دوست داشتی؟
رمان دانلود رمان شرط میبندی اثر mahtab mt

رمان شرط میبندی

  • به قلم mahtab mt
  • ⏱️۵۷ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 74.4K 👁
  • 91 ❤️
  • 173 💬

خلاصه رمان طنز شرط میبندی

داستان درباره دختری که تو راه دانشگاه با اقا پسری تصادف میکنه که این تصادف شروع درگیریا و کل کلاشون میشه و......

قسمتی از متن رمان شرط میبندی

با صدای گوشیم از خواب پریدم
گوشیمو از رو میز برداشتم و به شمارش نگاه کردم
باران بود
:جانم بارانی؟؟
باران:سلام خانومی،میگم آجی میای بریم بازار یه چرخی بزنیم؟؟
:سلام،آره باران اتفاقا آخر هفته مهمونی دعوتم لباس مناسب ندارم،تا نیم مین دیگه دم خونتونم بابای
باران:اوکی جوجو فعلا
وارد دستشویی شدم و آبی به صورتم پاشیدم
وارد اتاقم شدم کمدمو زیر و رو کردم که بالاخره یه مانتو چشم گرفت
مانتو لیمویم و با شال و شلوار سفیدم پوشیدم
جلو آینه نشستم و یه مداد تو چشمام کشیدم که زیبایی چشمامو دو برابر کرد
یه رژ کالباسی هم زدم و کیف و کفش ست لیمویم و پوشیدم
وارد پارکینگ شدم
پیش به سوی خونه ی بارانی
بعد از یه ربع بالاخره رسیدم دم خونشون
گوشیمو از تو کیفم در اوردمو یه تک بهش زدم
سریع از خونه اومد بیرون و سوار ماشین شد تا چشمش به من افتاد گفت
باران:جوون جوون خانم شماره بدم پاره کنی؟؟
_گمشو مسخره
ماشینو روشن کردم و حرکت کردم.
دم در پاساژ یه جا پیدا کردم و ماشین و پارک کردم،از ماشین پیاده شدیم
بعد از زدن دزدگیر وارد پاساژ شدیم
داشتم مغازه هارو نگاه می کردم که یه لباس پشت ویترین نظرمو جلب کرد
سریع دست بارانو کشیدمو وارد مغازه شدم
فروشندش یه پسر از این سوسولا بود
تا چشمش به ما افتاد گفت
پسره:سلام پرنسسا،چه کمکی می تونم بهتون بکنم؟؟
باران که حالش داشت از جلف بازیای پسره بهم می خورد،سریع از مغازه زد بیرون
ولی من مجبور بودم این بچه سوسولو تحمل کنم
لباسو بهش نشون دادمو گفتم واسم بیاره
رفت و چند مین بعد با همون لباس اومد
لباس و ازش گرفتم و وارد اتاق پرو شدم،
پوشیدمش،تو تنم فوق العاده بود
یه پیراهن بلند مشکی که دور مچ و یقش به طور زیبایی کار شده بود
پیراهن و از تنم در اوردمو لباس های خودمو پوشیدم
از اتاق اومدم بیرون
پولشو حساب کردمو به سمت باران رفتم
_بارانی بریم کافی شاپ یه چیزی بخوریم؟؟
باران:آره،پایتم شدیددد
به سمت کافی شاپ حرکت کردیم
بعد از خوردن سفارشامون از کافی شاپ بیرون اومدیم
سوار ماشین شدیم
باران و پیاده کردم و خودم به سمت خونه روندم.
در خونرو باز کردم،مثل این که کسی خونه نبود
رفتم تو اتاقم بدون این که لباسامو در بیارم روی تخت ولو شدم و خوابیدم
"آخر هفته"
بالاخره روز مهمونی فرا رسید
بعد از خوردن نهار رفتم تو اتاقم
دیگه کم کم باید آماده می شدم
سریع یه دوش ده مین گرفتم و اومدم بیرون،
پیراهن و پوشیدم
نشستم جلو آیینه موهامو فر کردم
یه سایه دودی پشت پلکم زدم،یه مداد هم تو چشام کشیدم
یه رژ قرمز زدمو مانتو مشکیم و پوشیدم
پیش به سوی مهمونی.
بابا ماشین و پارک کرد
از ماشین پیاده شدیم شالم و مرتب کردم و با مامان اینا همراه شدم
رفتیم تو
واااااااااای این اینجا چه غلطی می کنه


بیشتر بخوانید
نظرات رمان شرط میبندی
  • بی نام

    0

    نویسنده جان سرعت قلمت روی ۱۰۰۰ بوده فکرکنم رمانت خوب بود داستان محتوا داشت ولی انگاری دنبالت کردن حداقل میشد این رمان تو ۸ قسمت تمومش کرد نه اینقدر کوتاه

    ۳ هفته پیش
  • تیام

    0

    ماجرای رمان باحاله ولی خب باید حوصله بیشتری میزاشتی براش مثل اینکه یه رمان رو خلاصه کنیم لطفا روشون بیشتر کار کن

    ۲ ماه پیش
  • Miley

    0

    و یک چیز دیگه چون تو اولی جا نشد اینجا مینویسم رمان نباید اینقد لوس باشه خدایی دخترا ایقدر لوس باهم حرف نمیزنن جوجو و عسلم و... اینجور چیزا نمیگن😅

    ۲ ماه پیش
  • Miley

    0

    من تازه شروع کردم ک این رمان رو بخونم اما از همین اول رمان خوشم نیومد نویسنده عزیز ب نویسندگی ادامه بده اما لطفا حوصله بیشتری بزار برای رمانت و اینکه رمان و کتاب زیاد بخون تا بدونی چطوری بنویسی من خودم نویسندم و واقعا نتونستم رمان رو تا اخر بخونم باید یادبگیری خواننده رو با داستان همراه کنی

    ۲ ماه پیش
  • مبینا

    1

    اگر جزو اولین رمان های نویسنده باشه برای شروع خوبه ولی از نظر من که خودم یک نویسنده هستم باید رمان تو یکم طولانی تر کنی و جزئاتشو بیشتر کنی و باید برای این حوصله داشته باشی الان شروین و باران اصلا معلوم نشد چجوری عاشق هم شدن فقط نوشتی دوروز دیگه جشن نامزدیشونه خب این از بی حوصلگی رو نشون میده

    ۲ ماه پیش
  • مهیلا

    0

    کم بود ولی قشنگ بود و برای اونا هایی که دارن رمان خوندن رو شروع میکنن خوبه

    ۳ ماه پیش
  • عسل

    2

    رمان خوب بود وساده بود بالاخره ممنون از سازندس،،،،لطفا در رمان بعدی انقدر زود خلاصه نکنید

    ۳ ماه پیش
  • تنین

    1

    بابا خیلی کشکی کشکی عاشق هم شدن و ازدواج کردن

    ۴ ماه پیش
  • یاشار

    1

    رمان قشنگی بود به خصوص که با پایان خوش نوشته شده ولی کاملا معلومه که یا اولین رمان نویسنده هست یا از اولین رماناشه جزئیات خیلی کمه در صورتی که یک رمان زمانی به طرف بهتر شدن می ره که پر شاخ و برگ باشه انشالله که نویسنده عزیزمون با نوشتن رمانای بیشتر تجربه کسب میکنن و توی این زمینه عالی میشن

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    8

    چون جا نشد سه تا چت زدم ادامه ی دومین چتم : بخدا جذبش بالا تره همیشه سعی کن از اتفاقای متفاوت استفاده کنی جذابیتش بالا میره گلم قصد توهین نداشتم فغط نظرمو گفتم دس به قلمت اوکیه ولی سعی کن از اتفاقای طنز بیشتر توش بزاری به دلیل ژانرت یا خوانده رو با متنت به چالش بکشی (اگه موافقین۳ تا چتمو اوکی بزن)

    ۹ ماه پیش
  • هستی

    6

    شما رمانایی رو که به این سبک خودینو خلاصش کردین بدون خلاقیت خاصی همش تکراری ابکی سبک ده قرن پیش اره اول جذابیتشو داشت ولی دیگه الان حالم به هم می خوره من خودم نویسندم 4 تانوشتم یکیش رو دارم کاملش می کنم جوریه که۳تا دخترن۳پسر،۲تاشون عاشق یه پسره میشن و ۲تا از پسراهم عاشق یکی از دختراچراهمش یه جور

    ۹ ماه پیش
  • هستی

    6

    نشونه ی یک رمان ابکی چشمای خاکستری لبای قلوه ای دماغ عملی و...زیبایی غیر طبیعی ،طرف تصادف کرده بعد یهو اون نفر رو صد جا می بیبنه داستانی به شدت تکراری بدون اینکه خلاقیت خاصی داخلش باشهنویسنده ی عزیزم ذهن خوبی داری گلم ولی ببین به نظر من رمانی به شدت تکراری و کوتاه داشتی بقیشو داخل یک پیام دیگه میگم

    ۹ ماه پیش
  • Ana

    0

    داستانش تکراری بود و اینکه خیلی سریع پیش رفت

    ۹ ماه پیش
  • نگار

    0

    😮...یعنی تموم شد؟...من هنوز تو بهت ماجرام...یعنی چی واقعاً؟...چرا با احساسات مردم بازی می کنین؟ 😮 💨 با اینکه خیلییییی زود تموم شد و حتماً اولین رمان نویسندمون بوده اما از من به شما نویسنده عزیز نصیحت ، رمان نوشتن رو ادامه بده اما با حوصله عمل کن.به امید موفقیتت. مرسی.

    ۹ ماه پیش
  • دلسا

    0

    عاااااااالی🙏🙏🙏🙏

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!