پارت نود و یک :

- نگار نگفتی سینا رو از کجا می‌شناسی؟ چطور این سوالا رو پرسیدی؟
حتی اونم مطمئن بود آیوار هرگز حاضر نیست گذشته رو بیان کنه. چه چیزهایی کشیدیم و هیچوقت در حد یه دقیقه هم حاضر نشدیم راجبش صحبت کنیم!
لبم رو گاز گرفتم تا هقهقه‌م رو خفه کنم. درحالی که با با ساعد اشک روی گونه‌م رو پاک می‌کردم و عقب عقب می‌رفتم لب زدم:
- تو چطور تونستی در حق این آدم ظلم کنی؟ چطور به خودت میگی مرد وقتی ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ferferishoonam

    0

    ای خدا امیر چقدر احساس تنهایی می کنه ،پسر عزیزم حق داره اون هیچ وقت دیده نشد ،خوشحالم که با نگار آشتی کردین😭❤️

    ۴ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    5

    تو تنها دختری هستی که دوسش دارم🥲 👑 بچه ها اینا عشق اول همدیگه بودند یادتونه؟ 😭 💔 تو فصل اول بود همچین دیالوگی یعنی مهرداد تا پارمیس عقد نکنه بیخیال نمیشه اگر بدونه مامانش هم نشونش کرده😂 بچه یهو عاشق شد. بیا ببینید چه قدر این کره *** ها حضورشون خوبه بعد حمیده خسیس ازشون ننوشته🥲 ☹️ 💔 😻

    ۶ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    4

    "امشب اونقدر توی بغلم نگهش دارم تا بمیرم" دلم برای تنهایی امیر سوخت 😭 خدا خفه تون کنه نمیشد زود تر این حرف ها و بزنید؟ دق مون دادین اینجا برای امیر که اینقدر بی پناه بود مردم😭 اونجایی که گفت اگر بهت نیاز داشته باشم من و انتخاب میکنی یا آیوار؟ همه میدونیم که اون امیر و انتخاب کرد

    ۶ ماه پیش
  • غزال

    5

    انقدر راحت شدم که امیر رو بغل کرد تهش🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    1

    امیررا ازت متنفرم بودم

    ۸ ماه پیش
  • انیس

    10

    باورم نمیشه کل رمان هم از امیر متنفر بودم هم دوستش داشتم کلا امیر و سورن و آیوار برام یه چیز دیگن دلم برا امیر کباب شد کثافت دوست داشتنی مظلوم ***

    ۱۰ ماه پیش
  • نازنین ن.پ

    3

    نگار قطعا امیر رو انتخاب میکنه چون وقتی بیست سالگی نگار رو نشون داد نگار داشت بچه ی امیر رو بزرگ میکرد تازه خود آیوارم گفت تو منو انتخاب نکردی به جاش امیر رو انتخاب کردی

    ۱۰ ماه پیش
  • ...

    12

    اگر بشه میتونم خودمو اتیش بزنم تا تو سردت نشه ب_ب

    ۱۲ ماه پیش
  • Saba

    12

    تو تنها کسی هستی که تو اون خانواده برام مونده:)))) من واقعا نمی خواستم زندگیت خراب بشه:)))) همین امشب پارمیس شکوهی زاده زن من میشه:))))

    ۱ سال پیش
  • موجود دوپا

    10

    یا امشب پارمیس شکوهی زاده زن من میشه یا به خدا همین دیاکو رو با بثی زیربغلم خفه میکنم:))))))) خداااااااااااااا

    ۱ سال پیش
  • ....

    5

    فکر کنم فقط منم که دوست ندارم پارمیس و مهرداد باهم باشن

    ۱ سال پیش
  • رها

    4

    عه چراا خیلی بهم میان کههه🥲

    ۱ سال پیش
  • مهتا

    11

    دقت کردین کارایی که پارمیس برا یاسین انجام داد مهرداد داره انجام میده🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    پپینصمصمصم دقیقااااا

    ۱ سال پیش
  • samin

    6

    وایییی گاااد بزرگگگ من میمیرمممم براییی اون امیر بیشرفففف

    ۱ سال پیش
  • فن پارمیس

    9

    چطوری میشه تو پارت قبل درحال فحش کش کردن امیر باشم و تو این پارت از غصه دلم میخاد براش عر عر گریه کنممم

    ۱ سال پیش
  • ......

    6

    امیر تفلکی من...... تو هم کابوس می بینی

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️