خلاصه رمان طنز شرط میبندی
داستان درباره دختری که تو راه دانشگاه با اقا پسری تصادف میکنه که این تصادف شروع درگیریا و کل کلاشون میشه و......
قسمتی از متن رمان شرط میبندی
تیام
0ماجرای رمان باحاله ولی خب باید حوصله بیشتری میزاشتی براش مثل اینکه یه رمان رو خلاصه کنیم لطفا روشون بیشتر کار کن
۲ ماه پیشMiley
0و یک چیز دیگه چون تو اولی جا نشد اینجا مینویسم رمان نباید اینقد لوس باشه خدایی دخترا ایقدر لوس باهم حرف نمیزنن جوجو و عسلم و... اینجور چیزا نمیگن😅
۲ ماه پیشMiley
0من تازه شروع کردم ک این رمان رو بخونم اما از همین اول رمان خوشم نیومد نویسنده عزیز ب نویسندگی ادامه بده اما لطفا حوصله بیشتری بزار برای رمانت و اینکه رمان و کتاب زیاد بخون تا بدونی چطوری بنویسی من خودم نویسندم و واقعا نتونستم رمان رو تا اخر بخونم باید یادبگیری خواننده رو با داستان همراه کنی
۲ ماه پیشمبینا
1اگر جزو اولین رمان های نویسنده باشه برای شروع خوبه ولی از نظر من که خودم یک نویسنده هستم باید رمان تو یکم طولانی تر کنی و جزئاتشو بیشتر کنی و باید برای این حوصله داشته باشی الان شروین و باران اصلا معلوم نشد چجوری عاشق هم شدن فقط نوشتی دوروز دیگه جشن نامزدیشونه خب این از بی حوصلگی رو نشون میده
۲ ماه پیشمهیلا
0کم بود ولی قشنگ بود و برای اونا هایی که دارن رمان خوندن رو شروع میکنن خوبه
۳ ماه پیشعسل
2رمان خوب بود وساده بود بالاخره ممنون از سازندس،،،،لطفا در رمان بعدی انقدر زود خلاصه نکنید
۳ ماه پیشتنین
1بابا خیلی کشکی کشکی عاشق هم شدن و ازدواج کردن
۴ ماه پیشیاشار
1رمان قشنگی بود به خصوص که با پایان خوش نوشته شده ولی کاملا معلومه که یا اولین رمان نویسنده هست یا از اولین رماناشه جزئیات خیلی کمه در صورتی که یک رمان زمانی به طرف بهتر شدن می ره که پر شاخ و برگ باشه انشالله که نویسنده عزیزمون با نوشتن رمانای بیشتر تجربه کسب میکنن و توی این زمینه عالی میشن
۶ ماه پیشهستی
8چون جا نشد سه تا چت زدم ادامه ی دومین چتم : بخدا جذبش بالا تره همیشه سعی کن از اتفاقای متفاوت استفاده کنی جذابیتش بالا میره گلم قصد توهین نداشتم فغط نظرمو گفتم دس به قلمت اوکیه ولی سعی کن از اتفاقای طنز بیشتر توش بزاری به دلیل ژانرت یا خوانده رو با متنت به چالش بکشی (اگه موافقین۳ تا چتمو اوکی بزن)
۹ ماه پیشهستی
6شما رمانایی رو که به این سبک خودینو خلاصش کردین بدون خلاقیت خاصی همش تکراری ابکی سبک ده قرن پیش اره اول جذابیتشو داشت ولی دیگه الان حالم به هم می خوره من خودم نویسندم 4 تانوشتم یکیش رو دارم کاملش می کنم جوریه که۳تا دخترن۳پسر،۲تاشون عاشق یه پسره میشن و ۲تا از پسراهم عاشق یکی از دختراچراهمش یه جور
۹ ماه پیشهستی
6نشونه ی یک رمان ابکی چشمای خاکستری لبای قلوه ای دماغ عملی و...زیبایی غیر طبیعی ،طرف تصادف کرده بعد یهو اون نفر رو صد جا می بیبنه داستانی به شدت تکراری بدون اینکه خلاقیت خاصی داخلش باشهنویسنده ی عزیزم ذهن خوبی داری گلم ولی ببین به نظر من رمانی به شدت تکراری و کوتاه داشتی بقیشو داخل یک پیام دیگه میگم
۹ ماه پیشAna
0داستانش تکراری بود و اینکه خیلی سریع پیش رفت
۹ ماه پیشنگار
0😮...یعنی تموم شد؟...من هنوز تو بهت ماجرام...یعنی چی واقعاً؟...چرا با احساسات مردم بازی می کنین؟ 😮 💨 با اینکه خیلییییی زود تموم شد و حتماً اولین رمان نویسندمون بوده اما از من به شما نویسنده عزیز نصیحت ، رمان نوشتن رو ادامه بده اما با حوصله عمل کن.به امید موفقیتت. مرسی.
۹ ماه پیشدلسا
0عاااااااالی🙏🙏🙏🙏
۱۱ ماه پیش
بی نام
0نویسنده جان سرعت قلمت روی ۱۰۰۰ بوده فکرکنم رمانت خوب بود داستان محتوا داشت ولی انگاری دنبالت کردن حداقل میشد این رمان تو ۸ قسمت تمومش کرد نه اینقدر کوتاه