پارت صد :

«چهار روز بعد_تهران_از دید آیوار»
- جزء مرگبار ترین مسابقه‌ها محسوب می‌شه. یه مسابقه توی دل شب و بیابون، شب مسابقه شروع می‌شه و تو باید داخل اون تاریکی خودت‌و به پایان برسونی. اسپانسر مسابقه مشخص نیست کیه اما...
نگاهم به آسفالت سرد و بی‌روح بود و تنها گرمایی که درونش دیده می‌شد، آتیش فندکم بود.
نور ماشین مدل بالایی که امیر با خودش آورده بود کوچه‌ی پشت مجموعه رو روشن‌تر کرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    0

    هعی میگفت لباش شبیه نگاره به قران می ترسیدم از امیر لب بگیره

    ۵ ماه پیش
  • پرناز

    3

    واییی وای اونجا که ایوار گفت نکنه بچه ی من و نگار به این دوتا بره🤣

    ۶ ماه پیش
  • پرناز

    3

    هرچند خواهرش رو به خودش ترجیح میدم به هر حال نمیشه موقع عصبانیت و بدحالی لب امیر رو گاز گرفت )واقعا ناراحت شدم که چشم و لباش شبیه جیگر )طلاعه اتفاقا هلو خانم خیلی هم خوش سلیقس] همین که قیصری کوچولو خوشش بیاد ] یک روز اینقدر پولدار میشم که یه برج همونطور بگیرم و تو تک تک طبقه ها ترتیبش رو بدم 🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    2

    حمیده ببین چه قدر خوبه از دید بقیه هم مینویسی حیف نبود محروممون کردی😭حتی نگار هم نیست این باز روش هیزه😂 نگو برادر زن ای خدا😂همین که قیصری کوچولو خوشش میاد کافیه😁هلو خانم واقعا هم خوش سلیقه اس😇 یعنی احمق تر از این دوتا پیدا نکردی برای کمک گاد عزیز؟😂 حلال زاده قطعا به دایی ها میره😻

    ۶ ماه پیش
  • ناشناس

    0

    هلو خانوووم🥹😂

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    3

    ایوار همه ما منحرفه اشغال

    ۸ ماه پیش
  • نازنین ن.پ

    2

    وای! خیلی خوشحالم به پارت 100 رسیدم😊

    ۱۰ ماه پیش
  • گل من

    0

    کی رفتی پارت ۱۰۰ ؟ مگه پارت ۱۹۱ و داده که بخواد تا صد بده

    ۱۰ ماه پیش
  • ...

    5

    ولی آیوار بیچاره ،بله ، حلال زاده به دایش میره متاسفانه🤧😂...

    ۱۲ ماه پیش
  • ماریا

    1

    هیجان انگیز و جُذاببب

    ۱ سال پیش
  • مهتا

    6

    جیگر طلا قربون ایوار بشه♥️😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    ۱ سال پیش
  • ملیسا

    10

    به نظرم بهترین بخش هر رمان یا کتاب بخشیه که از زبون شخصیت اصلی پسره اصن گلم اکلیلی شد با این پارت و اسمایی که ایوار رو نگار تو افکارش میذاشت

    ۱ سال پیش
  • عشقم آیوار

    3

    وایییی رمانت عالیههههههههه معمولا رمانا یک اتفاق بد تو کلش دارن و کلا خیلی اتفاق نمیوفته ولی رمان تو دو دقیقه یکبار اتفاق پشم ریزون میوفته نمیشه از بعد هجده سالگیش کلا یه رمان جلد پنج بنویسی خیلی کیوت میشن یا یک قسمت خیلیییی طولانی که باهم باشن من از رمانایی که آخرس کلا یک پارت همچی خوبه بدم میاد🥺

    ۱ سال پیش
  • بیخیال

    9

    یه روز اینقدر پولدار میشم ک یکی از برجا واسه نگار بخرم تو هر طبقش ترتیبشو میدم 😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • فن خوشگل پسر

    2

    ایوار است دیگه😅

    ۱ سال پیش
  • کرشمه

    6

    ولی خوشم میاید تمام رویا های ایوار خلاصه شده تو پول، ترتیب نگار😂😂😂 خیلی بچه باحالیه😂واقعا دمت جیز حمیده جون با این مغز منحرف درعین حال خلاقت😚

    ۱ سال پیش
  • بیخیال

    1

    کمتر از این ازش انتظار نمیره😂😁

    ۱ سال پیش
  • آنیا

    3

    ددم وایی آیوار به خااک میرود😜🖕

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️