد ک از بودن بموقع امیر اینجا خوشحال شدم از کادوهای تولدم نشدمممممم
۱ سال پیشMilad.pax
21یه چیزی..... فقط منم هی ساعتی سه بار میام چک میکنم ببینم پارت اومده یا نه ؟ یا همه همینجورین 😑
۱ سال پیشنیلا
23نه تنها نیستی🤝🏻 اگه توهم خیلی رندوم برای بار هزارم رمانو لایک میکنی سلام🤝🏻
۱ سال پیشسپی
9عزیزان منم سلام😅🤝🏻
۱ سال پیشMilad.pax
2پععع فکر کردم فقط من این عادت رو دارم
۱ سال پیشفری شونم
1سلام 🫣🤣🤝🤝🤝🤝
۱ سال پیشسه نقطه
5منم هستم 🤍🤍🤧🤧😂😂
۱ سال پیش?m?
3تنها نیسی عزیزم
۱ سال پیشنرگس فن نگار
5من کلن از برنامه خارج نمیشم که از چیزی جا نمونم 😂😂😂😂😆
۱ سال پیشدیوار
6امیر....امیر.....شیر مادر و نان پدر حلالت..
۱ سال پیشMilad.pax
0من تو *** زدم اما برای من بالا من نیومد
۱ سال پیشMilad.pax
1یه جایی گفته بودین که حمیده مادر گادسیکلت فکر کنم ..... یعنی چی یعنی مادر آیواره
۱ سال پیشنرگس فن نگار
2این اسمیه که حمیده باهاش میاد تو کانال ***
۱ سال پیشMilad.pax
0کدوم کانال
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
1به قران با خودم گفتم امیر میاد