پارت هشتاد و دوم :
هستهای زیر گلوم ضربان میزد؛ هجوم خون به سرتاسر بدنم رو حس میکردم. دلم به قل قل افتاد و اسید معدهم مثل کوه آتش فشان منفجر میشد. خدایا از دست تو آیوار!
میز رو ول کردم و دستم رو روی بازوش گذاشتم. هنوزم حواسم به ربات بود؛ به نظرم تا همینجا هم لاس کافی بود، باید این گند رو جمع میکردم.
حینی که داشت کمرم رو سمت میز خم میکرد، هجوم لبهاش سمت زاویه فک و زیر گردنم رفت. دیگه حتی خودم
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ارزو
0معمولا دخترا چون احساساتین تا تو رابطه میرن به ازدواج و بچه و فلان فکر میکنن ولی ببین بچم چه تنهاست و ایندشو فقط با نگار میبینه که تا کجا پیش رفته😭
۶ ماه پیشماومازل آپریلیا
1حمیده واقعا نمیبخشمت که ماجراهای بازداشتگاه و برای ما ننوشتی😂🥲حیف نبود ماجرای دعواهاشون سر نگار؟عزیزم و قشنگم و جیگر؟ اونم آیوار؟😂آخ پسر قشنگم بارویاهات😭این همه سال دوری حق شما نبودکاش حداقل مثلا از20 سالگی جدا میشدن😭نگار واقعا نمیشد زنش بشی؟😢نگار چه قدر حسرت این لحظه رو بخوری دل بده به بچه💔
۶ ماه پیشناشناس
0آیوار عزیزم😭
۶ ماه پیشفن آیوار
2اخییی 😭😭 چقدر مظلومه آیوار اون به این فکر می کنه پولدار شه و نگار زنش باشه ولی نگار همش به مسخره میگیره این خیلی منو حرص میده نگار همش در لحظه زندگی می کنه
۶ ماه پیشغزال
0بمیرم براش 💔
۶ ماه پیشعسلی
1خدایاااا آیوار چقدر کیوتهههه
۷ ماه پیشHelia
4خوب احمقا اگر بخوابید اوستای این میاد که
۸ ماه پیشMahdis
4ولی این پارت خیلی قشنگ و غمگین بود الهیییییی بگردم تورووووو😭
۸ ماه پیشفن نگار فلک زده
0وای بمیرم برای دل ایوار چقد بچه مظلومه چقد دوست داره نگارو😭😭😭
۱۰ ماه پیشانیس
12من از ادمای هیز متنفرم ولی آیوار برام اصلا هیز بنظر نمیاد اون واقعا عاشق ترینه اون گوگولی ترینه ناناز ترینهههه هخدایا یدونه از این آیوار برا من بده هیچی نمیخوام دیگه
۱۰ ماه پیشSaba
22نگار میشه زنم بشی؟! :)))))) اخه کی میگه این بشر بک.ن در روعه مگه بهتر از اینم پیدا میشه:)))))
۱ سال پیشpani
11وای خدایا کاش یه آیوار تو زندگیم داشتم😭
۱ سال پیشستایش
12بهترین رمانی بود که تا الان خوندم تو این رمان زندگی جریان داره و همه اتفاقاتو با پوست و خونت درک میکنی عاشق رمانم
۱ سال پیشملیسا
8من میخوام پولدار یشم تا تو زنم بشی... نگار تو پسر پولدار دوس داری؟:) بمیرم برات ایوار
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
1ایوار خیلی مظلوم و تنهاست و مهم ترین شخص تو زندگیش نگاره ولی نگار داداشاش پرفوسور باباش ننه رفیقاش رو داره